تادانه

پرفروش‌ترین کتاب آمازون چه می‌خواهد بگوید؟

درباره کتاب «زن، غذا و خدا»
نوشته جنین راس/ ترجمه آراز ایلخچویی
فاطمه خضری
«تهران امروز» سه‌شنبه 6 دی 90 صفحه 17

مطالب مرتبط درباره این کتاب ... نشر آموت

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
نامزدهای هجدهمین جایزه کتاب فصل
جایزه کتاب فصل: آثار راه يافته به مرحله دوم هجدهمين دوره جايزه كتاب فصل در گروههاي ادبيات و علوم اجتماعي معرفي شدند.
ادبيات زبان­هاي ديگر
ـ خروسخوان، تأليف ياشار كمال، ترجمه عليرضا سيف­الديني . ـ تهران: ققنوس
ـ خاطره­اي از كريسمس، تأليف ترومن كاپوتي، ترجمه مهدي فاتحي . ـ تهران: فيروزه
ـ آفتاب درخشان، تأليف نورما كلين، ترجمه اشرف منظوري . ـ تهران: آموت
ـ اين ريمولدي ابله ...، تأليف شارل اگزبرايا، ترجمه عباس آگاهي . ـ تهران: جهان كتاب
ادبيات داستاني
- زيباي هليل، تأليف: منصور عليمرادي. ناشر: آموت
- زني در جزيره اي گمنام، تأليف: زهرا زواريان، ناشر: قدياني
- كلاغ، تأليف: فرشته نوبخت، ناشر: چشمه
- بيداري، تأليف: مصطفي جمشيدي، ناشر: كتاب نيستان
- دخترم عشق ممنوع، تأليف: شهلا آبنوس، ناشر: آموت
- خانه كوچك، تأليف: محمدعلي علومي، ناشر: آموت
- خانه روبرو، تأ ليف: حسن كريم پور، ناشر: آموت
متون قديم
منشآت تفرشي، تأليف: فضل الله حسيني تفرشي، مصحح : بهرام نژاد، ناشر: آموت
شعر معاصر
- برهوت، سروده: حامد يعقوبي، ناشر: سوره مهر
- نور و نيلوفر، سروده: صالح سجادي، ناشر: سوره مهر
- گزاره ها، سروده: محمدرضا طهماسبي، ناشر: سوره مهر
- طا، سين، ميم، سروده: محمد جواد آسمان، ناشر سوره مهر
- تو سيب و گندم، سروده: محمد مرادي ، ناشر: سوره مهر
- شب آهوها، سروده: رباب طاهري، ناشر :هنر رسانه ارديبهشت
- دسته گل را به آب بايد داد، سروده: علي فردوسي، ناشر: هنر رسانه ارديبهشت
- شب، نقاب عمومي است، سروده: شمس لنگرودي، ناشر: نگاه
- بغض دير سال من، سروده: سيد صابر موسوي، ناشر: فصل پنجم
- لطفا برايم اسپند دود كنيد، سروده: حميد اقبال دوست، ناشر: فرهنگ ايليا

Labels: , , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
عاشقانه بازاری نمی‌خوانم
به گزارش خبرنگار برنا سمیه فرهمندیان 25 ساله است و مدرک فوق دیپلم خود را در رشته فن‌آوری اطلاعات دریافت کرده؛او اهل شیراز است و در حال حاضر به کار طراحی دکوراسیون داخلی مشغول بوده و از برگزیده‌های جایزه ادبی "رمان اول ماندگار" است.
رمان او با نام" آیدا می‌دود" که البته احتمال تغییر نام آن وجود دارد در این مسابقه به عنوان اثر دوم از سه اثر برگزیده انتخاب و معرفی شده است. نخستین دوره جایزه ادبی "رمان اول ماندگار" از سوی ماهنامه اینترنتی ماندگار، با هدف کشف و حمایت از استعدادها در زمینه رمان‌نویسی و چاپ آثارشان برگزار شد.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رمان «غزل شيرين عشق» مجوز گرفت
رماني از ليلا عباسعليزاده با نام «غزل شيرين عشق» توسط نشر «آموت» منتشر مي‌شود. به گفته عباسعليزاده، اين كتاب مساله‌اي اجتماعي را طرح كرده و شخصيت اصلي آن زني است كه در مقطعي از زندگي اجتماعي و خانوادگي‌اش موقعيت‌هايي خاص را تجربه مي‌كند.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، رمان «غزل شيرين عشق» حدود 408 صفحه است كه به زودي از سوي نشر آموت راهي بازار كتاب خواهد شد.
اين كتاب دومين اثر داستاني عباسعليزاده در حوزه بزرگسال است. مجموعه داستان او «به چيزي دست نزن» نام دارد كه اواخر سال گذشته (1389) از سوي همين ناشر به چاپ رسيد.
عباسعلیزاده درباره اين كتاب توضيح داد:‌ اين رمان بخشي از نگرش‌هاي اجتماعي امروز ايراني را در قالب رويدادهاي داستانی شرح داده است. داستان كتاب نيز درباره خانمي جوان است كه همسرش فوت كرده و با دخترش به طور مستقل زندگي مي‌كند.
وي افزود: مسايل اجتماعي پيش روي شخصيت اصلي اين كتاب كه «شيرين» نام دارد؛ ‌همراه با چالش‌هاي اجتماعي مرتبط با مشكلات وي، از جمله محورهاي اين كتابند كه البته همه وقايع داستاني آن به سرانجامي خوشايند و اميدبخش راه مي‌يابند.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
دون‌اهو یا داناهیو؟


این‌روزها بازار این موضوع داغ است که تلفظ نام نویسنده رمان معروف «اتاق» به فارسی چیست. نام این نویسنده به دو صورت «اما دون‌اهو» و «اما داناهیو» ثبت و منتشر شده است. خانم «اما دون‌اهو» در این گفتگو، موضوع را پایان داده و تلفظ دقیق فامیلی‌اش را به مصاحبه‌شونده گفته است:

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
وصف‌حال
فال شب یلدای من: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ...
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«معمايي براي يک جنايت» مجوز گرفت
كتاب «معمايي براي يک جنايت» با نام فرعی: «تكنيک داستان‌پردازي پليسي»، نوشته محمدمهدي نحوي‌فرد به زودي راهي بازار كتاب مي‌شود. در اين كتاب شگردها و ترفندهاي داستان‌ها و فيلم‌هاي پليسي از منظر ايجاد سوء‌ظن در ذهن مخاطب بررسي شده است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، نحوي‌فرد، درباره اين كتاب كه به زودي از سوي نشر «آموت» و با همكاري بنياد ادبيات داستاني به چاپ مي‌رسد، توضيح داد: اين كتاب حاصل پايان‌نامه دوره ليسانس من است. در اين اثر تكنيک داستان‌ها و فيلم‌هاي پليسي از منظر ايجاد سوء‌ظن در ذهن مخاطب بررسي شده است.

وي افزود: همچنين در اين اثر، محور اصلي بر اين تكيه دارد كه چگونه طرح معما سبب انحراف ذهن مخاطب نسبت به موضوع داستان يا فيلم مي‌شوند و براين اساس 14 روش ايجاد سوءظن در اين دسته آثار ارايه و طرح شده است.

به گفته نحوي‌فرد، «مروري بر سير تكاملي داستان‌هاي پليسي»، «ساختار داستان‌ها و فيلم‌هايي پليسي از نوع معمايي»، «اولين مرحله داستان‌پردازي پليسي از نوع معمايي» و «‌تنظيم،‌ طرح و توطئه جنايت» از جمله فصل‌هاي تشكيل دهنده اين كتابند.

نحوي‌فرد، متولد 1350 و فارغ‌التحصيل رشته كارگرداني فيلم از دانشگاه صدا و سيماست. وي هم اكنون در صدا و سيماي مركز قزوين به عنوان كارگردان تلويزيوني مشغول به كار است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پرفروش‌هاي كتاب فصل پاييز

«جام‌جم» از پرفروش‌هاي كتاب در فصل پاييز گزارش مي‌دهد
بهار‌كتاب در‌خزان پاييز
سينا عليمحمدي
روزنامه «جام‌جم» دوشنبه 28 آذر 90 صفحه 5 (PDF)

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
گفتگو با «اما دُون‌اِهو» نويسنده «اتاق»
اشاره: اما دون اهو نويسنده 42 ساله با تابعيت دوگانه ايرلندي ـ كانادايي است. او از دانشگاه كمبريج، مدرك دكتراي زبان انگليسي دارد. رمان معروف اين نويسنده به نام «اتاق» در سال 2010 نامزد مرحله نهايي جايزه بوكر شد كه البته رقابت را به رماني از هووارد جاكوبسن واگذار كرد. اين كتاب همچنين نامزد جايزه معتبر اورنج هم شده است. همان‌طور كه در متن مصاحبه زير اشاره شده، اما دون اهو ر، مان خود را با الهام از يك حادثه هولناك كه براي زني به نام اليزابت فريتزل رخ داده، نوشته است.
اليزابت فريتزل يك زن 42 ساله است كه در سال 2008 به پليس اتريش گفت كه مدت 24 سال در زيرزمين خانه پدري‌اش و توسط پدرش حبس شده است! اين كتاب توسط نشر آموت در ايران به تازگي منتشر شده است.

