تادانه

وصف حال این روزها
کار سختی است بیکاری.
هم کار داری و هم بیکاری.
از یک طرف با قراردادهای هر از گاهی زندگی باید کرد و از یک طرف هم باید منتظر ماند تا کی برسد پولش.
از یک طرف، طرفت می داند که کارت را بلدی و از طرف دیگر، چون می داند که بیکاری، هر طور دوست دارد با تو معامله می کند.
از یک طرف 37 ساعت نوار مانده روی دستم، حاصل این سفر 10 - 12 روزه آخرم به الموت و از طرفی 26 ساعت نوار از قبل از یکی روستاها فقط که باید کلمه به کلمه شان پیاده بشوند و تایپ و ...
بعد هم دست کشیدن به نسخه پایانی «به دنبال ناصر خسرو» و گرفتن قسط دیگر این قرارداد.
از طرفی 13 ساعت فیلم گرفته ام از نوروز دیلمی و پول ندارم بدهم که فیلم ها بروند زیر دست تدوینگر.
از طرفی دوربین G5 که چهار - پنج سالی همدم همیشگی ام بود در این سفر آخر به الموت رفت به کام خاکستان نشینان و تعمیرش نمی ارزد و پول ندارم یکی از این G9 یا G10 ها را بخرم.
از طرفی ...
از طرفی ...
از طرفی، پایم را کرده ام توی یک لنگه کفش که دیگر کار روزنامه و خبر و ترجمه نکنم و ...
از طرفی هم داستان است که پشت سر هم در این بلبشو می ریزد نوک انگشتانم و می آید روی صفحه مونیتور و می شود مجموعه جدیدم که اگر همین طور پیش برود، به زودی صفحه بندی اش هم خواهم کرد.
از طرفی هم ...
چقدر این زندگی طرف دارد لاکردار.
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:
Create a Link