تادانه

. امروز از صبح‌اش قشنگ بوده و حالا این پیام برای #بیوه_کشی آنقدر نظرات ضد و نقیض شنیدم و خواندم که موندم حق با کدوم‌شونه با این که خوشحال‌تر می‌شوم وقتی چنین پیامی می‌آید و کمتر حس شرمندگی پیدا می‌کنم
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. آویزون ِ میله‌های اتوبوس بودم که این نقاشی رو دیدم چند تا صورت ِ آدم می‌بینید در تصویر؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. و حالا که رسیدم تهران و منگ ِ خواب و راه‌ام، نگاه کردن به این #کتاب ها سرشارم می‌کند و یکی از لذت‌های دنیا نگاه کردن به کتاب‌های خود ِ آدم است. این‌ها بخشی از خرید امسالم از #نمایشگاه_کتاب_تبریز هستند: #دیوان_لغات_الترک #از_ستار_اردبیلی_تا_خان_شوشینسکی #ارسباران #مقدمه_ای_بر_تاریخ_معماری_آذربایجان #فرهنگ_ضرب_المثل_ها_و_اصطلاحات_ترکی #شهرهای_گمنام_آذربایجان #بازی_های_محلی_آذربایجان #باغمیشه #قله_های_آذربایجان #موغامات_آذربایجان #حیات_وحش_آذربایجان #تاریخ_ترکان_قرقیز
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. شاید اگر به عقل ِ من بود همان ترمینال ِ غرب #تهران که دیدم اتوبوس‌ها به مرز رفته‌اند برمی‌گشتم شاید اگر به من بود وقتی با تاکسی خودم را از تهران به #زنجان رساندم، دو ساعت لرزیدن در عوارضی را به جان نمی‌خریدم با گوش‌های یخ‌زده و تن ِ لرزان. اینکه ماشینی از راه برسد از اهالی #اهر و #ارسباران که با دنده هوایی دو و چهل و پنج دقیقه‌ی زنجان را برساند به چهار و پنجاه دقیقه. اینکه گفته باشد سه‌راهی اهر پیاده‌ام می‌کند و نکند و بیاورد تا ورودی #تبریز و اینکه مینی‌بوسی با بخاری گرم و دلنشین بیاید و مرا برساند به #چهارراه_شهناز و بچرخم و بچرخم تا یادم بیفتد #قهوه_خانه_باستان کجا بود و وقتی پیدایش کنم، آثار تخریب ببینم و دلم بسوزد که به عادت هرسال #بال_قیماق چی؟ و حالا این راهرو مهمانپذیر روبروی قهوه‌خانه‌ی باستان و پیرمردی که می‌گوید باستان افتاد دست ورثه و تمام. و بگوید چهارتخته دارم هرچی خواستی بده که من چرتی بزنم دو سه‌ساعته زیر بال‌بال‌زدن‌های کلاغ‌ها و این راهرو که بهشت است همین پیش به سوی #نمایشگاه_کتاب_تبریز @aamout @hamidalikhaniii @aamoutbookfair #کتاب #کتابخوان #کتابخوانی #نمایشگاه #نمایشگاه_کتاب #ادبیات #داستان #رمان #داستان_کوتاه #نویسنده #مترجم #نشر #ناشر #انتشارات #نشر_آموت #نشرآموت #آموت مکان: تبریز - محل دائمی نمایشگاه های بین المللی آذربایجان شرقی (تبریز). سالن پروین اعتصامی. راهرو آخر. غرفه نشر آموت
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. اتوبوس نیست برای #تبریز همه تعاونی‌ها می‌گن راننده‌ها رفتند مرز اومدم شخصی سوار بشم تبریز که نداره فعلا برای #زنجان بلیط گرفتم و نشستم تا مسافر بیاد تا زنجان برسم؛ نصف راه رو رفتم این هم داستانی خواهد شد بی‌تردید پیش به سوی #نمایشگاه_کتاب_تبریز @aamout @hamidalikhaniii @aamoutbookfair #کتاب #کتابخوان #کتابخوانی #نمایشگاه #نمایشگاه_کتاب #ادبیات #داستان #رمان #داستان_کوتاه #نویسنده #مترجم #نشر #ناشر #انتشارات #نشر_آموت #نشرآموت #آموت مکان: تبریز - محل دائمی نمایشگاه های بین المللی آذربایجان شرقی (تبریز). سالن پروین اعتصامی. راهرو آخر. غرفه نشر آموت