از اين كه رمان «اتاق» شما نامزد مرحله نهايي جايزه «بوكر» شد، چه احساسي داشتيد؟

آن روز يك روزنامه‌نگار از من پرسيد: «آيا يك جور‌هايي آرزوي اين را داريد كه برنده جايزه بوكر نشويد؟ آيا از موفقيت مي‌ترسيد؟» خيلي ببخشيد، ولي من از خدايم بود كه برنده شوم. شايد به اين دليل كه من در دنياي جايزه‌هاي بزرگ يك تازه واردم و به همين خاطر ديدگاهم در مورد نامزد جايزه‌اي بزرگ شدن، مثل ديدگاه بچه مدرسه‌اي‌هاست.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
فراخوان دومین دوره جایزه رمان ماندگار
دومین دوره مسابقه «رمان اول ماندگار» از سوی ماهنامه اینترنتی ماندگار با هدف کشف و حمایت از استعدادها در زمینه رمان‌نویسی و چاپ آثارشان، برپا خواهد شد.
علاقه‌مندان به شرکت در این مسابقه تا 29 اسفند 1390 فرصت دارند با توجه به شرایطی که در زیر ذکر شده است، آثار خود را به نشانی پست الکترونیکی سایت ماندگار info@mandegar.info ارسال کنند. (لطفا هنگام ارسال رمان، یادآوری شود «برای دومین دوره مسابقه رمان اول ماندگار»)
الف) اثر باید اولین رمان نویسنده باشد یعنی تاهنگام برپایی این مسابقه، هیچ رمانی از نویسنده به چاپ نرسیده و یا به ناشری سپرده نشده باشد.
ب) رمان باید به صورت تایپ شده به آدرس ایمیل ذکر شده ارسال شود و از بررسی آثاری که به صندوق پستی سایت ماندگار ارسال شود خودداری می‌شود.
ج) رمان ارسال شده نباید در هیچ سایت و وبلاگی منتشر شده باشد.
ه) رمان باید بین 60 هزار تا 100 هزار کلمه باشد.
و) رمان‌هایی که از نثر امروزی و روایتی داستانی برخوردار باشند، در اولویت قرار می‌گیرند. (داستان‌های پیشرو و متفاوت طی فراخوانی در مسابقه‌ای با عنوانی دیگر در آینده مورد داوری قرار خواهند گرفت.)
شرکت در این مسابقه محدودیت سنی و موضوعی ندارد و به برندگان اول تا سوم، جوایزی به شرح زیر اهدا می‌شود:
1- برنده اول: لوح تقدیر، چاپ اثر و پرداخت 11 درصد قیمت پشت جلد کتاب به‌عنوان حق‌التالیف برای هر نوبت چاپ
2- برنده دوم: لوح تقدیر، چاپ اثر و پرداخت 10 درصد قیمت پشت جلد کتاب به‌عنوان حق‌التالیف برای هر نوبت چاپ
3- برنده سوم: لوح تقدیر، چاپ اثر و پرداخت 9 درصد قیمت پشت جلد کتاب به عنوان حق‌التالیف برای هر نوبت چاپ

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
این رمان ساده اما پرمفهوم است
به گزارش خبرگزاری ایسنا ... اینجا
به گزارش خبرگزاری مهر ... اینجا و اینجا
به گزارش خبرآنلاین ... اینجا
به گزارش خبرگزاری ایبنا ... اینجا


میثم نبی - منتقدان: امیرحسین یزدانبد و هادی خورشاهیان


نقد «وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» نوشته‌ی سردار ازكان، ترجمه‌ی بهروز ديجوريان

رمان «وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» نوشته‌ي نويسنده ترک‌تبار «سردار ازکان» با ترجمه «بهروز ديجوريان» در چهاردهمين نشست از سلسله نشست‌هاي نقد آموت روز گذشته ( پنج‌شنبه، 24 آذرماه) مورد نقد و بررسي قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اميرحسين يزدانبد، نويسنده، در اين نشست گفت: «به لحاظ تماتيک و فرمي، اين کار جزو يک‌سري از ادبيات کم‌تعداد در دنياي ادبيات دسته‌بندي مي‌شود؛ ادبياتي است که شما را به شک مي‌اندازد که حتا ممکن است بخشي از آن جزو ادبيات کودک باشد. داستان‌هايي افسانه‌يي با فضاهايي نسبتاً کودکانه و تعداد کمي شخصيت و ماجرايي که تا حدي از حالت رئال خارج مي‌شوند. ريشه‌ي اين نوع داستان‌ها را در داستان‌هاي اوليه و حکايت‌هاي کهن مي‌توان يافت. اغلب داستان‌هاي اسطوره‌يي و کهن از ساختاري مشابه استفاده مي‌کنند. اين مورد به نوعي در ساختار ادبيات مدرن تکرار مي‌شود. بي شک نقطه‌ي آغاز مدرنيزم با اين نگاه، و در واقع ورود دنياي مدرن به اين تِم و اين نوع داستاني را مي‌شود با آنتوان دوسنت اگزوپري، خالق شازده کوچولو، شروع کرد. آثاري مانند شازده کوچولو، جاناتان مرغ دريايي اثر باخ نيز نظاير اين‌گونه داستان‌هاست. اين داستان‌ها اغلب دغدغه‌ي هستي‌شناسانه دارند. اغلب شخصيت اصلي در يک وضعيت سفر قرار دارد. معمولاً يک نوع ساختار رفت و برگشتي دارد. مثل اغلب ساختارهاي اسطوره‌يي که سفر شخصيت اصلي را داريم و شخصيت معمولاً به همان جايي بازمي‌گردد که داستان را شروع کرده بوده است. اين دور رفت و برگشت شخصيت در ساختارهاي اسطوره‌يي که به اين نوع داستان‌ها هم وارد شده است، در کار ازکان هم تا حد زيادي رعايت مي‌شود. اگرچه اين سفر در اين‌جا، سفر فيزيکي و مکاني نيست و بيش‌تر به يک سفر روحي شباهت دارد. اما چيزي که من مي‌خواستم بگويم و براي شروع کار به سراغ آن بروم، اين است که ما با يک کتاب بسيار ساده روبه‌رو هستيم. اين کتاب هيچ پيچيدگي فرمي خاصي ندارد. تقريباً مي‌توانم داستان را در يک پاراگراف براي‌تان تعريف کنم. هيچ ويژگي مشخص زماني هم ندارد، نظاير بسياري هم در عالم داستان مي‌توانيم براي آن پيدا کنيم. درونمايه‌ي اثر هم که در جهان روانشناسي و علوم موفقيت قرار دارد، به اشکال مختلف در ادبيات تکرار شده است. به بيان دقيق‌تر ما با کاري روبرو هستيم که در ظاهر هيچ چيزي براي ارائه کردن ندارد. اما من سؤال بزرگ‌تري دارم و آن هم اين‌که چطور در حين خواندن اين کار من همچنان از آن لذت مي‌برم؟ به نظرم برخلاف اين همه چيز ساده‌اي که در ظاهر در اين کار و نظاير اين کارها وجود دارد، اين کتاب‌ها و اين نوع داستان‌نويسي، شيوه‌هاي اغلب متضاهرانه و تکنيک‌هاي اغلب اجباري و سوارشده بر روي داستان را کلاً کنار مي‌گذارد و ناگهان ما به عنوان مخاطب با يک ساختار بسيار ساده روبه‌رو مي‌شويم، تا حدي که شايد حتا لحظاتي شما را به اين فکر بياندازد که اگر اين کار را يک بچه‌ي ده‌ساله هم بخواند، از آن لذت مي‌برد؛ همان‌گونه که اين امر در مورد آثاري مانند شازده کوچولو اتفاق مي‌افتد. اين دوگانگي اين‌گونه داستان‌ها براي من نويسنده نشانه‌هايي دارد. چطور مي‌شود از دام يک داستان تکراري، ساده و کودکانه نجست؛ بلکه در ميانه‌ي ميدانش ايستاد؛ اما در نهايت شما را تا انتها به اين نقطه برساند که به اعتبار چاپ‌هاي متعدد و ترجمه‌هاي متفاوت آن، کتابي است که همه دوستش دارند.»

او در ادامه گفت: « سعي مي کنم که چند ويژگي تکنيکي را در اين کتاب که برخلاف ظاهر ساده‌اش با نهايت مهارت و با دقت و هوشمندي تمام کار گذاشته شده است و ممکن است که در خوانش اول و با يک نگاه معمولي کشف نشود، مطرح کنم: داستان به لحاظ فرمي داستاني سه فصلي است و من براي اين تقسيم‌بندي هيچ منطقي نمي‌بينم. همچنان‌که پيش‌گفتار را هم اضافه مي‌بينم. در نسخه‌ي اصلي کتاب هم نويسنده اصرار بر فصل‌بندي داشته است. فصل‌بندي در داستان‌نويسي از درام و هنر تئاتر آمده است. و شما وقتي بايد تنفس به ذهن خواننده بدهيد و يک فصل جديد ايجاد کنيد که حوادث درون يک صحنه، آغاز شده و به اتمام رسيده است و حالا شما به عنوان نويسنده مي‌خواهيد که حال صحنه را عوض کنيد. اگرچه در رمان ممکن است که کسي اين صحنه‌ها را کاملاً به هم تنيده پيش برود. نويسنده‌ي اين کتاب با استفاده از شيوه‌ي عمر کوچک و عمر بزرگ - که نام دو شخصيت در رمان است - اين‌ها را تقسيم‌بندي کرده و در هم بافته است. اين مورد در کتاب موفق عمل شده است؛ به اين معنا که ما يک بار روايت کودکي اين آدم را و يک بار هم روايت بزرگسالي‌اش را داريم. اما شيوه‌ي رفت و برگشت کتاب: ما به عنوان مخاطب وقتي درگير فضاي کودک مي‌شويم، نويسنده سريع برمي‌گردد به فضاي اندوهگين و افسرده و جدي و شکاک دوران بزرگسالي عمر، در حالي‌که در کودکي با يک بچه‌ي ساده‌لوح طرف هستيم. نويسنده با مهارت تمام از اين دوپارگي رمان عبور کرده است. در اين کتاب، يک تکه از کودکي عمر و يک تکه از بزرگسالي‌اش را مي‌بينيم. اگر نويسنده اين بخش‌ها را جدا مي‌نوشت - همان‌گونه که شما به عنوان مخاطب مي‌توانيد در خوانش‌تان يک بار بخش‌هاي عمر بزرگ را بخوانيد و يک بار بخش‌هاي عمر کوچک را - هيچ مشکلي به لحاظ مضموني براي شما نمي‌افتاد؛ اما به لحاظ فرمي شما کاملاً با يک اثر دو پاره روبه‌رو مي‌شويد.

