تادانه

. امسال حسرت به دل موندم بزنم توی دل رنگ‌های #پائیز و عکس بگیرم مدام. این وقت سال، تهران گلویم را محکم فشار می‌دهد دوستی در پست قبلی کامنت گذاشته که فلانی! به جای این‌همه پُست ِ تجاری و تبلیغی، کمی پُست ِ فرهنگی بگذار. ذهن‌ام یکی دو ساعته مشغول پیام‌هایش هست که چی جواب بدهم بهش: گیرم من تبلیغ ِ کتاب‌های #یوسف_علیخانی و #نشر_آموت را می‌کنم و گیرم تجاری، یعنی کتاب اینقدر بدبخت شده که دیگر در چارچوب فرهنگ نمی‌گنجد؟ این فرهنگ چه شکلیه که مثل نظام می‌کنند توی حلقوم‌مان و هر کس قرائت خودش را دارد؟ چرا فکر می‌کنیم دو تا پُست ِ کلی درباره ی شاعران و نویسنده‌ها و چند فحش ِ سیاسی و گلایه از روزگار می‌شود پست فرهنگی؟ گیرم اصلا من اومدم اون‌جوری که تو می‌گویی قدم و قلم زدم، عمه‌ی تو کتابهای #یوسف_علیخانی و #نشرآموت را تبلیغ می‌کند؟ او هم که بکند انتظارات دیگری دارد. ندارد؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment