تادانه

منتشر شد
 

. سال هفتاد و چهار گذشت و #بیژن_بیجاری حاضر به گفتگو نشد. #محمد_محمدعلی گفت می‌خواد ببینه توان خواندن کتاب‌هایش را داری یا نه. اون‌وقت‌ها فقط #عرصه_های_کسالت و #پرگار فقط ازش منتشر شده بود. خواندم‌شان. یک‌بار که رفته بودم پیش ِ آقای محمدعلی، گفتند که آقای بیجاری کارت داره. رفتم اتاق‌شان. محمدعلی طبقه هفت ساختمان گیو بود و بیجاری، طبقه‌ی اول. وارد اتاق که شدم، روی میزش شلوغ بود اما با نظم خاصی، کتابی را که مشغول خواندن‌اش بود جمع کرد و توی پاکت کاغذی جا داد و پرسید: می‌تونی دوسه روزه این رمان را بخوانی؟ ندیده گفتم بله. پاکت را گرفتم و مستقیم رفتم #کوی_دانشگاه . نشستم و دو روزه خواندم‌اش؛ نسخه‌ی نمونه‌خوانی شده‌ی رمان #تماشای_یک_رویای_تباه_شده بود در #نشر_مرکز بعدش زنگ زدم که خواندم. گفت پنجشنبه و جمعه می‌توانی بیایی برای گفتگو. دو روز گفتگوی‌مان طول کشید و بعد #بیژن_بیجاری از ایران رفت. همان سال‌۱۳۷۷ آن رمان و رمان #باغ_سرخ در #نشر_مرکز منتشر شد بعدها دلم می‌سوخت که خیلی از داستان‌خوانان نسل‌های جدید بی‌بهره مانده‌اند از خواندن #بیژن_بیجاری پارسال ازشون دعوت کردم به #نشر_آموت بیایند و آمدند و حالا #سه_مجموعه_داستان  و #دو_رمان ِ #بیژن_بیجاری به #کتابفروشی ها رسیده‌اند غافل نمانید از خواندن این نویسنده‌ی متفاوت #نسل_سوم توزیع سراسری #سه_مجموعه_داستان و #دو_رمان از امروز بوسیله‌ی #پخش_ققنوس آغاز شده @aamout

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:
Create a Link