وي در ادامه در پاسخ به اين پرسش که آيا اگر نويسنده بخش‌بندي عمر بزرگ و عمر کوچک را حذف مي‌کرد؛ کار بهتر نمي‌شد؛ اين‌گونه گفت: «نويسنده هوشمندانه اثر را با حفظ درونمايه‌اي که به نظرم حتا در لحظاتي شيطنت‌آميز است، به جهت خطرناک بودن مضاميني که دارد مطرح مي‌کند، به شدت سطح پايين گرفته است. اين اثر عامدانه فروتن است. حتا ممکن است شما را به اشتباه بياندازد که شما با يک اثر بي‌ارزش روبه‌رو هستيد؛ کاري که تکراري است، کاري که در کتاب نوجوانان بسيار تکرار شده است؛ اما اين کار بي‌ارزش نيست؛ چرا که به لحاظ فرمي با تقسيم‌بندي آن‌ها و يکي در ميان در هم تنيدن اين دو تکه - که از لحاظ فرمي و زباني به هم بي‌ارتباط است - اين مشکل را رفع مي‌کند. نويسنده با آوردن اسم عمر کوچک و عمر بزرگ به ذهن مخاطبيني که شايد آن قدر به خواندن رمان‌هاي آن‌چناني عادت ندارند، کمک مي‌کند. اين کار عامدانه تلاش مي‌کند تا به لحاظ فرمي در سطح پاييني پرواز کند؛ در حالي‌که به لحاظ مضموني بسيار بالاست!»

يزدانبد سپس در رابطه با زبان اثر گفت: «زبان استانبولي، بسيار شاعرانه است. مانند زبان فارسي، پيچيدگي‌هاي زباني بسياري دارد. اما اين کار به لحاظ زباني، زباني به شدت ساده و حتا نزديک به زبان کاملاً روزنامه‌يي سطح پايين را انتخاب کرده است. در توصيف‌ها حتا آنجايي‌که مي‌خواهد يک صحنه را توصيف کند نيز ساده عمل مي‌کند. توصيف در لند اسکيپ اوج شاعرانگي زبان است. وقتي ما مي‌خواهيم به عنوان نويسنده يک صحنه را باز کنيم و مثلاً يک غروب را توصيف کنيم، اغلب ما در دام بازي‌هاي زباني و بازي‌هاي رنگ و شاعرانگي مي‌افتيم. مانند نويسندگان قدرتمندي مانند رومان رولان که به عنوان يکي از شاهکاري لند اسکيپ نوشتن و شاهکارهاي خلق فضاي طبيعي، به شدت در اين دام مي‌افتد. نويسنده اين رمان اما با مهارت ضمن اين‌که مي‌گويد که اتفاق در چه فضا و چه طبيعتي رخ مي‌دهد، در اين دام نمي‌افتد.»

اين نويسنده در ادامه در رابطه با ويژگي‌هاي اقليمي و سادگي عامدانه‌ي اثر اين‌گونه توضيح داد: «وجود ويژگي‌هاي اقليمي هميشه به اثر بافت مي‌دهد. ميزان استفاده‌ي اين اثر از عناصر محيطي، صرفاً در حد يک موقعيت نمايشي باقي مي‌ماند. به اين معنا که ما فقط چند اسم مي‌شنويم. اين اتفاق مي‌توانست در هر جاي ديگري که دلفين داشته باشد، مانند کيش و قشم، نيز رخ دهد. چون با دلفين و محيط دريايي خيلي رابطه دارد. اما چرا مي‌گويم که همه‌ي اين سادگي‌ها عامدانه است؛ اگر بر روي اين ميز، يک مجسمه بزرگ وجود داشت، يک نوع رقابت در توجه جلب کردن براي مخاطب روبه‌رو ايجاد مي‌شد، من را نگاه کند يا ابن مجسمه‌ي بزرگ را. داستان‌هاي ساده، يک ويژگي دارند و آن اين اين‌که تمرکز شما را بر روي نقاطي که نويسنده مد نظرش است، افزايش مي‌دهند. در اين داستان‌ها، نويسنده فقط تا حدي با عناصر ديگر داستان بازي مي کند که روايت سرپا باشد و پيش برود. وقتي نويسنده، توجه شما را از زبان، کلمات خاص، توصيفات آن‌چناني، حوادث ناگهاني در داستان، مي‌گيرد و سعي مي‌کند که توجه شما را به سمت مضمون ببرد، متوجه مي‌شويم که اين کتاب عامدانه ساده است.»

او همچنين گفت: «هر کس که عضو تيم ملي است، لزوماً بازيکن خوبي نيست. به نظر من اين کتاب در گروه کتاب‌هايي چون شازده کوچولو قرار مي‌گيرد؛ اما اين‌که ارزش ادبي آن در چه حدي است، بحث ديگري است. هر اثري، قراردادهاي خودش را دارد. اين اثر در نگاه اول دارد ما را با يک داستان نقالانه‌ي بسيار ساده‌ که به دور از پيچيدگي‌هاي توصيفي، به دور از ويژگي جزيي‌نگار ادبيات مدرن، احتمالاً ديالوگ‌هايي کاملاً حساب‌شده که هر کدام قرار است پيشرانه داستان باشد و بخشي از اطلاعات داستان را منتقل بکند، روبه‌رو مي‌کند. با اين حساب کاملاً تکليف من و شما را مشخص مي‌کند که قرار نيست وارد اين فضا بشويم. همين اتفاق در دنياي مثلاً شازه کوچولو رخ مي‌دهد. موضوع اصلاً قرار نيست پيچيده باشد. موضوع شبيه داستان‌هاي کودکانه است. اغلب مضمون حول مسائل و کلمات کلي شکل مي‌گيرد. از کجا آمده‌ايم؟ به کجا مي‌رويم؟ مرگ، شجاعت و مطالبي از اين دست. زبان ساده‌اي دارد مانند زباني که کتاب‌هاي کودکان نوشته مي‌شود. اين‌ها را مي‌گويم که بگويم که علت توفيق اثر چيست.»

او در پاسخ به اين پرسش که عامل پيش‌برنده در اين کتاب چيست، گفت: «اين فرم ساده در درون داستان چه مي‌خواهد بگويد؟ شخصيت در کودکي‌اش رؤيايي دارد که آن رؤيا را تا حد زيادي جدي مي‌گيرد و اين رؤيا دست کم در عالم خيالش تا حد زيادي به واقعيت مي‌رسد. اين در قسمت عمر کوچک است. در قسمت عمر بزرگ، ما با آدمي روبه‌روي هستيم که عمري به استناد تخيلات کودکي‌اش به رؤياي خودش مؤمن مانده است؛ اما اتفاقي که تمام مفهموم رندگي ما را، تمام هويت ما را به چالش مي‌کشد، اين است که ما سرانجام قرار است بميريم. ما در جايي زندگي مي‌کنيم که آموزه‌هاي مذهبي به شدت به ما مسلط است. جهان به شدت در دنياي بيرون از محيط‌هاي خاصي مثل ما، که کاملاً محيط ويژه‌اي هستيم، به نظرم اغلب جاهاي دنيا اصلاً اين‌گونه نيست. يک جور تمايل به بازنگري به خاستگاه‌هاي هويتي انسان در جهان هنر وجود دارد. فيلم‌ها و سريال‌هاي موفق در سرتاسر جهان، يک نوع دغدغه‌ي هويت‌شناسي دارند؛ به اين معنا که هم مي‌خواهند خيلي مذهبي و الهي نباشند و هم در عين حال بازگشت به خداوند - اين‌که مرگ پايان دنيا نيست - در سرتاسر جهان راه حلي براي رسيدن به اين موضوع باشد. اين اتفاق در کتاب‌هاي پرفروش هم به نوعي وجود دارد. ازکان به لحاظ مضموني دارد تلاش مي‌کند که بگويد که اول زندگي پس از مرگ هست، به اين شکل وارد فاز بسياري از اديان الهي مي‌شود. اما اين جهان پس از مرگ را کي درست مي‌کند؟ جواب نور است. دقت کنيد که کليدي‌ترين کلمه‌ي اين رمان، نور است: به نور تبديل شدن، آمدن و رفتن نور و... باز هم اين مفهموم در بسياري از اديان الهي از جمله اسلام و مسيحيت وجود دارد. ما مي‌توانيم اين را به اين آيه‌ي شريفه مربوط بدانيم: «الله نور السماوات والعرض» از طرفي يک جور ناتوراليسم در اين اثر وجود دارد. چند جا نويسنده شما را به تنفر مي‌رساند. يک جا آن‌جايي که دلفين را مي‌کشند.»

