تادانه

گفتگو با روزنامه شرق (فارس)
ـ از نشر آموت شروع کنیم و جناب ِ علیخانی؛ شما و نشر آموت توانسته­‌اید یک رابطۀ خوبی بین مخاطب و ناشر ایجاد کنید و این قضیه باعث شده است، تعداد مخاطبین و کتابخوان­‌ها کمی افزایش پیدا بکند، یک توضیحی در این زمینه بفرمایید.
ابتدای فیلم «ایثار» تارکوفسکی یک صحنه عجیبی دارد، صحنه­ای از یک درخت خشکیده،و پدری که دارد داستانی را برای پسرش تعریف می کند و این داستان برمی­گردد به آن ضرب­المثل چینی که اگر تو به یک درخت خشک هر روز در یک ساعت مشخص، آب بدهی، چیز عجیبی نیست اگر آن درخت سبز شود؛ و این یعنی ایمان و امید.
ما سالهای سال می­شنیدیم که مردم کتاب نمی­خوانند، روزی که من می­خواستم ناشر شوم به من می‌خندیدند و می‌گفتند تو اگر پول‌هایت را در بانک بگذاری سودش خیلی بیشتر خواهد بود چون مردم ما دیگر کتاب نمی­خوانند. نمی­دانم یک انرژی بیرونی به من گفت برو و تجربه به دست بیاور، چه ایرادی دارد یک بار تجربه کن. مجوز نشر آموت برای سال 83 است، آن زمان من روزنامه­نگار بودم و کارمند روزنامه جام­جم، در فضای کارمندی اصلاً به مُخیّله‌ی یک کارمند نمی­گنجد که مثلا آن زمان 2 میلیون یا الان 10 میلیون برای یک کتاب هزینه بکنید و بعد یکی یکی کتابها را بفروشی و بعد هزینه­ای که کرده­ای بازگردد، چون در زندگی کارمندی عادت کرد­ه­اید که سر ماه یک پولی به دست شما برسد و یک آب باریکه­ای باشد و زندگی بچرخد.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
با چشم های باز خواب می بینم
https://scontent-sjc2-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/15047029_633578210177247_4013369526174351360_n.jpg?ig_cache_key=MTM4Nzg1Mzk3Njk4MDc3NzU1OA%3D%3D.2 
استاد محمدعلی حضرتی شاعر است
استاد محمدعلی حضرتی در حال حاضر مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قزوین است
استاد محمدعلی حضرتی امروز به آموتخانه آمد
امروز بار دیگر ایمان آوردم که راه‌ام را به اشتباه نرفته‌ام
در تمام این سال‌ها به آقای حضرتی خبر نداده بودم؛ هراس داشتم انگار
معلم‌ سال‌های دورم قرار بود به خانه‌ی مردم بیاید که من مشق کرده ام و این هراس آور بود برایم که آیا خوب مشق کرده ام؟
دیروز با استاد عنایت الله مجیدی ، محقق و الموت‌پژوه و معلم همیشه‌ام زنگ زده بود و می‌دانستم جاده ی روستای زادگاهم با پیگیری‌های او به نتیجه رسید و این بار با آرامش به میلک رفتیم. خدمت استاد گفتم خجالت می‌کشم به آقای حضرتی زنگ بزنم. چند دقیقه بعد زنگ زدند و فرمودند آقای حضرتی دارد می‌آید میلک
در پوستم نمی‌گنجیدم
هنوز البته هراس دارم که آقای مجیدی مهربان اگر آموتخانه را ببینند، به مشق‌هایم چند خواهند داد؟
آقای حضرتی آمدند و حالا با چشم های باز خواب می بینم

 

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
گزارش مهر از چاپ غیرقانونی کتاب
در حالی پدیده دزدی کتاب و چاپ غیرقانونی این روزها در بازار کتاب بسیار رایج شده که اتحادیه ناشران و وزارت ارشاد به‌دنبال امضای تفاهمنامه‌ای برای مقابله با این پدیده هستند.
خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ: در روز روشن می‌آیند. از دیوار خانه‌ای بالا نمی‌روند. قفلی نمی‌شکنند. نقاب به صورت ندارند و تهدید جانی هم در کار نیست. از قضا بسیاری از این سارقان افراد به ظاهر محترمی هم هستند. صاحب سرمایه هستند. برخی حتی دفتر کسب و مغازه نیز دارند.
«دزدهای کتاب» این روزها به سادگی با اجاره دفتری در خیابان انقلاب تهران و یا سایر استان‌های کشور، و هزینه نزدیک به ۲۵ میلیون تومان و خرید یک دستگاه بسیار پیشرفته زیراکس، ماحصل یک سال و یا بیشتر فعالیت و سرمایه‌گذاری ناشری دیگر را که در بازار برای خود جایی باز کرده و در میان مخاطبان اسمی برای خود کسب، کپی می‌کنند، صحافی می‌کنند و در کمال تعجب با قیمتی کمتر از نسخه اصلی به فروش می‌رساند.
فروش که می‌گوییم به معنی فروش زیر زمینی هم نیست. این کتاب‌ها در کتاب‌فروشی‌ها به مردم عرضه می‌شود و حتی برای فروش آنها به شما فاکتور رسمی و قانونی نیز ارائه می‌شود. قانون مدت‌هاست که در برابر این دزدی تازه ساکت مانده است. حرفی برای گفتن ندارد. دادگاه‌ها سعی می‌کنند تا از کنار این پدیده با صلح عبور کنند، بین طرفین آشتی برقرار کنند و کار را به صدور حکم نرسانند.
از سوی دیگر بسیاری شکات که ناشران بخت برگشته و مال باخته هستند نیز در محکمه با این جملات روبرو می‌شوند که قانون درباره مولفان تصریح دارد و نه ناشران و لذا اگر شکایتی هم بخواهد ثبت شود باید از سوی مولف باشد. در چنین وضعیتی آیا سرمایه‌گذاری در عرصه نشر می‌تواند منجر به سود شود؟ آیا ثبات قدم ناشران، تن دادن به هزینه برای ترجمه کتاب، پذیرش هزینه‌های کپی‌رایت و یا تن دادن به سیستم‌ها و شیوه‌های تازه برای انتشار کتاب توسط ناشران را می‌شود محتمل دانست؟

 
پرده اول: شکایت‌های بی‌ثمر
نشر آموت ۹ سال است که قدم در بازار نشر گذاشته است و پس از انتشار بیش از ۱۹۶ عنوان کتاب به تازگی با انتشار سه رمان موفق توانسته در بازار برای خود اسم و رسمی هم پیدا کند.
یوسف علیخانی مدیر این نشر، مواجهه با دزدی کتاب‌هایش را اینگونه روایت می‌کند: در فاصله چاپ سومین اثر از یک نویسنده که تمامی آثارش در موسسه ما ترجمه و چاپ شده مدتی نرسیدیم که جلد نخست از آثار او را که پرفروش‌ترین کتابش نیز بود، به بازار وارد کنیم اما به گوشمان می‌رسید که کتابی که چاپش تمام شده در بازار در حال ویزیت شدن در کتابفروشی‌ها و فروخته شدن به مردم است. به دنبال کتاب رفتم. جالب بود. در حالی که من ۲۰ چاپ از کتاب را فروخته بودم، چاپ یازدهمش را به صورت زیراکس و غیرقانونی و با قیمتی کمتر از قیمتی که پشت جلد کتاب زده بودیم در دست فروش در کتابفروشی‌های انقلاب دیدم. من رد این اتفاق را گرفتم و رسیدم به یکی از پخشی ها. نه من که همه تقریبا می‌دانند که مشکل کارشان از کجاست اما قدرت مقابله ندارند.
علیخانی ادامه می‌دهد: این اتفاق زمانی دردناک‌تر می‌شود که می‌فهمیم این دزدها در استان‌های دیگر و شهرهای بزرگی مثل مشهد و قم نیز شعبه و دفتر دارند.
این مدیر نشر در ادامه روایت برخوردش با کتاب‌فروش متخلف می‌گوید: پلیس را صدا زدیم و در نهایت کتابفروش راضی شد که بابت کتاب به ما فاکتور بدهد تا بتوانیم در دادسرا شکایتی تنظیم کنیم.
علیخانی روایتش را اینگونه به پایان می‌برد: جدای از ضرر من و موسسه نشرم، اینگونه فروش کتاب آمارهای نشر و کتابخوانی در کشور را هم زیر سوال می‌برد. من به عنوان ناشر اگر ببنیم که قرار است به شکایتم رسیدگی نشود و کتاب‌هایم اینگونه به غارت برود، ترجیح می‌دهم سرمایه‌ام را از این کار خارج کنم.

ادامه ی گزارش

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
احوالات جمعه‌غروب
دو سه روز بود يه پيام مي آمد كه به روز رساني كنيد
ما نكرديم تا امروز كه جمعه باشد
باز هم پيام آمد: جمعه است و به روز رساني كنيد خب
ما هم شهرستاني هستيم ديگه، گفتيم باشد!
كرديم
يه نيم ساعتي بالاي 800 مگ هم از اينترنت جيره بندي شده مون رو خورد و دست آخر گفت حالا نصب كنيد
گفتيم به روي چشم
زديم رويش
رفت كه بيايد؛ بالا بيايد
تا الان نيامده
و رسما اين دم غروب جمعه اي، موبايل ما رفت به گورستان موبايل هاي نيامده بالا
خدايي اش، سه سال هوآوي داشتم و از اين بازي ها نداشت، اين شش ماهي كه اين سامسونگ رو گرفتم، هر روز يه برنامه اي سرمون درآورد
خدا فردا رو برسونه برام، بي بروبرگرد مي رم و مي گم آقا ضعيف ترين موبايل هوآوي تون رو مي خوام
البته اگر فردا بيايد
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پرفروش ترین های مهر ماه نشر آموت در پخش ققنوس
https://igcdn-photos-d-a.akamaihd.net/hphotos-ak-xat1/t51.2885-15/sh0.08/e35/p750x750/14733206_545169149013627_8833346829799129088_n.jpg?ig_cache_key=MTM2NjgzMDk0Mzk0Nzg5NjEyMg%3D%3D.2
۱يك بعلاوه يك / جوجو مویز/ ترجمه‌ی مریم مفتاحی/ چاپ سوم
۲من پیش از تو / جوجو مویز/ ترجمه‌ی مریم مفتاحی/ چاپ بيستم
۳پس از تو / جوجو مویز/ ترجمه‌ی مریم مفتاحی/ چاپ يازدهم
۴اتاق / اما دون‌اهو/ ترجمه‌ی علی قانع/ چاپ هفتم
۵پروژه شادی / گریچن رابین/ ترجمه‌ی آرتمیس مسعودی/ چاپ هشتم
۶ جغرافیای اموات/ مجموعه داستان/ محسن فرجی
۷از تیر به مهر/ مجموعه داستان/ ناستین
۸زبان گل ها / ونسا ديفن‌باخ/ ترجمه‌ی فیروزه مهرزاد / چاپ سوم
۹همسر خاموش / ای‌اس‌ای هریسون/ ترجمه‌ی مریم مفتاحی/ چاپ سوم
۱۰پشت سرت را نگاه کن / سی بل هاگ / ترجمه‌ی آرتمیس مسعودی / چاپ دوم
۱۱پیش از آنکه بخوابم/ اس‌جی‌واتسون/ ترجمه‌ی شقایق قندهاری/ چاپ هفتم
۱۲لی لا لی لا / مارتین زوتر/ ترجمه‌ی مهشید میرمعزی / چاپ دوم
۱۳شازده کوچولو / آنتوان دو سنت اگزوپری / ترجمه‌ی زهرا تیرانی / چاپ چهارم
۱۴بیوه کشی / یوسف علیخانی/ چاپ ششم
۱۵راز شوهر / لیان موریارتی / ترجمه‌ی سحر حسابی / چاپ دوم
۱۶دختری که پادشاه سوئد را نجات داد / یوناس یوناسون/ ترجمه‌ی دکتر کیهان بهمنی/ چاپ پنجم
۱۷ ایراندخت/ بهنام ناصح/ چاپ هفتم
۱۸شوهرعزیزمن/ فریبا کلهر/ چاپ هشتم
۱۹خدمتکار و پروفسور / یوکو اوگاوا/ ترجمه‌ی دکتر کیهان بهمنی/ چاپ ششم
۲۰اولین تماس تلفنی از بهشت/ میچ آلبوم/ آرتمیس مسعودی
۲۱ به وقت بهشت/ نرگس جورابچیان/ چاپ ششم
۲۲مزرعه حیوانات / اوریانا فالاچی / ترجمه‌ی عباس زارعی / چاپ دوم
۲۳نامه به کودکی که هرگز زاده نشد / اوریانا فالاچی / ترجمه‌ی عباس زارعی / چاپ دوم
 ۲۴نسکافه با عطر کاهگل / م. آرام / چاپ پنجم

