تادانه

ديدار با محمد شريفي
از محمد شريفي يك مجموعه داستان "باغ اناري" و دو مجموعه شعر "سقوط پر در باران و مگر سکوتِ خداوند" منتشر شده و رمان هاى «سرجوخه آمين» و «باغ خُرفه» را آماده چاپ دارد. به قول قاسم كشكولي، او اگر ديگر هم ننويسد نويسنده است.
آرزو داشتم نويسنده باغ اناري را كه آرام‌بخش شب ها و روزهاي كوي دانشگاه تهران من و محسن بود از نزديك ببينم. داستان‌هايم را خوانده و نامه اي برايم نوشته بود.
وقتي رفتم كرمان. زنگ زدم. صبح روز بعدي كه رسيده‌بودم كرمان، از رفسنجان آمد. ساعت 10:45 دقيقه بود. رفتيم طرف ماهان؛ باغ شازده و آرامگاه شاه نعمت‌الله‌ولي.
تا غروب آن روز كه برگشتيم كرمان و رفتيم نشريه "بام كوير" حرف زديم و حرف زديم.
حرف هايي كه كاش مي توانستم اينجا بنويسم. اما ننوشتن از نويسنده اي كه خودش از همه چيز بريده و به آرامش رسيده، بهترين نوشتن است.
فقط عكس‌هايش را ببينيد كه در ماهان از او گرفتم؛ در باغ شازده و آرامگاه شاه نعمت‌الله‌ولي.






































***

ديدار با محمد شريفي .... اينجا
بوي سمرقند اين داستان‌ها ... قاسم كشكولي
نگاهی به داستان کوتاه وضعیت ... مريم حسينيان
دو نقطه از رمان "باغ خُرفه" ... محمد شريفي نعمت آباد
گفتگو با محمد شريفي ... ساير محمدي
روزگار ليلي ... محمد شريفي
آخرين شعر - محمد شريفي
وضعيت ... محمد شريفي
ويكيپيديا ... اينجا

ديدارهاي تادانه اي ... اينجا
***

سفرنوشت ِ كرمان ... اينجا
عكس‌هاي حمام گنجعليخان ... اينجا
عكس‌هاي ديدار با محمد شريفي ... اينجا
ادبيات بومي، سكوي پرش ادبيات جهاني ... اينجا
عكس‌هاي نمايشگاه و انجمن داستان كرمان ... اينجا

Labels: , , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
2 Comments:
خيلي خوشحالم كه مي بينم تو هم كساني را دوست داري كه من دوستشان دارم.به مناسبتي با محمد شريفي همسفر شده بودم و يكي از داستان هايش را ترجمه كرده بودم.شريفي داستان توي خونش جاري است.سواي همه خوبي هايي كه دارد اخلاق پسنديده و حجب و حيايش به دنيايي مي ارزد.يادم باشد وقتي ببينمت چشم هايت را ببوسم كه او را تازه ديده اي

Anonymous پندار said...
چه سعادتیست آموختن ِ از همگان بریدن و دل به خویش بستن. کاش می شد بیاموزیمش

Post a Comment

Links to this post:
Create a Link