هادي خورشاهيان، نويسنده و شاعر، نيز در سخناني اين‌گونه گفت: «کتاب دو راوي دارد و خوشبختانه فصل‌هاي کوتاه دارد. يک راوي عمر بزرگ است و يک راوي عمر کوچک.. اين رمان را مي‌توان رماني روانشناسانه دانست. به نظر من، سادگي اثر عامدانه نيست. بايد گفت که توانايي نويسنده در همين حد بوده است. آن جست‌وجوگري هم که در شازده کوچولو وجود دارد، آن‌چه که در شازده کوچولو عامدانه است، اين است که ما مي‌فهميم که کودک از يک جاي ديگر آمده است؛ اما در اين کتاب کودک از جاي ديگري نيامده است. به نظر من، راوي کودک در اين رمان راوي قوي‌اي نيست. تمام هدف سردار ازکان در اين کتاب، اين است که بگويد نه زندگي چيز عجيبي است و نه مرگ؛ اما وي از نشانه‌هايي استفاده کرده که کار را بسيار خواندني کرده است. به نظرم مقدمه در کار اضافي است. اين کتاب به شدت هدفمند است و عامدانه يک رمان هدفمند روان‌شناسانه نوشته و تلاش دارد که بگويد: شما در زماني که از همه چيز نااميد هستي، مي‌تواني در مواجهه با فرشته‌ي مرگ، به زندگي اميدوار بشوي.

در اين کتاب بنا نيست که شخصيت‌ها کار خاصي انجام دهند. حتا عمر کوچک‌مان با وجود رسالت بزرگ دست به دست شدن اين کتاب، باز هم قرار نيست کار بزرگي انجام دهد. تنها قصد عمر بزرگ نيز اين است که برگردد و آن رز را به آن بچه بدهد. قصد نويسنده اين است که بگويد: هدف هستي اصلاً همين است؛ ولي ساختار رمان اين مفهوم را با قوت نمي‌تواند انتقال دهد.

رمان در درجه نخست بايد مؤلفه‌هاي داستاني داشته باشد و لذت را براي مخاطب ايجاد کند. پيام رمان اصلاً در غير اين صورت پيام اثر تأثيرگذاري نخواهد بود.

اين رمان توصيفي نيست؛ رمان گفتاري و روايتي است. اما در ژانر خودش و با توجه به هدفي که نويسنده داشته، مي‌توان آن را موفق دانست.

اين کار به 15 زبان ترجمه شده است. کار قبلي نويسنده هم به 43 زبان ترجمه شده بوده است. در روزنامه‌اي در ايتاليا مي‌آيد و مي‌گويد که کار در سطح آثاري چون شازده کوچولو و مرغ دريايي است. به گمانم اين مقايسه کار را خراب کرده است. جايي که من مخاطب ناخوداگاه يا خودآگاه مي‌آيم و مي‌گويم که اين‌گونه نيست، کار خراب مي‌شود.

به جاي اين‌که کتابي بخوانيم که با استفاده از منابع ديني، شعار مي‌دهد و چيزي را به مخاطب تحميل مي‌کند، چقدر خوب است که اين کار را بخوانيم. به گمان من نام کتاب مي‌توانست جذاب‌تر انتخاب شود.»

همچنين ميثم نبي، کارشناس و دبير سلسله نشست‌هاي نقد آموت، با بيان اين‌که «سردار ازکان» جزو معدود نويسندگاني است که بعد از نويسندگان ترک مانند «ياشار کمال» و «اورهان پاموک» اين قابليت را داشته است که آثارش به زبان‌هاي مختلف ترجمه شود و بازتاب جهاني پيدا کند، گفت: «در مورد سفر که اشاره شد، بايد بگويم که اين سفر در اثر قبلي ازکان به نام «رز گمشده» هم وجود دارد. سردار ازکان مسائلي را مطرح مي‌کند که به يک نگاه هستي‌شناسانه اشاره دارد. پرداختن به مسائلي مانند مرگ، چيستي زندگي، پوچي، مسائل ساده‌اي نيستند. هر اثر هنري يا ادبي مي‌تواند دو نوع نگاه کلي داشته باشد؛ اول آن‌که نگاه هستي‌شناسانه جديد ارائه دهد و در حالت دوم نويسنده با يک پرداخت نو به يک حقيقت عيني و ابژه مي‌پردازد . مسائلي که در رمان مطرح مي‌شود، به نظرم از نوع دوم است. بازخواني مسائلي است که بارها شنيده‌ايم. چيستي مرگ و اين‌که آيا جهان پس از مرگ وجود دارد يا خير. اما بحث بر سر اين است که نويسنده چقدر توانسته به آن نگاه جديد برسد؟ هنر و ادبيات را وقتي در آن حالت نابش در نظر مي‌گيريم که بتواند يک حرف جديد زده باشد و بتواند به آن درجه‌ي اعلاي خودش برسد. به نظرم کارهايي از اين دست را بايد با کارهايي در سطح خودش بررسي کرد. يعني قطعاً يک کار فلسفي را که سارتر مي نويسد، با همان سبک و سياق خودش بايد سنجيد. بايد ببينيم مخاطب اين کار کيست؛ نه اين‌که کار را خيلي بالا ببريم و نه بگوييم که همه چيزش ساده و سطحي است. در ادبيات کهن ما، شخصي مانند مولانا عميق‌ترين مفاهيم فلسفي را با مثال‌هايي خيلي ساده جسميت مي‌دهد و آن را براي مخاطب عام و مخاطبي که شايد خيلي نسبت به مفاهيم عميق فلسفي آشنا نيست، قابل درک مي‌کند. اين اتفاق هم در سطحي خيلي پايين‌تر از مولانا دارد در اين کتاب رخ مي‌دهد. در کار قبلي نويسنده، رز گمشده، آن‌چه که بسيار به کار جسميت و رنگ و بو مي‌داد، استفاده مؤلف از خرده‌روايت‌ها و ضرب‌المثل‌هاي ترکي بود که موجب شده بود اثر بعد پيدا کند. اما به گمان من اين بهره‌برداري در اين کتاب رخ نداده است. به گمان من همه‌ي اين سادگي عامدانه نيست و بخش‌هايي از آن ناشي از ضعف نويسنده است. وقتي سارتر دست‌هاي آلوده را مي‌نويسد، قصد دارد نگاه و مکتب خودش را ترويج مي‌کند. اما هيچ‌گاه نمي‌توانيم بگوييم که کار دارد شعار مي‌دهد؛ چرا که در ابتدا، ادبيت کار مهم است و بعد حرفي که مي‌خواهد ترويج دهد.»

نبي در ادامه گفت: «من به عنوان مخاطب کاملاً با شخصيت آشنا نمي‌شوم. اين شخصيت ابهام دارد و اين ابهام از سر آگاهي نيست و ضعف نويسنده است. صحبتم را دو بخش مي‌کنم: اول آن‌که مفاهيم عرفاني در کار هست که يکي از آن‌ها نور است. ديگري بحث وحدت در کثرت، اين‌که ما همه قطره‌هايي از يک دريا هستيم، در هم يکي شدن، ادغام شدن، فنا شدن و آن رابطه‌اي که بين کودک و دلفين است که مي‌گويد ما بايد از خودگذشتگي کنيم و فنا بشويم. رابطه‌اي که ما در عرفان خودمان هم داريم که قطعاً نويسندگان ترک هم با ترجمه‌ي آثار ابن رشد با اين مفاهيم آشنا شده‌اند. البته نه در قالب آن شکل کاملاً مذهبي، بلکه در سطحي پايين‌تر. نگاه ديگري که در کار است، رگه‌هاي فلسفي در کار است که آن را در شخصيت عمر بزرگ داريم مي‌بينيم. وي يک شخصيت اومانيست است که مي‌گويد نمي‌داند هدف زندگي چيست. گويي رگه‌هايي از اگزيستانسياليسم و چيستي انسان را دوباره مطرح مي‌کند. بحث اختيار نيچه را مطرح مي‌کند: شخصيت مي‌گويد من اختيار دارم که خودم را بکشم. بحث پوچي مطرح مي‌شود. اين‌ها همه مؤلفه‌هايي هستند که در اثر وجود دارد؛ اما نويسنده در چه حد در انتقال اين مفاهيم با نگاه نو موفق بوده است؟ به نظرم در حد متوسطي توانسته از عهده‌ي اين کار بر بيايد.»

يوسف عليخاني، مدير نشر آموت، در پايان اين نشست گفت: «اشتباه ما اين است که به جاي اين‌که بياييم ببينيم اين کتاب چرا موفق شده است، کتاب را با ايده‌آل‌هاي خودمان مقايسه مي‌کنيم. هر نويسنده‌ را بايد با نويسندگان در سطح خودش بررسي کرد.»

