تادانه

رمان «جنوب دریاچه سوپریور» منتشر شد
 
ترجمه فارسی رمان «جنوب دریاچه سوپریور» نوشته آلن ایرگود نویسنده آمریکایی، در ایران منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، نشر آموت رمانی از «آلن ایرگود» نویسنده آمریکایی را با عنوان «جنوب دریاچه سوپریور» منتشر کرد. این رمان جنوب دریاچه سوپریور، داستانی سرشار از احساس نوع‌دوستی و نیکی به دیگران است که طی آن ماجراهایی مانند گم شدن یک کودک، یک عشق بر باد رفته، تصادف اتومبیل، جشن عروسی، آتش‌سوزی، یک ازدواج رمانتیک، گلدیس و آربیوتوس و بقیه ساکنان شهر کوچک میشیگان، به زن جوانی که محور داستان است می‌آموزند که چطور انسان بزرگی باشد.
ناشر این کتاب در معرفی خلاصه داستان این رمان آورده است: وقتی مدلین از شیکاگو به مقصد ساحل دریاچه سوپریور خارج می‌شد، هرگز فکر نمی‌‌کرد زندگی‌اش تا این اندازه متحول شود. وقتی مسئولیت نگهداری یکی از دوستان خانوادگی‌اش را به عهده می‌گیرد، در کنار دو خواهر مسن که یکی تندمزاج و لجباز و دیگری شیرین‌تر از عسل است، احساس سردرگمی می کند اما ...
این رمان پس از انتشار خود با واکنش‌هایی از سوی برخی نویسندگان و منتقدان نیز همراه شده است. تیفانی بیکر، نویسنده  رمان «غول پیکر کوچک دهکده آبردین» درباره این رمان می‌گوید: «جنوب دریاچه سوپریور، شعری عمیق در مورد شادی‌های کوچک زندگی است. شخصیت‌های داستان و فضای این شهر کوچک، شما را به وجد می‌آورد و پس از پایان کتاب، دلتان می‌خواهد نزدیکانتان را در آغوش بگیرید».
همچنین لسلی کاگن، نویسنده رمان «سوت زدن در تاریکی» معتقد است: «این رمان آنقدر فوق‌العاده بود که تا چند هفته پس از خواندن آن، نمی‌توانستم فراموشش کنم. آفرین«!
ُاز «آرتمیس مسعودی» مترجم این رمان، پیش از این ترجمه سه کتاب با عناوین «آیا شما هم به استرس اعتیاد دارید؟» اثر دبی مندل، «پروژه شادی» اثر گریچن رابین و «شادی را به فرزند خود هدیه کنید» اثر بتی‌ کی راد منتشر شده است.
رمان «جنوب دریاچه سوپریور» نوشته‌ «الن ایرگود» ترجمه‌ «آرتمیس مسعودی» در 456 صفحه و به قیمت 21500 تومان توسط «نشر آموت» منتشر شده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
ششمین ترجمه از قلعه حیوانات هم آمد
 
نشر آموت ترجمه تازه‌ای از رمان «مزرعه حیوانات» جرج اورول را روانه بازار کتاب کرده است.
به گزارش خبرنگار مهر، نشر آموت ترجمه تازه‌ای از رمان «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول داستان نویس، روزنامه‌نگار و منتقد ادبی انگلیسی را منتشر کرد. با انتشار این ترجمه که توسط عباس زارعی، مترجم جوان صورت گرفته، تعداد ترجمه‌های فارسی موجود از این کتاب به بیش از 5 ترجمه رسید.
پیش از این و بر اساس اطلاعات موجود در کتابخانه ملی ایران، مهنوش جواهری، علی‌اصغر افرجی، حوریا موسایی، امیر امیرشاهی و احمد کسایی‌پور به ترجمه این رمان پرداخته‌اند که آخرین آنها همزان با ایام نمایشگاه امسال کتاب تهران از سویی نشر ماهی منتشر شد.
نشر آموت هم که ناشر تازه‌ترین ترجمه فارسی از این اثر معروف اورول است، اعلام کرده که این کار در راستای برنامه این ناشر برای انتشار ترجمه برخی از متون داستانی کلاسیک ادبیات جهان صورت گرفته است.
مزرعه حیوانات که در ایران بیشتر به نام قلعه حیوانات شناخته شده است، در دوران جنگ جهانی دوم تالیف و در سال 1945 میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی عملاً در اواخر دهه 1950 بود که به شهرت رسید.
 این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که صاحب مزرعه (آقای جونز) را از مزرعه‌اش فراری می‌دهند و خود اداره مزرعه را به دست می‌گیرند. رهبری این جنبش را گروهی از خوک‌ها به‌دست دارند، ولی پس از مدتی این گروه جدید نیز به رهبری خوکی به نام ناپلئون همچون آقای جونز به بهره کشی از حیوانات مزرعه می‌پردازند و هر گونه مخالفتی را سرکوب می‌کنند.
جورج اورول که در جریان جنگ داخلی اسپانیا با سیاست‌های حکومت سوسیالیستی شوروی آشنا شده بود و در ضمن از پاکسازی‌های خشونت آمیز دوران استالین خشمگین بود، با نگارش این رمان به استبداد طبقه حاکم شوروی به سختی انتقاد کرده بود. در این رمان، انقلاب حیوانات مزرعه نماد انقلاب کارگری بر ضد نظام سرمایه‌داری است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رمان "نيمكت و دريا" منتشر شد
http://aamout.persiangig.com/image/00-ketab/00138-nimkat-o-darya.jpg
نیمکت و دریا
(رمان ایرانی)
آلاله سلیمانی