کتاب های نشر آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید
خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان ۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرام نشر آموت

آموت در اینستاگرام

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رونمايي و جشن امضاي "جغرافياي اموات" در كتابفروشي چشمه ي كورش
http://media.mehrnews.com/d/2016/10/04/3/2231075.jpg 
جشن امضا و فروش مجموعه داستان «جغرافیای اموات» نوشته‌ محسن فرجی به نفع کودکان بیمار، فردا در کتابفروشی نشر چشمه برگزار می‌شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، این برنامه با حضور محمود حسینی‌زاد، هیوا مسیح، کامران محمدی و جمعی از اهالی هنر و ادبیات، فردا چهارشنبه ۱۴ مهر از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در کتابفروشی نشر چشمه (شعبه‌ مجتمع کورش) تشکیل می‌شود.
برابر اعلام، تمام عواید فروش این کتاب برای کودکان بیمار تحت حمایت بنیاد همدلان کودک و نوجوان هزینه خواهد شد.
جشن امضا و فروش کتاب «جغرافیای اموات» از سوی بنیاد همدلان کودک و نوجوان با همکاری نشر آموت و کتابفروشی چشمه (شعبه‌ مجتمع کورش) برپا خواهد شد. این کتابفروشی در بزرگراه ستاری شمال، خیابان پیامبر مرکزی، مجتمع تجاری کورش، طبقه‌ ۵ واقع شده است.
«جغرافیای اموات» مهرماه سال جاری توسط نشر آموت در ۹۶ صفحه  و با بهای ۷ هزار تومان به چاپ رسیده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
ترسیم «جغرافیای اموات» در بازار کتاب
http://www.magiran.com/ppic/3360/3867/32-8.jpg 
مجموعه داستان «جغرافیای اموات» نوشته محسن فرجی از سوی نشر «آموت» به چاپ رسید.
به گزارش ایلنا؛ این کتاب شامل 6 داستان کوتاه با این عناوین است: یک شادمانی تاسف‏بار، دیوار آرزوها، ساده‏ها، پرنده نامرغوب، گنجشک و هفت تا سیب گندیده دارم.
«یک شادمانی تاسف‏بار» از این سخن می‏‌گوید که یادها و خاطرات تلخ ممکن است در جهانی دیگر هم پابه‏پای انسان بیایند و فراموش نشوند. «دیوار آرزوها» داستان سه همکار را شرح می‏‌دهد که یکی از آنها بیکار شده و دو تای دیگر به دنبال راهی هستند که او را از افسردگی نجات بدهند. «ساده‏‌ها» قصه بلاهت موروثی طایفه‌‏ای است که به خاطر ساده‌‏لوحی حتی عشق‏‌هایشان را از دست می‌‏دهند. در داستان «پرنده نامرغوب» ماجرای مردی روایت می‏‌شود که از عوالم هنرمندی و نقاش بودن به روزمرگی و کارمندی رسیده است. قصه «گنجشک» داستان دختری است که نمی‏‌تواند بپذیرد  پدرش مرده‌‏اش است، اما آشنایی‏‌اش با مردی ولگرد، تفکر و مسیر زندگی او را تغییر می‏‌دهد. «هفت تا سیب گندیده دارم» از داستان‏‌نویسی سخن می‏‌گوید که پس از سال‏‌ها می‏‌خواهد داستانی تازه بنویسد، اما اجتماع و زندگی در برابر او قد علم می‏‌کند و چنین اجازه‏‌ای نمی‏‌یابد.
در پشت جلد «جغرافیای اموات» آمده است: «خاطرات به دنیامان باز می‌گردند. از آنها گریزی نیست. اما گاهی فراموشی مثل یک موهبت سر بر می‌آورد و خاطرات را به پس می‌راند تا دوباره از ناکجا و ناگهان به صحنه بیایند. این جدال ابدی خاطرات و فراموشی، دستمایه‌ داستان‌هایی است که در کنار هم «جغرافیای اموات» را شکل داده‌اند. البته که در این جغرافیا پای چیزهای دیگر هم به میان می‌آید. مثلاً عشق‌هایی که بوده‌اند و دیگر نیستند، مثلاً تنهایی که همزاد آدمی است...»
محسن فرجی پیش از این «یازده دعای بی‌استجابت» (1379) و «چوب‌خط» (1385) را نوشته و این سومین مجموعه داستان اوست که 10 سال بعد از مجموعه‌ قبلی‌اش منتشر می‌شود.
«جغرافیای اموات» در 96 صفحه و با  بهای 7 هزار تومان از سوی نشر آموت به بازار کتاب راه یافته است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
شنبه در «کتابفروشی بوک لند»
https://scontent-sjc2-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/sh0.08/e35/p750x750/14540551_340917402917198_133067243700355072_n.jpg?ig_cache_key=MTM1MDIzMDMzMTQ0MTQ5MTg5OQ%3D%3D.2
"کتابفروشی بوک لند" با همکاری نشر آموت و پخش ققنوس برگزار می کند:

