تادانه

. قدیما یادمه #فندق را می‌چیدند و می‌آوردند و توی پسین یا انباری نمور و تاریک، تلنبار می‌کردند و از اواخر شهریور زنبیل‌زنبیل می‌آوردند و می‌ریختند توی ایوان و تلار و کنار تندورستان و با هیمه می‌افتادند به جان‌اش یا یکی چکمه می‌پوشید و با لگد می‌رفت به میان‌اش. این وسط خوش به حال ِ ما بچه‌ها بود که مدام فندق‌شکسته گیرمان می‌آمد و اجباری ِ کمک‌کردن به بزرگترها را فراموش می‌کردیم. این فندق‌ها رو که می‌آوردند بیرون، بوی رطوبت و نم و پوست‌فندق گندیده می‌پیچید توی دماغ‌مان. یه چند سالی‌یه می‌بینم مردم ِ زادگاه‌ام فندق‌ها را بعد از چیدن می‌آورند و جلو آفتاب، روی پشت‌بام‌ها و پیش‌بام‌های‌شان خالی می‌کنند. خیلی زود پوست سبز، خشک می‌شود و یه لگد بخورد، فندق از آشغال‌ها بیرون می‌آید. دیگر خبری از آن بوی نم و رطوبت هم نیست و فندق‌ها خوش‌خوراک‌تر هم شده‌اند. امسال، من هم سهمیه‌ی فندق‌ام رو ریختم توی بالکن و از صبح مشغول‌ام به گزگری؛ پوست گرفتن. @aamoutkhaneh
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:
Create a Link