نشر آموت/ چاپ اول/ 424 صفحه/ 21500 تومان

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
نمايشگاه كتاب اصفهان
صبح جمعه راهي اصفهان مي شوم تا ظهر غرفه نشر آموت رو در نمايشگاه كتاب اصفهان تحويل بگيرم و غرفه آرايي كنم.
نمايشگاه كتاب اصفهان از شنبه 15 شهريور تا جمعه 20 شهريور
براي بار دوم است كه نشر آموت در نمايشگاه كتاب اصفهان شركت مي كند

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پرفسوری با حافظه 80 دقیقه ای
پرفسوری با حافظه 80 دقیقه ای 
خدمتکار و پروفسور
نویسنده: یوکو اوگاوا
ترجمه: کیهان بهمنی
نشر آموت، چاپ سوم زمستان ۱۳۹۲
۲۴۸ صفحه، ۱۲۰۰۰ تومان
فروشگاه اینترنتی شهر کتاب، این کتاب را تا یک هفته پس از معرفی، با ۱۰% تخفیف ویژه عرضه می‌کند، در صورت تمایل اینجا کلیک کنید.
****
سايت الف: رمانی که یک میلیون نسخه از آن در یک ماه به فروش رفته، فی‌نفسه باید کار ویژه‌ای باشد؛ به‌خصوص وقتی که نه با یک رمان عاشقانه عامه‌پسند طرف باشیم و نه یک رمان حادثه‌ای با چاشنی اروتیسم و از این‌ دست جذابیت‌های کاذب.
البته اشتباه نکنید این میلیون نسخه در  طول یک ماه، ربطی به ایران ندارد؛ هرچند بعید می‌دانم (غیر از کتب مذهبی یا چند اثر شعر کلاسیک) کتابی در ایران بوده که از آغازِ راه افتادن صنعت چاپ تاکنون سرجمع یک‌میلیون نسخه فروش رفته باشد. اما در ژاپن این اتفاق می‌افتد، نه یک‌میلیون که پنجاه میلیون نسخه از یک رمان به‌نام خدمتکار پروفسور می‌تواند در مدتی زمان نه خیلی طولانی به فروش برسد. با این قیاس چندان دشوار نیست فهم اینکه چرا ژاپنی آنجایند و ما اینجا!
اما ماجرای این رمان چیست که تقریبا از هر چهار نفر ژاپنی یک نفر آن را خریده است. برخلاف تصور ما این رمان نه‌تنها داستان پرفرازونشیبی ندارد؛ بلکه برعکس ظاهر ماجرا خیلی هم ساده است و اتفاقاً ویژگی رمان هم همین است که از این المان‌های ساده که به‌ظاهر پتانسیل جذابیت بالایی ندارند، اثر جذابی تدارک دیده. به این مجموعه اضافه کنید سایه حضور ریاضی و کمیت‌های برخاسته از آن‌ را که حوزه خشک و غیر منعطفی به نظر می‌رسد، اما نویسنده آن‌ها را چنان ورز داده و در تاروپود رمان به کار گرفته که به یکی از عناصر جذابیت اثر بدل شده است.
یک خدمتکار، یک پسربچه و یک پرفسور ریاضی شخصیت‌ها اصلی این رمان هستند. شاید ابتدا تصور کنیم یک پرفسور ریاضی احتمال باید آدم خشک و کسل‌کننده‌ای باشد. مردی ۶۴ ساله و عاشق اعداد، استاد دانشگاه و متخصص نظریه اعداد و ریاضیات محض ... اما نویسنده آن‌قدر هوشمند هست که با یک ویژگی منحصربه‌فرد همه‌چیز را دگرگون کند و او را به آدمی جذاب بدل کند.