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یکی دو روزه که #موج_ها آمده‌اند تا لب ِ ساحلی که من و شما نشسته‌ایم یا ایستاده‌ایم بر کنارش تا زندگی زنی را بخوانیم که بعد از دوازده‌سال دوری از خاطرات ِ بد ِ گذشته، مجبور است به جایی برگردد که #کری_لانزدیل را خوشبختانه می‌شناسید و پیش از این رمان #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم اش را با ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی خوانده‌اید و اینک رمان جدیدی از این نویسنده‌ی پرمخاطب. #فرشاد_شالچیان را هم می‌شناسید و اگرچه دوست ندارد درباره‌اش چیزی بنویسیم اما همه‌مون با خواندن ترجمه‌ی #دختر_خوب با این مترجم توانمند آشنا شدیم. دیگر چه؟ از این رمان غافل نمانید که لذت‌بخش است خواندن داستان زندگی یک استاد #تاریخ_هنر که با شیشه‌های دریایی، زیورآلات زیبا می‌سازد @khoshalchian @aamout
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. اول ِ صبح ِ فردای روزی که لیست ِ #پرفروشترین ها رو اعلام کردم، یکی از دوستان ِ #آموت تگ‌ام کرده به این پست اعتراف می‌کنم شوکه شدم انتخاب‌هاش کاملا حرفه‌ای است و شکر که #نشر_آموت این سال‌ها در کنار #رمان_پرفروش یک‌سری #داستان_کوتاه خاص و حرفه‌ای هم منتشر کرده؛ گیرم نفروخته باشند و گیرم خیلی‌های‌شان در شلوغی‌های بازار ِ کتاب دیده نشده باشند این پست شاید یک تلنگر باشد؛ همین‌ #انتقام #مجموعه_کامل_داستان_های_فلانری_اوکانر #من_از_گردنم_بدم_میاد #دخترها_در_جنگ #مرگ_دنتون #پسری_در_تاریکی #آکواریوم_شماره_چهار #جغرافیای_اموات #عرصه_های_کسالت #پرگار #قصه_های_مکرر #نفس_عمیق #سیاسنبو #برکه_های_باد
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. #پرفروشترین ‌های نشر آموت در مهرماه: ۱. #هنوز_هم_من / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۲. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۳. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۴. #خانه_ای_که_در_آن_بزرگ_شدیم / لیزا جول / علی شاهمرادی ۵. #ما_تمامش_می_کنیم / کالین هوور / آرتمیس مسعودی ۶. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۷. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمیس مسعودی ۸. #خاطرات_خانه_ابری / بهنام ناصح ۹. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیت اللهی ۱۰. #خاما / یوسف علیخانی ۱۱. #میوه_خارجی / جوجو مویز /مریم مفتاحی ۱۲. #اتاق / اما دون‌اهو / علی قانع ۱۳. #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم / کری لانزدیل / سارا نجم آبادی ۱۴. #اسب_رقصان / جوجو مویز /مریم مفتاحی ۱۵. #پیش_از_آنکه_بخوابم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری ۱۶. #خدمتکار_و_پروفسور / یوکو اوگاوا / کیهان بهمنی ۱۷. #دختری_که_پادشاه_سوئد_را_نجات_داد / یوناس یوناسون / کیهان بهمنی ۱۸. #دروغ_های_کوچک_بزرگ/ لیان موریارتی / سحر حسابی ۱۹. #جادو / راندا برن / فرشید عطایی ۲۰. #زن_همسایه / شاری لاپنا / عباس زارعی ۲۱. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی ۲۲. #نامه/ کاترین هیوز / سودابه قیصری ۲۳. #دختر_گل_لاله / مارگارت دیکنسون / مریم مفتاحی ۲۴. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است/ گیل هانیمن / آرتمیس مسعودی ۲۵. #الیزابت_گم_شده_است / اما هیلی / شبنم سعادت ۲۶. #زبان_گل_ها / ونسا دیفن‌باخ / فیروزه مهرزاد ۲۷. #پشت_سرت_را_نگاه_کن / سی‌بل هاگ / آرتمیس مسعودی ۲۸. راز شوهر / لیان موریارتی / سحر حسابی ۲۹. زندگی دوم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری ۳۰. دختر خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیان @aamout یک سوال به نظر شما جای چه کتابی در این لیست خالیه؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یادتون باشه چند ماه پیش نظرسنجی‌ای داشتیم درباره‌ی سخت‌ترین رمانی که خواندید و دوست نداشتید. نتایج خوبی به دست آمد که قبل از هر چیز به کار ِ نویسنده‌ها و ناشران و کتابفروش‌ها می‌آید. لطفا این‌بار نام سه #رمان را بنویسید که عاشق‌اش بودید اینجا جای تعارف و دروغگویی نیست. صادقانه بنویسید جمع‌بندی نظرات‌تان آخر هفته اعلام می‌شود پیشاپیش سپاسگزارم
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. چه جهان ِ خر تو خری ♦️تهدید عربستان علیه آمریکا بالا گرفت 🔹مدیر العربیه در یادداشتی تهدیدآمیز، به نقل از مقامهای سعودی نوشت اگر واشنگتن ریاض را تحریم کند، عربستان قیمت نفت را به ۲۰۰ دلار میرساند، خرید سلاح و واردات از آمریکا را متوقف میکند، پایگاه نظامی در اختیار روسیه قرار میدهد و رابطه اش را با ایران بهبود می‌بخشد. @AkhbareFori
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. اول صبح ِ شنبه برادرم منصورخان این عکس را از #میلک برایم فرستاده نهم تیرماه آمدم که یکی دو روزه برگردم و ضربه‌ی آخر رمان ِ سوم را بزنم؛ دو سوم راه را رفته‌ام اما بخت یار نبود و حالا از روی زادگاهم خجالت می‌کشم خجالت می‌کشم حتی نگاهش کنم #خاما #بیوه_کشی #یوسف_علیخانی
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. بیشتر از خودم و شما برای #علی_شاهمرادی خوشحالم علی را اولین بار بیست‌و‌چند سال قبل خانه‌ی #افشین_نادری دیده‌ام؛ البته من یادم نمی‌آید ولی خودش و افشین می‌گویند دفعه‌ی دومی هم بوده که گویا کتاب #سنگر_و_قمقمه_های_خالی ام را گرفته در حیاط میراث فرهنگی؛ که یادم نمیاد و فقط یادمه اون کتاب رو با مکافات تونستم از آرشیو شخصی آل‌رسول نشر زمانه بگیرم دفعه بعدش در #زاهدان دیدم‌اش. این‌بار با افشین و #ناصر_نخزری_مقدم مهمان علی بودیم و همسر مهربان‌اش #سحر_رستگار_ژاله نقدهای علی شاهمرادی را خوانده‌بودم اما نمی‌دانستم که شعر هم می‌گوید که خبر دارم یک #مجموعه_شعر از او در #نشر_چشمه زیر چاپ هست. خبر نداشتم ترجمه هم می‌کند که بعد در دو سال گذشته همان‌طور که من و #نشر_آموت را شوکه کرد، تردید ندارم شما را هم شوکه می‌کند. خوبی حوزه‌ی #ترجمه اینه که هر کی از راه رسید و گفت می‌تونه ترجمه بکنه، می‌گویی خوش آمدید! بعد برایش سه تا سد درست می‌کنید: اول اینکه کتابش را می‌فرستید پیش کسی که زبان انگلیسی بلد هست. لازم هم نیست کل کتاب را مقایسه بکند. رندومی مقایسه بشود معلوم می‌کند طرف انگلیسی بلده یا نه. دومین مرحله می‌فرستی پیش ویراستاری که اصلا این بابا فارسی بلده بنویسه که اومده ترجمه کنه. سومین مرحله هم هفت‌خوانی‌یه برای خودش در آموت؛ اینکه این گل و بلبلی که ترجمه شده، اصلا قابل خواندن هست برای جماعت ِ #کتابخوان ؟ القصه اینکه #علی_شاهمرادی سر #کتاب اول قبول شد #رمان دومی هم که ترجمه کرد، تمام این سدها را گذراند سومین ترجمه‌اش هم پذیرفته شد چهارمین ترجمه‌اش هم تایید شد اما بعدش بدشانسی آورد اولین ترجمه‌اش بهار امسال مجوز گرفت و خورد به خنسی بازار کتاب و گرانی کاغذ. #آموت هم مثل بقیه ناشران هی دست‌دست کرد تا شاید کمی ثبات بیاد که نیامد، بالاجبار اولین ترجمه‌اش آمد تا این #مترجم ِ خوش‌آتیه به خواننده‌هاش سلام بکنه سلامی که بی‌تردید به زودی همنشین ِ شب‌ها و روزهای‌تان خواهد شد؛ با انتخاب‌ها و ترجمه‌های خواندنی‌اش. تاکید می‌کنم اولین ترجمه‌ی علی شاهمرادی را حتما بگیرید؛ اگر دوست نداشتید دیگر از این #مترجم کتابی نخرید #خانه_ای_که_در_آن_بزرگ_شدیم (رمان خارجی) #لیزا_جول ترجمه‌ی #علی_شاهمرادی نشر آموت / ۴۴۸ صفحه / ۴۱۰۰۰ تومان @shahmoradi9238 @aamout
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یادش ماندگار بعضی آدم‌ها به جای بقیه سنگ‌تمام می‌گذارند گویی در زندگینامه‌ی خودنوشت‌اش چند سال پیش نوشته: ۶۲‌سال با پدر که در ۱۳۶۰‌شمسی درگذشت، ۷۶‌سال با مادر که در ۱۳۷۴‌دار فانی را وداع گفت: تا امروز ۶۴‌سال با همسر و ۶۰‌سال با فرزندان. ۹‌سال در #مدرسه_امید (شاهپور بعدی) قزوین با معلمانی سراپا اخلاص و شوق تعلیم دادن و مدیری با شخصیت چون غلامرضا شمس فرزند #شمس_العلما از نویسندگان نامه دانشوران، برای گذراندن دوره ابتدایی و ۳‌سال اول متوسطه؛ یک سال در خدمت فرهنگ #قزوین به تدریس حساب در دبستان پهلوی و دبستان ۱۵‌بهمن و اداره دفتر دبیرستان پهلوی. و سالی در دانشکده حقوق برای کسب فیض و پنج سال دردانشکده ادبیات دانشگاه تهران (دوره سه ساله لیسانس و دو ساله دکتری زبان و ادبیات فارسی) با بهره‌مندی از محضر استادان ارجمندی چون #احمد_بهمنیار، سید #کاظم_عصار، #بدیع_الزمان_فروزانفر، #ملک_الشعرای_بهار، #لطفعلی_صورتگر، فاضل تونی(محمدحسین فاضل تونی)، علی اصغر حکمت شیرازی، محمدتقی مدرس رضوی، سیدمحمد تدین،محمدباقر هوشیار، غلامعلی رعدی آذرخشی، علی اکبر سیاسی، ابراهیم پورداود، محمد مقدم، ولی‌الله خان نصر، جلالی، حسین خطیبی نوری. مدت ۹‌سال با علامه #علی_اکبر_دهخدا در تنظیم مطالب حروف «ظ»، «ض»، «ل» و «پ» و ۱۱ سال با #محمد_معین در لغت‌نامه دهخدا و در انجمن ایرانشناسی. ۴۲‌سال با سید#جعفر_شهیدی در لغت‌نامه دهخدا برای اتمام تألیف و طبع لغتنامه دهخدا و تألیف لغتنامه فارسی که بنیانگذار آن بودم با یاری همکاران ارجمند در هر دو تألیف. مدت ۳۴‌سال در خدمت دولت (وزارت دارایی، ادارات کل مالیات‌های غیرمستقیم و مالیات‌های مستقیم و شورای عالی مالیاتی الباقی را در صفحه‌ی دکتر سید #محمد_دبیرسیاقی در ویکیپدیا بخوانید
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. تلفن دبیرخانه: ۰۹۱۲۳۰۵۷۴۴۵-۰۲۱۶۶۴۹۷۲۹۵ -دبیر همایش: دکتر محمدرضا حاج بابایی ایمیل: info@matnpajoohi.ir وبسایت: پایگاه رسمی کنفرانس
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. رفتم برای ساینا خرید کردم با اولین دستمزدی که گرفته سیصد هزار تومن بهش دادند برای اولین کنسرت‌اش کلی #کتاب #موسیقی خریدم براش اولین حق‌التحریرم برای گفتگو با #فرخنده_آقایی بود که در #مجله_زنان منتشر شده بود؛ شش‌هزار تومان. سال هفتاد و پنج. یادمه از #هفت_تیر تا زیر #پل_کریمخان اومدم و رفتم #کتابفروشی #نشر_چشمه و کلی کتاب خریدم برای خودم ساینا دیشب کلی فکر کرده بود با اولین دستمزدش چی بخره. وقتی اینو شنید گفت بروم براش خرید کنم که ماندگارترین خرید، کتاب است رفتم. سیصد خودش داشت. کلی کتاب برداشتم. پانزده درصد تخفیف هم گرفتم و جمعا شد سیصد و نودهزار تومان #ساینا_علیخانی
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. #درکه مرا می‌خواند
