تادانه

. از صبح که بیدار شدم این چهار نفر توی سرم می‌چرخند و یک دنیا شاکرم که در دوره‌ی روزنامه‌نگاری‌ام شاگردی این بزرگواران را کردم و شاگرد خوبی نبودم سربازی‌ام در #دایره_خبر #نیروی_زمینی_ارتش گذشت که به نظرم حضور سرگرد آن زمان و سرتیپ امروز #شاهین_تقی_خانی نعمتی بود برای ما #روزنامه و #مجله نویس ها که می‌آمد و از دوره‌ی آموزشی انتخاب‌مان می‌کرد. دوره‌ی سختی بود اما با دقت و هشیاری و منظم بودن تقی‌خانی رسما برای‌مان دانشکده شده بود؛ اگرچه تمام وقت و اگرچه ستوان‌دو بودیم. پیگیری خبرها و منظم‌بودن‌ و آرشیوبندی را به او مدیونم به لطف #جمشید_برزگر که ارشد دایره‌ی خبر بود و همزمان دبیر سرویس سیاسی #روزنامه_انتخاب ، به #محمدرضا_عرفانیان و گروه ماهواره روزنامه معرفی شدم که اوایل چند روزی گم و گور شدم از ترس‌ام که آیا می‌توانم؟ و رسما به زور مرا برگرداندند و اگر مهربانی آقای عرفانیان نبود هیچ‌وقت مترجمی عربی و خبرنویسی حرفه‌ای را لمس نمی‌کردم. از عرفانیان جدا از درس ِ خبر، درس زندگی بسیار آموختم آقای عرفانیان که از طرف #خبرگزاری_ایرنا به یوگسلاوی رفت، عملا نتوانستم انتخاب بمانم و به لطف استاد #مجید_رضاییان به #روزنامه_جام_جم دعوت شدم که برایم طلا بوده دو دوره کار کردن‌ام در این روزنامه. #علیرضا_معزی فقط دبیر گروه ادب و هنر نبود برایم، جنتلمن ِ به تمام معنا بود. رفیق بود. عزیز بود. هست. هم او بود که بهم اعتماد به نفس داد که داستان‌هایم را جدی بگیرم. اجازه داد دبیر صفحات ادبی بشوم و بعدها در #روزنامه_همشهری هم اجازه داد دور #ایران بگردم و گزارش ببرم روزنامه. بهم آموخت می‌توان توانایی‌های هر کسی را با کمی رفاقت، شناخت و #علی_دهباشی . که خوشحالم پنجاه و پنج شب از #شب_های_بخارا ی او را شاگردی کردم و خبرنویسی کردم برای سایت #تادانه . دهباشی یک وزارتخانه است و از او آموختم می‌توان تنهایی کار کرد و از هیچ احدی نهراسید. مخالف ِ ناشرشدن‌ام بود و هست ولی روز نیست که به عکس‌هایش نگاه نکنم دوست داشتن ِ جهان به همین سادگی است؛ با قدردانی از آدم‌هایش
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment