تادانه

این روزها ...
این روزها زیاد بحث این می شود که شمای یوسف علیخانی با ادبیات خاص و چه و چه ... چرا کتاب‌هایی چاپ می کنید که مثل کار خودتان نیستند و بیشتر سمت ِ بازار را دارند تا ادبیات را.

من هم فقط نگاه‌شان می‌کنم که مگر داستان‌های یوسف علیخانی را خوانده‌اید؟ که پای او را وسط می‌کشید؟

و دیگر اینکه یوسف علیخانی ِ ناشر دنبال این است پولی که هزینه چاپ ِ کتابی می کند برگردد و یوسف علیخانی ِ نویسنده هم ساز خودش را می زند که خیلی وقت‌ها سلیقه‌شان با هم نمی‌خواند و ممکن است گاهی دعوای‌شان هم بشود که یوسف علیخانی ِ ناشر حاضر نیست حتی کار یوسف علیخانی ِ نویسنده را چاپ کند؛ حتی.

نشر، بیش از اینکه یک بنگاه فرهنگی باشد، بنگاهی تجاری است که باید چرخش بچرخد و قاعدتا در نشرهای بزرگ دنیا هم همه نوع کتاب منتشر می‌شود تا همه‌نوع مخاطب خودش را در آنجا راحت پیدا کند. در آموت هم از یک‌سو آثار محمد شریفی و فریبا کلهر و محمدعلی علومی و بهنام ناصح و به قول شما یوسف علیخانی و ... منتشر شده است و از سوی دیگر کتاب‌های کسانی مثل نسرین ثامنی و حسن کریم‌پور و ...

دوستانی که عادت کرده‌اند حرف هوایی بزنند، کمی نشانه‌گیر حرف‌هایشان را دقیق‌تر بگیرند و یه سر سایت را ببینند که از میان 106 عنوان کتابی که در نشر آموت منتشر شده، چندتایش سویه بازار را دارد و چندتایش سویه‌ی فروش نرفتن را و چرا رمان فروش می‌رود و مجموعه داستان، نه.

بعد هم اینکه بخش ترجمه‌ی آموت خوشبختانه به گواه ِ سخن دوستان علاقمند به ادبیات و رمان و روزنامه‌نگاران، سویه‌اش سویه‌ی ادبیات فاخر ِجایزه‌بگیر است، پس بهتر نیست از آن بخش دیدن فرمایید؟

بعدا نوشت:
هفته قبل زنگ زدم ببینم کاغذ رسیده به چه قیمتی؟
حاجی‌اکبری گفت 62 و پونصد. حاجی‌مهرآبادی گفت 62 و هفتصد و حاجی‌...
در واقع هر بند کاغذ اندونزی ، 70 گرمی، 60 در 90 رسیده بود هفته قبل به نهایت 63 هزار تومان.
این را داشته باشید که پارسال همین موقع همین کاغذ را همین کاغذفروش می‌داد با التماس و چک دو ماهه به 22 هزار و پانصد تومن.
حالا باید نقدی بگیری و نرخ روز به روز.
بعد کاغذ را خواستم، گفتم: لطفا 96 بند بفرستین به چاپ ترانه.
بعد یه هفته از من تماس و از اونا بله قربان ِ تخماتیک.
بعد امروز (یعنی 10 مرداد 91) و درست 6 روز بعد از تلفن اول، زنگ زدم که چی شد پس؟ می‌گه به روی چشمم. جان بچه‌ام همین الان روانه کردم.
روانه کرد و بعد زنگ زد که کاغذ رسیده به بندی 72 هزار تومان.
دیگر حوصله ضربدر را ندارم. خودتان حساب کنید با سلامتی که 96 ضربدر 72 هزار تومن چقدر می‌شود که نهایتا با چنین مقدار کاغذی می‌توان چهار کتاب 350 صفحه‌ای در تیراژ 1100 تا چاپ کرد.
این از هزینه کاغذ که در واقع یک چهارم هزینه چاپ یک کتاب به شمار می‌رود، فیلم و زینک و چاپ و صحافی و ... و هزینه های آماده‌سازی اولیه به کنار.
والسلام، نامه‌تمام.
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:
Create a Link