جشن رونمایی و امضای رمان جدید "جوجو مویز"
با حضور "مریم مفتاحی" مترجم کتاب

شنبه ۱۰ مهر ۹۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹
تهران. زعفرانيه، خيابان مقدس اردبيلي، ميدان الف، مركز خريد پالاديوم، طبقه سوم. کتابفروشی بوک لند

https://telegram.me/aamout
https://www.instagram.com/aamout/

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
جشن «یک بعلاوه یک» در پردیس کتاب مشهد
http://aamout.persiangig.com/image/950708-mashhad/000.jpg
دیروز هم خاطره شد
دیروز هم نشست بر جان مان که بعدهای خیلی نچندان دور بگوییم که یه روز ِ خیلی خوب، اومدیم به بهشت کتاب‌ها؛ به پردیس کتاب
اومدیم به میهمانی خاندان رجب زاده؛ فرشتگان این بهشت
آمدیم و با هم جشن گرفتیم و گفتیم و شنیدیم و خندیدیم و شیرینی خوردیم و شادمانی‌مان را فریاد کردیم؛ فریادی برای کتاب‌خوان‌تر شدن‌مان
جشن رونمایی و امضای یک بعلاوه یک  نوشته جوجو مویز  با ترجمه مریم مفتاحی ، منتشر شده در نشر آموت در مشهد هم به دوستی‌های جدید انجامید
شادمانیم بهانه‌ای داشتیم برای دیدارتان
خیلی زود برمی‌گردیم به مشهد؛ به پردیس کتاب
و باز هم مهمان شما و خاندان رجب‌زاده خواهیم شد که آبروی کتاب و کلمه‌ها هستند
ما بعلاوه‌ی شما می‌شویم: کلمه‌های همراه
یا حق

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com