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. اعتراف می‌کنم اصلا شعور ِ اقتصادی ندارم و وقتی که چند ماه پیش، همه دنبال خرید #دلار و #سکه بودند ، من اول‌اش داشتم توی روستای زادگاه‌ام رمان ِ جدیدم را می‌نوشتم و وقتی هم برگشتم تهران، برای فرار از این بازی پول و سیاست و تحریم و ... خودم را مشغول کاری کردم و اندک اندوخته‌ام را به راهی انداختم که انشالله در سال‌روز ِ انتشار اولین کتاب ِ #نشر_آموت افتتاح‌اش خواهم کرد این یکی دو روز اما آنقدر استوری و مطلب از پایین آمدن #دلار و #سکه و #ماشین و #موبایل و حتی نصف قیمت شدن ِ #سیگار و ... دیدم که برای بار هزارم باورم شد نویسندگان ِ ما اگر از همین فضای سوررئالیستی بنویسند خواندنی‌ترین رمان‌های جهان خواهد شد باعث افتخاره که قیمت #کتاب در این مدت بالا نرفت که حالا بیاید پایین
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یه مدته دلتنگ ِ #درکه و #دارآباد شدم ردخور نداشت پنجشنبه‌جمعه‌ها کوه نباشم؛ خودم رو بدجور گرفتار ِ کار کردم این ده‌سال گذشته عکس مال جمعه، پانزدهم مهر سال نود هست آخرین بار کی زدید به کوه؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. دوازده #کتاب ِ اول #نشر_آموت حاصل یک‌سال و نیم تمام انتظار؛ سال هشتاد و هفت و هشتاد و هشت و رسیدن به اولین حضور در #نمایشگاه_کتاب_تهران با همین دوازده عنوان #خوزستان_در_نامواژه_های_آن #لامداد #دوازده_گل_بهاری #آسمانکت #حمزه_آذرک_و_هرون_الرشید #معجون_عشق #باغ_اناری #دیدا #قدم_بخیر_مادربزرگ_من_بود #اژدهاکشان #عروس_بید ‌کدام از این #کتاب ها را دارید؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
#یوسف_علیخانی بعد از مدت‌ها توانستم به #فیس_بوک علیه‌الرحمه بروم؛ همین‌طوری کشیده شدم به دیدن ِ عکس‌ها و مرور ِ خاطرات این عکس رو دوم نوامبر سال دوهزار و ده منتشر کردم؛ یعنی یازده آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه بالکن ِ #دفتر_نشر_آموت وقتی زیر پل کریمخان بودیم چهل‌پنجاه تا از عکسا‌های #فیس_بوک همان سال‌ها را ذخیره کردم و به مرور همین‌جا منتشرشان می‌کنم که سندی‌ست بر این‌که خیلی زود پیر شدیم شما اصلا پیر شدن‌تون رو حس می‌کنید؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. این روزها از این پیام‌ها خیلی می‌فرستند و گاهی مثل پتک می‌مانند و خیلی‌های‌شان حرف‌شان درست است و شاید اندکی تفاوت ِ منظر داشته باشیم در نوع بیان. به این دوست اینطور پاسخ دادم: سلام. هر کسی ازش کاری برمی‌آید. کار من #کتابفروشی است، اگر بتوانم #کتاب ِ مناسب دستِ مردم بدهم بهتر از کلی‌گویی سیاسی است. موفق باشید اما گفتگوی دیشب با این دوست به اینجا ختم نشد متاسفانه. ایشان خواستند تلفنی من را ارشاد کنند که گفتم حرفی ندارم. بعدش مرا با انواع آلات جنسی و غیرجنسی‌شان نواختند که شرم‌ام می‌آید از خواندن‌ ِ دوباره‌اش و عجیب اینکه جوابی ندادم و باز هم لال ماندم؛ جدل با کی؟ این ماجرا هم ادامه‌ی منطقی مملکتی است که آدم‌هایش #کتاب نمی‌خوانند؛ حتی اگر نویسنده و شاعر و مترجم باشند و خود را #روشنفکر بنامند
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. از امروز #نمایشگاه_کتاب_زنجان از ۹ تا ۱۴ مهر ۱۳۹۷ بعدازظهرها از ساعت ۳ تا ۹ شب #زنجان #گاوازنگ محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی @aamout @hamidalikhaniii @aamoutbookfair #کتاب #کتابخوان #کتابخوانی #نمایشگاه #نمایشگاه_کتاب #ادبیات #داستان #رمان #داستان_کوتاه #نویسنده #مترجم #نشر #ناشر #انتشارات #نشر_آموت #نشرآموت #آموت
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com