رمان «وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» نوشته‌ي سردار ازکان با ترجمه‌ي بهروز ديجوريان در 204 صفحه با قيمت 5000 تومان توسط نشر آموت منتشر شده است. اين ناشر همچنين چاپ سوم «رز گمشده» نوشته همين نويسنده را با شمارگان 1650 نسخه و قيمت 5500 تومان منتشر کرده است.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
جلال آل‌احمد زياد فحش خورده است
ایسنا: امير احمدي آريان، نويسنده و منتقد ادبي، گفت: آل احمد زياد فحش خورده است؛ ولي من طرفدار او هستم و مي‌خواهم بگويم که اتفاقا جلال آدم خيلي مدرني بود؛ چرا که اگر معيارهاي جامعه ايران را درنظر بگيريم، مي‌بينيم که او اهل خطرپذيري بود و خطر کردن در آن شرايط به جسارت و جرأت زيادي احتياج داشت. من اين را معيار مدرن بودن جلال مي‌دانم.
او در توصيف اين ويژگي افزود: خيلي از روشنفکران ايران هميشه محافظه‌کاري به خرج مي‌دادند و صبر مي‌کردند تا غبار و مه فروبخوابد و بعد وارد عرصه شوند و اعلام موضع کنند. اين‌که روشنفکري صبر مي‌کند و جرأت خطر کردن ندارد، يک بحث است و اين‌که خطر کني و به استقبال خطا و اشتباه بروي، يک بحث ديگر.
احمدي آريان ادامه داد: رضا براهني و جلال آل احمد کساني هستند که اشتباه‌هاي زيادي داشته‌اند و شايد اگر به آثارشان نظر بيندازيم، متوجه مي‌شويم که نيمي از آثار آن‌ها مملو از مواضع و ديدگاه‌هاي اشتباه است؛ ولي بايد قبول کنيم که آن‌چه را اين دو داشتند، بقيه نداشتند و آن خطرپذيري بود. جلال سرگشته بلاتکليفي بود که خودش را مخاطب قرار داد و سرگشتگي‌ها و تناقض‌هايش را با جسارت فاش کرد.
اين نويسنده و مترجم در تحليل داستان‌هاي کتاب "پنج داستان" آل احمد گفت: آن‌چه در اين داستان‌ها توجهم را جلب کرد، نقطه اشتراکي است که بين پنج داستان و رمان "سنگي بر گوري" مي‌بينم و آن مسأله اختگي است. در هر دو اين کتاب‌ها قهرماناني مي‌بينيد که ويژگي مشترکي دارند. آن‌ها مي‌خواهند کاري را انجام دهند؛ ولي نمي‌توانند. مي‌خواهند تغييراتي کوچک و بزرگ ايجاد کنند؛ ولي قادر نيستند. حتا در کتاب "غرب‌زگي" هم چنين مايه‌اي را مي‌توان پيدا کرد. او در اين کتاب مي‌گويد کساني مي‌خواهند تغييراتي ايجاد کنند؛ ولي غرب آن‌ها را اخته کرده است.
احمدي آريان تأکيد کرد: به نظرم اين‌که بگوييم جلال کتاب "سنگي بر گوري" را به دلايل شخصي نوشت نه به قصد انتشار، تفاوتي در نگاه ما به کتاب ايجاد نمي‌کند. حتا معتقدم اگر او زنده مي‌ماند، خودش "سنگي بر گوري" را منتشر مي‌کرد. او در اين کتاب يک سوژه مضمحل‌شده است و با جسارت به خودش هجمه مي‌کند. جسارت جلال، جسارت اعتراف است؛ نه اعتراض به بيرون.
او سپس درباره ويژگي‌هاي نثري آثار جلال گفت: به نظرم بايد نثر داستان‌هاي او را بررسي کنيم تا ببينيم بر ديگران اثر گذاشته است يا خير. از ويژگي‌هاي نثر او مي‌توان به ايجاز و پرهيز از زياده گويي، استفاده از زبان عاميانه بدون لمپن‌بازي و بالا بردن ريتم داستان اشاره کرد. به نظرم، غلامحسين ساعدي و رضا براهني ادامه‌دهنده نثر آل احمد هستند. نقدنويسي براهني به لحاظ استراتژي و برخورد با مقولات، تحت تأثير آل احمد قرار دارد و ساعدي هم در داستان‌نويسي متأثر از اوست؛ هرچند در تأثيرگذاري آل احمد بر ادبيات بعد از خودش اجحاف شده است.
اين منتقد ادبي در پايان گفت: ما در تاريخ ادبيات‌مان کم‌تر کسي را داريم که از خودش به عنوان يک سوژه متلاشي ياد کند. شما از يک‌سو شاملو و گلستان را ببينيد که با چه تفرعني خودشان را عرضه مي‌کنند و از طرف ديگر اعتراف معطوف به خويش جلال را هم ببينيد که چطور خودش را بيرون مي‌ريزد و افشا مي‌کند. اين‌که يک نفر سه بار سراغ ايدئولوژي مي‌رود و يک بار مذهبي، يک بار کمونيست و يک بار اگزيستانسياليست مي‌شود، نشان‌دهنده سرگشتگي اوست؛ در حالي‌که کسي مثل گلستان نشان داده که با هر حکومتي مي‌تواند کنار بيايد

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پرفروش‌های هفته



زن، خدا، غذا/ جنین راس/ آراز ایلخچویی/ آموت/ 5500 تومان
در جست‌و‌جوی خوشبختی / بيل برايسون/ علی ايثاری‌کسمائی/ آموت/ 11000 تومان

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پیش‌خبر ِ چهاردهمین نشست نقد آموت

رمان «وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» نوشته‌ي نويسنده ترک‌تبار «سردار ازکان» با ترجمه «بهروز ديجوريان» در چهاردهمين نشست از سلسله نشست‌هاي نقد آموت مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.

به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نشست با حضور «اميرحسين يزدانبد» ـ نويسنده و منتقد ـ و «هادي خورشاهيان» ـ نويسنده ، شاعر و منتقد ـ برگزار خواهد شد.

نشست نقد و بررسي اين کتاب روز پنج‌شنبه، 24 آذرماه، از ساعت 17 تا 19 در دفتر نشر آموت به نشاني: زير پل كريم‌خان زند، نبش ايرانشهر به طرف غرب، پلاك 170 (178 قديم)، طبقه‌ي دوم، به شماره‌ي تلفن: 88827140 برگزار خواهد شد و شرکت در آن براي علاقه‌مندان آزاد است.

بر اساس اين خبر، ازکان نويسنده ترک‌تبار است که پس از اورهان پاموک و ياشار کمال، توانسته رماني بنويسد که به تعداد قابل توجهي از زبان‌هاي روز دنيا ترجمه شده است و در بسياري از اين کشورها نيز توانسته است در چندين هفته‌ پياپي عنوان پرفروش‌ترين رمان خارجي را به دست بياورد.

رمان «وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» نوشته‌ي سردار ازکان با ترجمه‌ي بهروز ديجوريان در 204 صفحه با قيمت 5000 تومان توسط نشر آموت منتشر شده است. اين ناشر چاپ سوم «رز گمشده» نوشته همين نويسنده را با شمارگان 1650 نسخه و قيمت 5500 تومان منتشر کرده است.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«اما دون‌ا‌هو» با اتاق به ایران آمد

رمان «اتاق» نوشته اِما دُون‌اِهو با ترجمه علی قانع

رمان «اتاق» نوشته اِما دُون‌اِهو داستان زندگی مادر و پسری است كه در یک آلونک زندانی شده‌اند و تمام دنیایشان در همين «اتاق» خلاصه شده است. این رمان با به چالش كشیدن مسایل روانشناسی، مخاطب را از ابتدای داستان با اثر درگیر می‌كند.
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا)، رمان «اتاق» نوشته اِما دُون‌اِهو با ترجمه علی قانع از سوی نشر آموت منتشر شده است.
راوی داستان كودكی پنج ساله است كه در اتاقي به دنیا آمده و دنیایی بزرگتر از آن را در زندگی‌اش ندیده است. رمان «اتاق» داستان زندگی مادر و فرزندی است كه در اتاقی محبوس شده‌‌اند و فضای اتاق برای مادر سراسر شكنجه است و تنهایی، اما برای جک كه غیر از اتاق جایی ندیده شرایط خیلی متفاوت است. تنها زمانی كه این دو شخصیت در كنار هم قرار می‌گیرند مخاطب احساس می‌كند با داستانی واقعی روبه‌رو است كه روابط انسانی در آن نقش مهمی دارد.
نویسنده در صفحات آغازین این كتاب به مرور مخاطب را وارد فضای داستان می‌كند و شرایط را برای او شرح می‌دهد. انتخاب راوی پنج ساله داستان هم در نوع خود شايان ‌توجه است. شاید یكی از دلایل نویسنده برای انتخابش این بوده كه حوادث داستان را از ذهن شخصیتی برای مخاطب روایت كند كه اطلاعات كافی از دنیای اطرافش ندارد و در بسیاری از موارد نامطمئن و البته صادق است، این‌گونه است كه مخاطب درگیر داستان می‌شود و سعی می‌كند خود تصمیم بگیرد و گره‌های داستان را بگشاید.
قانع درباره روایت این داستان گفت: زیبایی داستان به این است كه از زبان كودكی پنج ساله روایت شده و ویژگی‌های دنیای كودكان در آن حس می‌شود؛ دنیایی كه در آن دروغ وجود ندارد و هر چیزی آن طور كه هست توصیف می‌شود. جک آن‌چیزی را توصیف می‌كند كه لمس كرده و پیچیدگی عالم بزرگسالان را در روایتش ندارد. نویسنده در زمان نوشتن این رمان فرزندی در همین سن و سال داشته و همین امر به او در نوشتن رمان كمک كرده است.
نویسنده روایت داستان را بر عهده كودک پنج ساله‌ای گذاشته تا اتاقی را توصیف كند كه تمام دنیای او است. در واقع او و مادرش را یک مرد ربوده و آن‌ها به اجبار در این محیط زندگی می‌كنند. قانع در این‌باره افزود:‌ مادر جک زمانی كه آزاد می‌شود تحت فشار زیادی قرار می‌گیرد. او كه هفت سال در انتظار آزادی بوده، با رهایی از زندانی كه در آن اسیر بوده وارد زندانی دیگر می‌شود. همين فشار روانی است كه سبب می‌شود وی تصميمات عجيبی در داستان بگيرد.
این رمان مدت كمی بعد از انتشارش مورد استقبال گسترده‌ای قرار گرفت و جوایز بسیاری را نیز كسب كرد. موفق شد به فهرست نهایی بوكر 2010 راه یابد و سه هفته بعد عنوان رمان برتر نویسندگان راجرز كانادا را از آن خود كند. از طرفی خیلی زود به صدر جدول پرفروش‌ترین كتاب‌های نیویورك‌ تایمز راه یافت؛ رمانی كه جوایز فرماندار كل كانادا و راجرز رایترز را نیز كسب كرد.
مترجم رمان «اتاق» معتقد است انتخاب و تصمیم‌گیری‌های مادر جک به عنوان یک زن، بسیار دردناك و سخت بوده و كالبدشكافی افكار این زن و وارد شدن نویسنده به بحث‌های روان‌شناسی از دلایل تفاوت و موفقیت این رمان در بین دیگر داستان‌های آمریكایی است.
جك از جهات بسیاری شبیه كودكان معمولی است؛ علاقه‌مند به كتاب، تماشای تلویزیون و بازی‌ با مادرش. در این كتاب باوجود تمامی لحظات تلخی كه درونش دارد، امید و زیبایی را نیز می‌توان در آن دید و در كنار تمام سختی‌ها، این امید به زندگی و عشق مادر و فرزند است كه داستان را سرزنده نگه می‌دارد. مخاطبی كه وارد «اتاق» می‌شود، همانند جک احساس می‌كند با دنیایی روبه‌رو است كه آن را برای نخستین بار تجربه می‌كند.
به اعتقاد مترجم رمان «اتاق»، دُون‌اِهو شخصیت پنج ساله داستانش را با ظرافت به داستان‌های قدیمی ربط می‌دهد و نام شخصیت اصلی داستان، جک، نیز از همان داستان‌های آشنا برگرفته شده است. قانع توضيح داد: نویسنده در این اثر به نوعی تداعی‌گر داستان «جک و لوبیای سحرآمیز» است. در اینجا جک به همه چیز از دریچه اتاق و تلویزیون می‌نگرد و بعد از رهایی از آلونكی كه در آن اسیر شده هر آن‌چه را می‌بیند با صحنه‌های تلویزیون مقایسه می‌كند و حقیقت را با آن می‌سنجد.
قانع درباره طرح روی جلد كتاب گفت: این طرح تقریبا برگرفته از جلد نسخه اصلی كتاب است و به بخشی از داستان اشاره دارد. جک تنها چند مداد رنگی در اختیار داشت و از آن‌جایی كه دنیای اطرافش محدود بود دچار كوررنگی شده و همه چیز را با همان رنگ‌ها می‌دید.
علی قانع، مترجم كتاب، درباره موفقیت این كتاب گفت: رمان «اتاق» در ظاهر یک داستان حادثه‌ای مانند بسیاری از داستان‌های آمریكایی است اما هر چه مخاطب بیشتر در داستان به پیش می‌رود با مسایل انسان‌شناسی و روان‌شناسی بیشتری روبه‌رو می‌شود و همین امر نقطه تمایز و قوت داستان است.
قانع، نویسنده و مترجم، دو مجموعه داستان به نام‌های «مورچه‌هایی كه پدرم را خوردند» و «راه‌پیمایی روی ماه» را منتشر كرده است. مجموعه داستان «قرار بازی» از چند نویسنده زن غربی و «دختر سیاه دختر سفید» اثر جویس كارول اوتس نیز آثاری هستند كه با ترجمه قانع به فارسی ترجمه شده است.
رمان «اتاق» نوشته اِما دُون‌اِهو با ترجمه علی قانع در 360 صفحه و به بهای هفت هزار و 500 تومان از سوی نشر «آموت»روانه بازار كتاب ایران شده است.

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«قدرت» روندا برن منتشر شد
کتاب «قدرت» نوشته «روندا برن» با ترجمه «ایرنا مُحی‌الدین‌بُناب» از سوی نشر آموت منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «قدرت» نوشته «روندا برن» ادامه کتاب جنجالی «راز» این نویسنده است که در سال‌های اخیر، مخاطبان بسیاری داشته است.
نویسنده در این کتاب تلاش دارد به زبانی ساده، عامیانه و همه‌فهم به مخاطبان بگوید همه چیز در این جهان، یک امکان بالقوه است که می‌توان آن را به فعلیت و واقعیت تبدیل کرد.
وی همچنین معتقد است تمام موجودات زنده دارای فرکانس‌های خوب و بد هستند؛ به طوری ‌که این فرکانس‌ها موجب جذب اتفاقات خوب یا بد به زندگی انسان‌‌ها می‌شود و در یکی از اظهار نظرهای خود در این کتاب می‌گوید: به نظر من درست یا غلط بودن این نظر و اینکه آیا به‌درستی این فرکانس‌ها وجود دارند یا به چه شکل تاثیر گذارند مهم نیست و آنچه دارای اهمیت است اینکه، عمل کردن به گفته‌های این کتاب و ایجاد روحیه مثبت‌اندیشی در خود، ‌موجب شادی و رضایت از زندگی می‌شود.
«ایرنا مُحی‌الدین بُناب» علاوه بر مترجم بودن، داستان‌نویس نیز هست و تجربیاتی در این زمینه دارد که از جمله آن می‌توان به بازآفرینی «مرزبان‌نامه» در مجموعه «یکی بود یکی نبود» اشاره کرد که به‌ زودی به وسیله نشر کتاب پارسه به چاپ خواهد رسید.
کتاب «قدرت» نوشته «روندا برن» در 208 صفحه و با قیمت 5500 تومان به وسیله نشر «آموت» منتشر شده است.

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«اتاق» نوشته «اما دُون‌اِهو» منتشر شد
رمان «اتاق» نوشته‌ي «اِما دُون‌اِهو» با ترجمه‌ي علي قانع از سوي نشر آموت منتشر شد.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رمان «اتاق» داستان مادري جوان و پسر پنج ساله‌اش است که در اتاق کوچکي زنداني شده و هيچ‌وقت اجازه‌ي خروج نداشته‌اند. اتاق براي جک کوچولو همه‌چيز است و براي مادرش يک جهنم شخصي. او به‌مدت هفت سال در آلونکي پرت و دورافتاده در يک باغ اسير بود و فقط نورگير سقف، روشنايي دنياي خارج را نشانش مي‌دهد. خواننده در اين رمان با داستاني گيرا، هول‌انگيز، فريبنده و فوق‌العاده خواندني روبه‌رو است.
«اما دون‌اهو» در رمان «اتاق» خواننده را از ابتدا تا پايان داستان، ميخ‌کوب مي‌کند. رمان «اتاق» از زمان انتشار تا کنون در صدر کتاب‌هاي پرفروش انگليسي قرار داشته و جوايز مختلفي را به‌دست آورده است، از جمله‌ي اين جوايز مي‌توان از جايزه‌ي «اورنج فيکشن انگليس»، جايزه‌ي «گاورنر جنرال کانادا» و جايزه‌ي «رمان برتر ايرلند» نام برد. «اتاق» همچنين کانديداي نهايي جايزه‌ي بوکر 2010 بوده است.
روزنامه‌ي انگليسي «گاردين» درباره‌ي اين رمان نوشت: رمان اتاق نوشته‌ي «اما دون‌اهو»، نويسنده‌ي 42 ساله‌ي ايرلندي ـ كانادايي، نه‌تنها قلب را به‌درد مي‌آورد، بلکه روح را نيز به چالش مي‌کشد.»
علي قانع، مترجم اين رمان، پيش از آن‌که به عرصه‌ي ترجمه وارد شود، به‌عنوان نويسنده‌اي صاحب‌نام در جامعه‌ي ادبي شناخته شده بود. او براي نوشتن مجموعه داستان «مورچه‌هايي که پدرم را خوردند» برنده‌ي جايزه‌ي ادبي اصفهان و براي نوشتن مجموعه داستان «وسوسه‌هاي ارديبهشت» نامزد کتاب سال جمهوري اسلامي ايران شد.
رمان «اتاق» در 360 صفحه به قيمت 7500 تومان عرضه شده است.

Labels: , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
چاپ سوم «رز گمشده» منتشر شد
چاپ سوم رمان «رز گمشده» نوشته سردار ازکان با ترجمه بهروز دیجوریان روانه بازار کتاب شد.
به گزارش خبرنگار مهر، رمان «رز گمشده» نوشته سردار اُزکان نویسنده ترک‌تبار که از سوی نشر آموت با ترجمه بهروز دیجوریان در آبان سال گذشته منتشر شده بود، به چاپ سوم رسید.
این رمان پس از انتشار در 45 کشور و به 35 زبان ترجمه شده اما ترجمه فارسی آن تنها ترجمه‌ای است که از متن اصلی این رمان صورت گرفته است.
ازکان تنها نویسنده ترک‌تبار است که پس از اورهان پاموک و یاشار کمال، توانسته رمانی بنویسد که به تعداد قابل توجهی از زبان‌های روز دنیا ترجمه شده است و در بسیاری از این کشورها نیز توانسته است در چندین هفته‌ پیاپی عنوان پرفروش‌ترین رمان خارجی را به دست بیاورد.
«رُز گمشده» که اغلب با کتاب‌های برگزیده و پرفروش «شازده کوچولو» اثر آنتوان دو سنت اگزوپری و «کیمیاگر» نوشته‌ پائولو کوئلیو مقایسه می‌شود، رمانی است درباره خودیابی و بر بعد جهانی انسان تاکید دارد.
به اعتقاد نویسنده این رمان جهانشمول بودن اندیشه حاضر در متن رمان باعث شده با وجود اینکه این کتاب نخستین اثر وی نیز به شمار می‌رود به زبان‌های بسیاری ترجمه شده و مورد تأیید و تقدیر قرار بگیرد.
نشر آموت چاپ سوم رز گمشده را با شمارگان 1650 نسخه و قیمت 5500 تومان منتشر کرده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است
غروب تاسوعاست و پهلویم درد می‌کند؛ یعنی شکسته است؟
غروب تاسوعاست و فیلم «مهمان‌کشی» داود میرباقری را دارم می‌بینم از تلویزیون که تلفن زنگ‌ می‌زند. محسن فرجی است. شماره بچه‌های مشهد را می‌خواهد. تلفن «حسین لعل‌بذری» را می‌دهم و بعد می‌گویم بهش که البته می‌دانم «جواد کلیدری» و همسر مهربانش «نرگس برهمند» با او رفاقت نزدیک‌تری داشتند. به آن‌ها زنگ بزن.
غروب تاسوعاست و به فرجی می‌گویم: «دروغ است! دروغ است!»
می‌گوید: «نه. علیرضا بهرامی می‌گوید. خودش و زنش و دخترش.»
می‌روم باز در تاریکی غروب تاسوعا، «مهمان‌کشی»‌ را می‌بینم و زار می‌زنم بر این همه عهد شکنی. بر کُشتنِ غریبانه مسلم بن عقیل. بر جفاهای این همه مهمان‌کش.
یاد غروب دیگری می‌افتم که به دوستی می‌گفتم: «پنج سالی است سر خاک ِ پدربزرگم نرفته‌ام. از خودم خجالت می‌کشم که برای خاطر خودم، و به ظاهر برای او، برایش زار بزنم. ما مردگان‌مان زنده‌ می‌شوند با رفتن‌شان و این ماییم؛ خودخواهان روزگار که بر فراق رفتن‌شان برای خود زار می‌زنیم. یا ظلمی روا داشته‌ایم آن‌ها را و یا مهربانی‌ دیده‌ایم از صورت‌شان و حالا که رفته‌اند، راهی دیگر نداریم برای حلالیت طلبیدن و یا دیدن مهربانی دوباره‌شان.»
غروب تاسوعاست. خورشید قرمز قرمز دارد می‌افتد روی پشت بام بلند سر خیابان پاس- فرهنگیان. دوباره محسن فرجی زنگ می‌زند: «لعل‌بذری خبر نداشت. برهمند بی‌خبر بود. گفته زنگ می‌زند به جواد. بعد جواد زنگ می‌زند به فرجی. بعد فرجی می‌شنود: «بله. من الان بالای جنازه‌ام.»
شماره کلیدری را پیدا می‌کنم.
- جواد راسته؟
- بله عزیز.
- کجا؟ کی؟
- از شمال برمی‌گشتند. بعد از قوچان. با همسرش (الهام اسلامی) و دخترش.
- چطوری؟
- چپ کردند.
غروب تاسوعاست و من دارم به کتاب آخرش فکر می‌کنم؛ به «مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است.»
غروب تاسوعاست و همین دیروز بود که عکس‌ «ساعد فارسی‌رحیم‌آبادی» و «سعید موحدی» و «عباث جعفری» را در تادانه نگاه می‌کردم و دلم لرزید باز از رفتن دوستی.
و حالا برای «غلامرضا بروسان» مرثیه می‌خوانم که به پهلو افتاده است.
خدایش بیامرزاد.


غلامرضا بروسان (آمدن: 1352 - رفتن: 1390)
الهام اسلامی (آمدن: 1362 - رفتن: 1390)




غلامرضا بروسان - الهام اسلامی - لیلا / عکس از کتابلاگ


عکس از اینجا

مرتبط:
گزارش تصویری تشییع شاعر ... خبرگزاری مهر
مراسم تشييع غلامرضا بروسان در مشهد برگزار شد ... ایسنا و مهر تشییع پیکر غلامرضا بروسان و الهام اسلامی ... ایسنا و مهر و مهر
الهام اسلامی در آهی محله آرام گرفت ... اینجا

با خانواده رفتيم تماشاي آقاي دولت‌آبادي
گفتگوی یاسین نمکچیان با بروسان ... اینجا

چطور می‌توانم به چاقوها اعتماد کنم؟
گفتگوی مجتبا پورمحسن با بروسان ... اینجا

هفت مرثیه شمس لنگرودی برای بروسان و اسلامی ... اینجا
شعر نرگس برهمند برای الهام اسلامی ... اینجا
مرثيه آرش شفاهي براي بروسان و اسلامي ... اينجا

شمس لنگرودی ... اینجا
احمد پوری ... اینجا
علی عبداللهی ... اینجا
علیرضا بهرامی ... اینجا
نرگس برهمند ... اینجا
جواد کلیدری ... اینجا
آرش شفاعی ... اینجا
محمدهاشم اکبریانی ... اینجا

بازتاب تادانه در ایسنا ... اینجا

قائم‌مقام «شعر و ادب» درگذشت بروسان و اسلامي را تسليت گفت ... اینجا
گرامیداشت بروسان در کتاب روشن ... اینجا
بزرگداشت بروسان در تهران ... اینجا

محسن فرجی: چون‌بادهای آخر پاییز خسته‌ام ... اینجا

آه، که چه دلی دارم برای سوختن ... اینجا
بروسان، شاعر زلالی‌ و تنهایی‌ ... اینجا
خداحافظ شاعر؛ خداحافظ ... اینجا
برای شاعر عشق و مرگ ... اینجا
هوای مجتبا را نگه داریم ... اینجا
شعر را تنها گذاشت و ... اینجا
حالا وقت رفتن نبود ... اینجا
باز هم دستان مرگ ... اینجا
از اهالی امروز بود ... اینجا
برای شعرهای غمگین ... اینجا
مرگ دو شاعر به تصادف ... اینجا
یادواره غلامرضا بروسان ... اینجا
چند شعر از الهام اسلامی ... اینجا
به کجا تسلیتی بفرستیم ... اینجا
برایم با دست‌و‌دل‌بازی گریه کنید ... اینجا
شنبه خوب، شنبه تولد، شنبه کتاب ... اینجا
زندگی با یک شاعر سخت نیست؟ ... اینجا
دو شعر جدید از غلامرضا بروسان ... اینجا
تصاویر کتاب بروسان بکر و منسجم هستند ... اینجا
آیا غلامرضا بروسان «آرتور رمبو» است؟ ... اینجا
غلامرضا بروسان، برنده اولین جایزه شعر خبرنگاران ... اینجا
غلامرضا بروسان برگزيده‌ي دومين جايزه‌ي شعر «نيما» شد ... اینجا

غلامرضا بروسان و الهام اسلامی در حادثه رانندگی درگذشتند ... قدس‌آنلاین - مهر - ایسنا


به نقل از وبلاگ «غزلداستان» محسن فرجی

× عنوان مطلب: آخرین کتاب زنده‌یاد غلامرضا بروسان که در نمایشگاه کتاب عرضه شد.
× دو عکس زنده‌یادان در قونیه از آرشیو خصوصی «فاطمه حق‌وردیان» شاعر است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رمان «اتاق» در صدر پرفروش‌هاي انگلیس
رمان «اتاق» اثر اما دون‌ا‌هو به هفته ها صدرنشيني كتاب آشپزي جيمي اوليويه در بريتانيا خاتمه داد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از بوك سلر، رمان «اتاق» با پشت سر گذاردن سالي موفق، در آغاز سال جديد ميلادي با مخاطبان جديدي ارتباط برقرار كرده و بازار كتاب بريتانيا را فتح كرده است.

