تادانه

. چند روزی‌یه یک صفحه کشف کردم و مدام می‌روم زیر پست‌هایش کامنت می‌گذارم با اینکه دوست نداشتم لو بدهم‌اش اما دلم نمیاد شماها بی‌نصیب بمانید. یه نگاهی بهش بیندازید؛ شاید شما هم دوستش داشتید راستی خیلی دوست دارم برایم بنویسید چرا چنین صفحه‌ای دوست‌داشتنی میشه @bookstore202 @bookstore202 @bookstore202 @bookstore202 حتما و حتما و حتما فالو کنیدش و اگر دوست داشتید به دوستان‌تان پیشنهاد کنید
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. زنگ زدم به حمیدخان. گفته تازه رسیده #زنجان امروز غرفه‌آرایی ِ #نمایشگاه_کتاب_زنجان است. یک‌بار فقط به این شهر ِ دوست‌داشتنی رفتم و هربار که از کنار ِ اتوبان‌اش رد می‌شوم آرزو می‌کنم یک‌بار دیگر با این شهر زندگی کنم. در پست بعد خواهم نوشت که دو بار در #زنجان زندگی کردم و ووو اما حکایت این عکس: بعد از اینکه به حمیدخان زنگ زدم، آقایدالله زنگ زد که چاپ چهاردهم #ما_تمامش_می_کنیم را آورده. رفتم در انبار را باز کردم و او آورد و من چیدم؛ عدل‌های هشت‌تایی که از نوجوانی بلد شده‌ام؛ وقتی کارگر بازار #قزوین بودم پارسال که دستم شکست، لطف آقا یدالله آمد و کارتن‌های #نمایشگاه_کتاب_استانی را برای‌تان می‌بست خلاصه آقایدالله رفت و من مشغول جمع کردن کتاب برای نمایشگاه بعدی شدم؛ #نمایشگاه_کتاب_گرگان اومدم یه چی بنویسم از خاطرات اون‌سال‌ها که تنهایی کارتن می‌بستم و تنهایی #نمایشگاه_کتاب می‌رفتم و ووو انشالله یه وقت ِ دیگه می‌نویسم. الان چایی‌ام داره یخ می‌کنه @aamout @hamidalikhaniii @aamoutbookfair #کتاب #کتابخوان #کتابخوانی #نمایشگاه #نمایشگاه_کتاب #ادبیات #داستان #رمان #داستان_کوتاه #نویسنده #مترجم #نشر #ناشر #انتشارات #نشر_آموت #نشرآموت #آموت
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یه ذره پایین‌تر از #دفتر_نشر_آموت یه میوه‌فروشی‌ای هست که همیشه بهترین‌ها رو میاره و بسیار هم ارزونه؛ از این میدونی‌ها هر از گاهی که رفتم بهارستان تا #اعلام_وصول کتابها رو بگیرم، سر ِ مسیر یه گوجه‌فرنگی مَشتی و لیموترش ناب می‌گیرم و میارم و کنارش سه‌تا تخم‌مرغ قشنگ می‌اندازم و میشه ناهار. جاتون خالی
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. امروز روز آخر #نمایشگاه_کتاب_اردبیل است #نمایشگاه_کتاب_اردبیل از ۱ تا ۶ مهر ۱۳۹۷ بعدازظهرها ۱۴ تا ۲۱ #اردبیل . ضلع جنوبی #دریاچه_شورابیل محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی @aamout @hamidalikhaniii @aamoutbookfair #کتاب #کتابخوان #کتابخوانی #نمایشگاه #نمایشگاه_کتاب #ادبیات #داستان #رمان #داستان_کوتاه #نویسنده #مترجم #نشر #ناشر #انتشارات #نشر_آموت #نشرآموت #آموت
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. معاون #شرکت_پست در گفتگو با #خبرگزاری_مهر با تائید توقف تخفیف چهل درصدی در جابجایی کتاب‌های #ناشران در کشور، دلیل آن را اتمام دوره تفاهمنامه پست با #خانه_کتاب ذکر کرد پی‌نوشت: این ماجرا تازه نیست و تمام کتاب‌هایی که طی بیست‌روز گذشته به‌وسیله‌ی #نشر_آموت برای‌تان #ارسال_رایگان فرستاده شده‌اند، برای تشویق به #کتابخوانی بوده و این روال #ارسال_رایگان در #آموت ادامه خواهد داشت پس‌ترنوشت: طی چهار سال گذشته و به دنبال توافق میان وزارت ارشاد و اداره‌ی پست، تمام بسته‌های پستی شامل کتاب، با چهل درصد تخفیف به سراسر کشور ارسال می‌شدند و این تخفیف حالا حذف شده است
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. ممنونم که هستید ممنونم که با خودتان صادق هستید ممنونم که #کتاب می‌خوانید
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یکی برایم چنین پیامی گذاشته که از چند منظر قابل توجه است: اول اینکه خیلی دوست دارد مثل جریان‌های سیاسی و کارگری، کارگر بودن من در قدیم را پیراهن عثمان درست بکند و طبقه‌گرایی و ..‌. لابد طبق معمول رسیدن به مقاصد سیاسی دوم اینکه نفهمیدم ارتباط چهل‌و‌چهار سالگی‌ام با کتابفروشی را سوم اینکه یادم نمیاد کارتن‌خواب بوده باشم هیچ‌وقت؛ گرچه منکر دستفروشی در دوران نوجوانی و به فصل تابستان نیستم چهارم اینکه ایشان اگر این جامعه‌ی فاسد را اینطور می‌بیند خب تفنگ بردارد و بیفتد جلو نه با اسم مستعار و صفحه‌ی بسته، گهربار ببارد خدا پدر زنده‌یاد ساعدی را بیامرزد که نمایشنامه‌های بسیار خوبی دارد و داستان‌های قابل‌توجهی. که حیف بی‌تاثیر بوده‌اند گویی؛ که اگر تاثیر داشتند سینه‌چاکان‌شان کمی آموخته می‌شدند و سرآخر این‌که تجربه نشان داده این ماجرا هم ادامه‌ی منطقی مملکتی است که آدم‌هایش #کتاب نمی‌خواند لطفا توهین نکنید بهش. فقط کامنت‌اش را بازنشر دادم که ببینیم وجود چنین موجوداتی به مراتب خطرناک‌تر از وجود کسانی است که مدعی‌اند کتاب نمی‌خوانند. لااقل مستبد و دیکتاتور نیستند که همه را مثل خودشان بخواهند
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. الان اتفاقی رسیدم به صفحه #ترامپ مهم نیست کی هست و چی می‌گه و ووو چیزی که برام جالب بود نیم ِ بیشتر کامنت‌هایی که براش گذاشته میشه از طرف ایرانی‌هاست؛ یا به فارسی یا به انگلیسی @realdonaldtrump #ما_ایرانی_هستیم 😂
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. بدون شرح
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یک‌بار خودم به #نمایشگاه_کتاب_اردبیل رفتم؛ سال هفتاد و یک بعد دیگه نرفتم. یک سال هم حمیدخان را فرستادم که بعد دیگه نرفت. امروز چهارمین روز #نمایشگاه_کتاب ِ #اردبیل بود؛ نمایشگاهی خلوت و بی‌رونق که شاید دیگر نه من و نه حمیدخان به آن نخواهیم رفت همین به نظر شما با این‌همه هزینه‌ای که برای #نمایشگاه_کتاب_استانی می‌شود، چرا ناشران دوست ندارند به بعضی شهرها بروند؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. چرا مخاطبان بیشتر به سراغ آثار ترجمه می‌روند تا تالیف؟ #امیر_صالحی_طالقانی مدیر موسسه بین‌المللی #نشر_نحل: من به عنوان دست‌اندرکار کتاب کودک در داخل و خارج از کشور معتقدم نشر کودک در ایران به بلوغی نرسیده که نسل کودک و نوجوان ما رسیده است و ما عقب هستیم. وقتی که عقب هستیم دلیلی ندارد بچه‌ها از آثار تالیفی استفاده کنند. از سویی وقتی کتاب خارجی و ایرانی با یک قیمت منتشر می‌شوند بچه‌ها ترجمه را انتخاب می‌کنند که با نیازها و دغدغه‌هایشان مطابقت دارد. واقعیت این است که ما عمیق نیستیم چون کتاب نمی‌خوانیم. ما خیلی سطحی شد‌ه‌ایم درحالی‌که جواهر اصلی در عمق است. کتاب‌هایی هم که هست، کتاب‌های الکی و بی‌کیفیت است. یعنی به‌جای اینکه تغذیه سالم داشته باشیم هر روز داریم با شکلات خودمان را سیر می‌کنیم. بالاخره روزی این شکلات بدن ما را نابود می‌کند. متن کامل این گفتگو در #خبرگزاری_کتاب www.ibna.ir کاری به بقیه‌ی حرف‌هاش ندارم، فقط همین جمله‌اش: ما عمیق نیستیم، چون #کتاب نمی‌خوانیم
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. پارسال چند جفت برام بافته بود؛ برای #آموتخانه چند ماه پیش گفت دیگه نمی‌خواهی؟ اول گفتم نه، اما دوباره برگشتم و رفتم گفتم می‌خوام؛ الان پول‌اش رو بدهم؟ پوزخندی زد معنادار و گفت: باشه می‌گیرم اما بعد از تحویل دادن. این عکس‌ را منصورخان گرفته از نیره‌خانم. امروز به منصور گفتم برو به نیره‌خانم بگو بیست جفت دیگه ببافه. بعدش به دختر چمندخانم هم پیام دادم که به مامان بگو بیست جفت جوراب و بیست جفت دستکش ببافد. خودم که می‌دانم چکار دارم می‌کنم 😂 شما هم می‌دانید؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. دیروز اتفاقی در استوری صفحه خانم #آرتمیس_مسعودی چیزی دیدم که شاخ درآوردم دقیقا نُه سال از روزی که ایشون رو دیدم می‌گذرد یه جور حس دوری از جنجال‌ها و حاشیه‌ها در وجودشون هست که ذاتی ِ ایشونه جز یکی دو تا گپ کوتاه رادیویی، مصاحبه‌ای ازشون ندیدم تا حالا؛ با اینکه بیش از ده تا کتاب ترجمه‌ کرده‌اند و چند تا از ترجمه‌های‌شان به دلایل نامعلوم برای مجوز در اداره‌ی کتاب معطل مانده القصه خیلی دوست داشتم یک روزی کسی با ایشون مصاحبه بکنه و مصاحبه‌ای خواندنی باشه گفتگوی #وندیداد_امین با #آرتمیس_مسعودی کمی، فقط کمی با انتظار من فاصله دارد کاش وندیداد کتابهای خانم مسعودی را خوانده بود و گفتگویش چالشی‌تر و پینگ‌پونگی‌تر می‌شد؛ الان هم خواندنی یه اما سوالات خیلی کلی‌یه حتما برای خواندن این گفتگو به کانال #نشر_آموت بروید @aamout ترجمه‌های #آرتمیس_مسعودی 👇 #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است #ما_تمامش_می_کنیم #وقتی_خاطرات_دروغ_می_گویند #پشت_سرت_را_نگاه_کن #پروژه_شادی #اولین_تماس_تلفنی_از_بهشت #جنوب_دریاچه_سوپریور #آیا_شما_هم_به_استرس_اعتیاد_دارید #شادی_را_به_فرزند_خود_هدیه_کنید @artemis_masoudi
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
: پرمخاطب‌ترین کتاب‌های نشر آموت در شهریور ماه ۱۳۹۷ در دو پخش ققنوس و گسترش: ۱. #هنوز_هم_من / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۲. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۳. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۴. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمیس مسعودی ۵. #ما_تمامش_می_کنیم / کالین هوور / آرتمیس مسعودی ۶. #اتاق / اما دون‌اهو / علی قانع ۷. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۸. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیت‌اللهی ۹. #خاما / یوسف علیخانی ۱۰. #پیش_از_آن_که_بخوابم / اس. جی واتسون / شقایق قندهاری ۱۱. #میوه_خارجی / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۱۲. #زن_همسایه / شاری لاپنا / عباس زارعی ۱۳. #پیرزنی_که_تمام_قوانین_را_زیر_پا_گذاشت / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیهان بهمنی ۱۴. #اسب_رقصان / جوجو مویز / مریم مفتاحی ۱۵. #زبان_گل_ها / ونسا دیفن‌باخ / فیروزه مهرزاد ۱۶. #دروغ_های_کوچک_بزرگ / لیان موریارتی / سحر حسابی ۱۷. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی ۱۸. #دختر_خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیان ۱۹. #خدمتکار_و_پروفسور / یوکو اوگاوا / کیهان بهمنی ۲۰. #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم / کری لانزدیل‌ / سارا نجم‌آبادی ۲۱. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است / گیل هانیمن / آرتمیس مسعودی ۲۲. #پشت_سرت_را_نگاه_کن / سی‌بل هاگ / آرتمیس مسعودی ۲۳. #همسر_خاموش / ای اس هریسون / مریم مفتاحی ۲۴. #دختری_که_پادشاه_سوئد_را_نجات_داد / یوناس یوناسون / کیهان بهمنی ۲۵. #نامه / کاترین هیوز / سودابه قیصری ۲۶. #پرتقال_خونی / پروانه سراوانی ۲۷. #الیزابت_گم_شده_است / اما هیلی / شبنم سعادت ۲۸. وقتی خاطرات دروغ می‌گویند / سی‌بل هاگ / آرتمیس مسعودی ۲۹. غریبه‌ای در خانه / شاری لاپنا / عباس زارعی ۳۰. زندگی دوم / اس. جی واتسون / شقایق قندهاری ۳۱. اولین تماس تلفنی از بهشت / میچ آلبوم / آرتمیس مسعودی ۳۲. صدای آرچر / میا شریدن / منا اختیاری ۳۳. دختر گل لاله / مارگارت دیکنسون / سودابه قیصری نشر آموت؛ ناشر تخصصی رمان ایرانی و نشر خارجی @aamout
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. #نمایشگاه_کتاب_اردبیل از ۱ تا ۶ مهر ۱۳۹۷ بعدازظهرها ۱۴ تا ۲۱ #اردبیل . ضلع جنوبی #دریاچه_شورابیل محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی @aamout @hamidalikhaniii @aamoutbookfair #کتاب #کتابخوان #کتابخوانی #نمایشگاه #نمایشگاه_کتاب #ادبیات #داستان #رمان #داستان_کوتاه #نویسنده #مترجم #نشر #ناشر #انتشارات #نشر_آموت #نشرآموت #آموت
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. بدون شرح #جوجو_مویز #یک_بعلاوه_یک #مریم_مفتاحی #نشر_آموت
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. هشت روز ِ گذشته را دوست داشتم اما هر سفری، به نقطه‌ای می‌رسد برای من به جایی که خانه‌ی اول و آخر است؛ #کتابخانه
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. شاید فردا سهم ِ ما نباشد
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. از تمامی دوستان خوبم در #پخش_کتاب و #کتابفروشی هایی که چاپ اول و دوم رمان ِ #هنوز_هم_من ِ #جوجو_مویز با ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی به آن‌ها نرسید و مجبور شدند یک‌هفته منتظر بمانند، صمیمانه عذرخواهی می‌کنم و برای این تاخیر ناخواسته پوزش می‌خواهم. بالاخره چاپ سوم #هنوز_هم_من رسید خوشبختانه برای این چاپ و چاپ چهارم هم جلو افزایش قیمت را گرفتیم تا قدم بعدی ... @aamout
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. یک‌بار فقط به #ارومیه رفتم اما گویی هزار سال در آن زیسته‌ام. از #یارلما یی که ترمینال‌اش گرفتم و چشم‌ام همچنان به دستان ِ مردی مانده که فرز، یارلما و تخم‌مرغ را پیچید توی نصف نان سنگک، تا بلندی‌های #شیخ_تپه که جان می‌دهد زیراندازی و #کتاب برداری و بروی به تماشای جهان. همیشه دلم خواسته #ارومیه را "هند ِ ایران" بنام‌ام؛ به خاطر همزیستی مهربان کرد و ترک و ... و زندگی پر ستایش ادیان؛ مسلمان و زرتشتی و آشوری و یهودی و مسیحی و یک‌بار چند سال ِ پیش برای #نمایشگاه_کتاب_ارومیه رفتم و این‌طور عاشق ِ مردمان رنگی ارومیه شدم. امروز غرفه‌آرایی #نمایشگاه_کتاب است و از فردا دیدار با #کتابخوان های این خاک. بیست تا بیست‌و‌پنجم شهریور صبح‌ها ۹ تا ۱۲ بعدازظهرها ۱۶ تا ۲۱ #ارومیه. #پارک_جنگلی محل دائمی #نمایشگاه_های_بین_المللی @aamout @hamidalikhaniii @aamoutbookfair با #نمایشگاه_کتاب_ارومیه کاروان ِ #نمایشگاه_کتاب_استانی امسال شروع می‌شود
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. هر وقت ساکت بشم و با کسی حرف نزنم هر وقت خیالات برم دارد و به یه جا خیره بشم هر وقت نتوانم تصمیم بگیرم هر وقت احساس ناامیدی بکنم هر وقت احساس کنم که چی؟ خودم را در اولین فرصت تبعید می‌کنم به انبار #نشر_آموت و شروع می‌کنم به انبارگردانی و جا به جا کردن عدل‌های #کتاب آنقدر این تنبیه ادامه پیدا می‌کنه که مغزم به کار می‌افته و انبار هم سرحال میاد مثل امروز، و همین حالا که تمام تن‌ام خیس عرق شده و نفس‌نفس‌زنان خودم رو از انبار کشیدم به دفتر و باد خنکی اومده داخل #دفتر_نشر_آموت و داره با صورتم بازی‌بازی می‌کنه این یعنی همه‌چی حل شد و از فرداست که چرخ انتشار راه می‌افتد و بی‌توجه به این جامعه‌ی مریض ِ خیالباف، کارم را می‌کنم؛ گور بابای تمام خیالات ِ بد @aamout
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. بدون شرح وصف‌حال این‌ روزها #بازار #قزوین
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. قدیما یادمه #فندق را می‌چیدند و می‌آوردند و توی پسین یا انباری نمور و تاریک، تلنبار می‌کردند و از اواخر شهریور زنبیل‌زنبیل می‌آوردند و می‌ریختند توی ایوان و تلار و کنار تندورستان و با هیمه می‌افتادند به جان‌اش یا یکی چکمه می‌پوشید و با لگد می‌رفت به میان‌اش. این وسط خوش به حال ِ ما بچه‌ها بود که مدام فندق‌شکسته گیرمان می‌آمد و اجباری ِ کمک‌کردن به بزرگترها را فراموش می‌کردیم. این فندق‌ها رو که می‌آوردند بیرون، بوی رطوبت و نم و پوست‌فندق گندیده می‌پیچید توی دماغ‌مان. یه چند سالی‌یه می‌بینم مردم ِ زادگاه‌ام فندق‌ها را بعد از چیدن می‌آورند و جلو آفتاب، روی پشت‌بام‌ها و پیش‌بام‌های‌شان خالی می‌کنند. خیلی زود پوست سبز، خشک می‌شود و یه لگد بخورد، فندق از آشغال‌ها بیرون می‌آید. دیگر خبری از آن بوی نم و رطوبت هم نیست و فندق‌ها خوش‌خوراک‌تر هم شده‌اند. امسال، من هم سهمیه‌ی فندق‌ام رو ریختم توی بالکن و از صبح مشغول‌ام به گزگری؛ پوست گرفتن. @aamoutkhaneh
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. هر روز خواننده‌ی ثابت عکس‌نوشته‌های #مهدی_یزدانی_خرم هستم از وقتی که یادم می‌آید (سال هفتاد‌و‌شش بود که مهدی را اولین بار در #دانشکده_ادبیات_و_علوم_انسانی ِ #دانشگاه_تهران دیدم) مهدی با کلمه، نفس می‌کشد و مرد ِ این حوزه است. امیدوارم روزی همت کند و این خواندنی‌ها را به چاپ بسپارد که لااقل یک نسخه‌اش را برای خودم و یک جلدش را برای #آموتخانه خواهم خرید. عکس‌نوشته‌های مهدی یزدانی خرم هر کدام‌شان یک شوک در خود دارند و به آدم ضربه می‌زنند @m.yazdanikhorram
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. این روزها یک بخشی از کارم شده مشاوره دادن به دوستانی که به تازگی #ناشر شده‌اند به همه‌شون می‌گم این چیزهایی که پیشنهاد می‌دهم تا به اجرا درنیایند به لعنت ِ خدا هم نمی‌ارزند. دیروز برادرم حمیدخان از دستم عصبانی شده بود که تو همه راز و رمزها رو داری لو می‌دی. گفتم والله راز و رمزی نیست. مهم پیگیری و اجرای این شیوه‌هاست و امیدوارم روزی همه اجرایش بکنند و مردم به جای رقابت در افتتاح #کبابفروشی و #پیتزافروشی و #رستوران و #بوتیک و #وسایل_آرایشی و ... در افتتاح #کتابفروشی با هم رقابت کنند؛ چون نتیجه‌اش افزایش جمعیت ِ #کتابخوان ها خواهد بود. یه چیز جالب بهش نشان دادم و پرسیدم: هر دو این #کتاب ها جلد قرمز هستند و هر دو را هم دکتر #ناهید_شهبازی_مقدم ترجمه کرده. چطور میشه یکی بعد از چند سال حتی دویست‌تا نفروخته که پول آماده‌سازی اولیه‌اش دربیاد و چطور دومین کتاب‌ در کمتر از شش‌ماه رسیده به چاپ سوم؟ شما #پسری_در_تاریکی یا #سالار_مگس_ها رو خواندید؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. کسی مثل #احسان_یارشاطر همیشه زنده است، گیرم زمانی از ایران رفته‌ و مثل حالا از زمین راهی شده‌باشد. کاری که پروفسور #یارشاطر در طول زندگی‌اش کرد، عالمانه و عاشقانه بود و هر آدم ِ عاقلی باید بهش غبطه بخورد؛ یک عمر نوشتن از وطن. و دایره‌المعارفی که با نام وطن همراه است تا همیشه؛ #ایرانیکا سال هشتاد‌و‌شش چند ماهی میان طایفه‌ای رفته بودم تا قصه‌ها و آداب و رسوم‌شان را جمع کنم. کلی کیف می‌کردم که توانستم وارد حریم‌شان بشوم. پای صحبت زنده‌یاد #ابراهیم_مراغی در روستای #گرمارود_بالا نشسته بودم که اسم یارشاطر از زبان این پیرمرد در رفت. اول فکر کردم اشتباه می‌کنم. پرسیدم: کی؟ گفت: مال ِ خیلی قدیماست. تازه‌داماد بودم. چارواداری می‌کردیم که توی #قزوین شنیدیم یه آقایی در #گراند_هتل نشسته و هر کی یک روز بتواند به زبان #مراغی برایش حرف بزند، یک تومان می‌گیرد. بقیه‌ی حرف‌هایش را ضبط شده دارم. واقعیت‌اش نشنیدم. پیش ِ خودم خیالات کردم که جوانی ِ پیرمرد یعنی باید بین سال‌های هزار و سیصد و بیست تا هزار و سیصد و سی این دیدار بوده باشد و فرهنگ ِ ایران را کسانی زنده نگه داشته‌اند که قدمی دورتر شدند از مادر
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
. به احتمال ِ قریب به یقین، حتی یک‌بار هم شده، از این محموله‌ها دریافت کردین. بسته‌های پستی #نشر_آموت به شکل من‌درآوردی‌ای خودبه‌خود این شکلی شد. با پلاستیک آموت و چسب ِ پهن. اوایل نیم ساعت و چهل دقیقه و یک‌ساعت توی اداره‌ی پست می‌ماندم تا کتاب‌ها بسته‌بندی بشوند، بعد دیدم اینطوری بصرفه‌تره؛ هم به لحاظ ِ وقت و هم هزینه. بعد هم تا این لحطه نشده کسی بگوید کتابش آسیب دیده. شق و رق می‌رسد تا کتابخانه‌هاتون. الان اومدم این بسته رو که راهی #شاهرود هست، آماده کنم. آموت هیچ‌وقت تخفیف نمی‌دهد. تخفیف را یک‌نوع توهین می‌دانیم برای خودمان؛ ما و شما. به جایش، مثلا این بسته شده صد‌و‌پنجاه هزار تومان، یک کتاب بیست‌و‌پنج یا سی‌هزارتومانی هدیه می‌گذاریم برای این دوست ِ #کتابخوان. نود‌و‌نه درصد خریدها هم رمان‌های خارجی است و بالطبع نود‌و‌نه درصد هدیه‌ها هم رمان‌های ایرانی؛ امیدوارم روزی این مساله برعکس بشه. چه حسی داشتید وقت دریافت این محموله‌ها؟
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com