اين رمان كه موفق شده بود به فهرست نهايي بوكر 2010 راه يابد، درست سه هفته پس از ناكامي در اين جايزه به عنوان رمان برتر نويسندگان راجرز كانادا معرفي شد و در پايان سال جايزه فرماندار كل كانادا را نيز كسب كرد. انجمن كتابخانه آمريكا هم با قدمتي بيش از 130 سال فعاليت در زمينه سازماندهي كتابخانه‌هاي آمريكايي و همكاري با مراكز دانشگاهي، اين رمان را به عنوان برترين اثر داستاني سال انتخاب كرد.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
وصف حال
خیلی وقته از خودم و اینجا دور شدم؛ گرسنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره.
خیلی وقته دوست دارم برگردم به تادانه و خودم را بنویسم؛ پدر بدوبدو دربیاد.
خیلی وقته این بیوه‌کشی مونده روی میزم و خوب پیش نمی‌ره؛ یعنی این مطالبات و بازار و پخش، تمام خواهد شد؟
خیلی وقت‌ها چیزهایی می‌نویسم و دوست دارم در تادانه منتشرشان کنم اما خودسانسوری می‌کنم و مثال قدیم‌ندیما که می‌نوشتم و کاغذ رو مچاله می‌کردم، حالا فایل را دیلیت می‌کنم.
خیلی نخواهد کشید که این خانه را آب و جارو کنم و آموت را به آموتیان بسپارم و جز لوگو و لینکی از آن در کنار صفحه، آن‌ها هم بشوند مهمانانی آشنا؛ ضمن عذرخواهی از مقام شامخ تک‌تک آموتیان.
خیلی نزدیک است روزی که بیایم؛ بنشینم دوباره زیر درخت تادانه.
چقدر دلم سبک شد.
راستی کاش الان یکی بود که همراهی کند و ماشین به‌درد بخور و کوه‌بُرُویی هم داشت و می‌زدیم و می‌رساندیم خودمان را به الموت و بعد: تاسوعا و عاشورا فقط در میلک دیدنی و شنیدنی است.
آخی!
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
عاشورا

حمله‌ی جوانانِ بنی‌هاشم در روزِ عاشورا بر لشگرِ اعداء، اثرِ امیرعباسُ ریاضی

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رمان برنده جایزه اورنج مجوز گرفت
رمان «خانه» اثر مریلین رابینسون با ترجمه مرجان محمدی به زودی از سوی نشر «آموت» منتشر می‌شود. این رمان داستان زندگی خانواده‌ای است كه بعد از سال‌ها دور هم جمع ‌شده‌اند و مخاطب با مرور خاطرات گذشته آن‌ها، تضادهای انسانی را در قالب این شخصیت‌ها مرور می‌كند.
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا) رمان «خانه» در میانه قرن بیستم و در روستایی كوچک اتفاق می‌افتد. مردی بازنشسته و پا به سن گذاشته، در وضعیت جسمی خوبی به سر نمی‌برد و دختر 38 ساله‌اش به خانه پدری‌ بازمی‌گردد تا از او مراقبت كند و مشكلات شخصی اش را نیز به فراموشی بسپارد.
در همین زمان، جک، محبوب‌ترین فرزند پدر این خانواده بعد از 20 سال غیبت به خانه باز می‌گردد و در آن‌جا به جست‌وجوی آرامش، بخشودگی، پناه و آغوشی گرم می‌رود. او امیدوار است بعد از غیبت طولانی‌اش، از طرف پدر، خانواده و اجتماع مورد استقبال قرار بگیرد و گناهان گذشته‌اش بخشوده شود.
سادگی و روانی این داستان با دل‌شكستگی‌ها، اضطراب دایمی، خاطرات تلخ، ‌احساسات متناقض و بیش از همه عشق در می‌آمیزد و این‌گونه داستان حول محور رابطه پدر و پسر و همچنین خواهر و برادری می‌چرخد كه گویی اشتراكات زیادی با هم دارند.
محمدی، مترجم كتاب، درباره نویسنده این رمان گفت: رابینسون نویسنده معاصر آمریكایی با مدرک دكترای زبان انگلیسی است كه هم اكنون در دانشگاه آیووا تدریس می‌كند. وی با چاپ اولین رمانش توانست جوایز ادبی متعددی را به دست آورد و مورد تمجید زیادی قرار بگیرد.
این مترجم سپس به مقالات این نویسنده اشاره كرد كه بعد از انتشار اولین رمانش در كتابی به نام «مرگ آدام» منتشر شدند و افزود: بعد از چاپ این مقالات، دومین رمان او به نام «گیلیاد» در سال 2004 منتشر شد و جایزه ادبی پولیتزر و كانون منتقدان ادبی را به دست آورد. رمانی كه هم اكنون در حال ترجمه آن هستم و شامل نامه‌های كشیشی به فرزندش هفت ساله‌اش است كه در میان آن نامه‌ها به خانواده‌ای اشاره می‌شود؛ خانواده‌ای كه موضوع زندگی‌شان به شكل‌گیری كتاب «خانه» منجر می‌شود.
محمدی اضافه كرد: رمان «خانه» روایت جریان‌هایی است بین پدر خانواده كه كشیشی پیر است با پسر و دخترش و مسایل و مشكلات فرزندان را از دوران كودكی بررسی می‌كند. مترجم رمان «خانه»، شك‌‌ها، تضاد بین انسان‌ها و روابط خانوادگی را از موضوعات محوری این داستان دانست و گفت‌:‌ راوی این داستان دختر خانواده است و داستان با این‌كه در آرامش و سكوت به پیش می‌رود، یك آتش‌فشان را درون خود دارد. از طرفی جك، پسر خانواده، یك سری اعتقادات دارد كه با پدرش یكی نیست و مخاطب نمی‌داند باورهای كدام یک حقیقت است؛ در حالی‌كه به نوعی حق با هر دوی آن‌ها است.
این مترجم سبک نگارشی رابینسون را متفاوت از سایر نویسنده‌هایی دانست كه تاكنون آثاری از آن‌ها را ترجمه كرده و گفت: در بخش‌های زیادی از كتاب به مفاهیم مذهبی انجیل و كتاب مقدس اشاره می‌شود و همچنین كلمات قدیمی و منسوخ شده بارها در این اثر به كار برده می‌شوند. در برخی مواقع هم نویسنده جملات خود را رها می‌كند، در حالی كه مخاطب انتظار دارد به باقی صحبت‌های راوی گوش بسپارد.
محمدی با اشاره به مفاهیم مذهبی به كار رفته در این داستان گفت: در بسیاری از بخش‌های كتاب با استفاده از پاورقی كوشیدم به سوالات احتمالی مخاطب پاسخ دهم و برای این كار با برخی از اساتید ادبیات انگلیسی داخلی و همچنین اساتید خارجی مكاتبه كردم و نظر برخی منتقدان خارجی را نیز پرسیدم.
رمان «خانه» اثر يكی از برندگان جایزه پولیتزر است؛ رمانی كه نخستین بار در سال 2008 میلادی منتشر شد و سومین رمان رابینسون محسوب می‌شود. این رمان داستان زندگی خانواده‌ای را به تصویر می‌كشد كه بعد از سال‌ها دور هم جمع شده‌اند و در سال انتشارش توانست جوایز ادبی متعددی را به دست آورد كه از آن میان می‌توان به «جایزه اورنج»، «لس آنجلس تایمز» و «نشنال بوك اواردز» اشاره كرد.
از این مترجم تاكنون رمان «فقط یک بار به دنیا می‌آییم» نوشته داون برسلین روانه بازار كتاب ایران شده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
داستان به روایت سپانلو
محمدعلی سپانلو از انتشار یکی از کتاب های خود با موضوع ادبیات داستانی خبر داد.

این شاعر در گفت و گو با خبرنگار ادبی سینما پرس از انتشار یک مجموعه از مقالات خود با موضوع ادبیات داستانی خبر داد و گفت: این کتاب «دیدبان خواب‌زده» نام دارد و به بررسی ادبیات داستانی ایران، در سال های گذشته می‌پردازد.

وی افزود: این کتاب مدت هاست آماده شده و در انتظار مجوز نشر است. امیدوارم هر چه زودتر تکلیف انتشار این کتاب مشخص شود. علاوه بر آن همزمان دو مجموعه از اشعارم به نام «افسانه شاعر گمنام» که حاصل 14 سال سرایش بنده است در انتظار انتشار است.

محمد علی سپانلو، داور جشنواره انتخاب کتاب سال جوان، یکی از جشنواره‌های مورد حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش شعر سپید بود.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«تمشک‌هاي نارس» مجوز گرفت
آسيه جوادي (ناستين) كه به زودي مجموعه داستان «رک و پوست كنده» او به چاپ مي‌رسد، «تمشک‌هاي نارس» را نيز به زودي راهي قفسه كتابفروشي‌ها مي‌كند.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «تمشك‌هاي نارس»، نخستین مجموعه داستان اين نويسنده از سري قصه‌هاي كوتاه اوست كه به زودي از سوي نشر «آموت» به چاپ خواهد رسيد. وي دو كتاب ديگر از اين مجموعه را نيز آماده انتشار دارد.
ناستين درباره اين كتاب گفت: در اين مجموعه سه گروه قصه وجود دارد كه يک گروه آن‌ها داستان‌هايي تخيلي‌اند و يک دسته داستان‌هايي تخيلي-واقعي و دسته سوم را داستان‌هايي رئال تشكيل مي‌دهند.
مجموعه داستان «رک و پوست كنده» يا «داستان ما زنان» جوادي از سوي نشر آموت به چاپ مي‌رسد.
وي همچنين چند اثر داستاني در حوزه ادبيات معاصر ايران را آماده انتشار دارد.
از ناستين همچنين اثري پژوهشي در حوزه معماري ايراني در انتشارات بهنگار مراحل انتشار را سپري مي‌كند.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com