پرفسور به دلیل مشکلاتی حافظه‌ای هشتاد دقیقه‌ای دارد! بنابراین مدام احساس می‌کند که برای نخستین بار است که خدمتکارش را دیده و این موتیف تکرارشونده جذابیت خاصی به رابطه خدمتکار و پرفسور می‌دهد. البته تحمل چنین شخصیتی آسان نیست به همین خاطر ۹ خدمتکار قبلی پا به فرار گذاشته‌اند. پرفسور همواره در حال نکته برداری از مسائلی است که در لحظه‌ای به ذهنش خطور می‌کند و همین باعث شده که سر و وضع عجیبی برایش درست شود، چون تمام هیکلش را تکه کاغذهایی پوشانده که برای فراموش نکردن نکات تازه به لباسش سنجاق شده‌اند.
اما خدمتکار از دل این بی‌نظمی به جستجوی نظمی تازه برای زندگی پرفسور می‌گردد، با این تمهید نه‌تنها تمام پیش‌فرض‌های خواننده درباره چنین آدمی به هم می‌ریزد بلکه درک جزییات تازه درباره او و همچنین ریزه‌کاری‌های رابطه‌اش با خدمتکار تازه نیز به عاملی برای همراهی کردن با این رمان بدل می‌شود.
همچنین باید به استفاده خلاقانه نویسنده از ریاضی در بطن رمان به‌عنوان عاملی جذابیت دهنده اشاره کرد، درحالی‌که آن‌هم در ابتدا می‌تواند دافعه برانگیز به نظر برسد. ریاضیات در این رمان حضوری ملموس دارد، اما نه به شکلی خشک بلکه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بداعت‌های مضمونی آن در تار پود داستان تنیده شده و بازتاب‌دهنده روح حاکم بر آن است.
خدمتکار و پرفسور اثری‌ست خوش‌خوان که با وجود جزییات فراوانش روایتی روان دارد که می‌تواند طیف‌های مختلفی از خوانندگان را جذوب کند. این کتاب می تواند خواننده را به ریاضی علاقه‌مند کند، خواننده علاقه‌مند به ریاضی را مجذوب کند، و در عین حال برای کسانی که از ریاضی متنفرند، آزاردهنده نباشد.
یوکو اوگاوا به سال ۱۹۶۲ متولدشده و در ژاپن چهره‌ای شناخته‌شده است. او در سال ۱۹۹۰ موفق به دریافت جایزه‌ی آکوتاگاوا شد که باارزش‌ترین جایزه‌ی ادبی برای نویسندگان جوان است. تاکنون بیش از سی رمان منتشر کرده است. اوگاوا این رمان را در سال ۲۰۰۴ نوشت که با تیراژ بیش از ۵۰ میلیون مبدل به پرفروش‌ترین کتاب سال ژاپن شد. فیلمی سینمایی با عنوان پرفسور و معادله محبوبش توسط تاکاشی کویزومی براساس این رمان ساخته‌شده است، همچنین یک فیلم داستانی و یک برنامه‌ی رادیویی و نهایتاً کتابی مصور نیز با اقتباس از پرفسور و خدمتکار به مخاطبان عرضه شده که نشان از توفیق و محبوبیت این رمان دارد.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
عشقی دست‌نیافتنی در تلاطم‌های سیاسی
http://aamout.persiangig.com/parnian-s.jpg
براي خواندن اين نقد اينجا يا اينجا را كليك كنيد

الهه عطاردی (مجله پرنیان): شوهر عزیز من، از معدود رمان‌هایی است که در سال‌های اخیر توانست بازار کتاب ایران را تحت شعاع چاپ‌های متعدد خود قرار دهد و به سرعت نام نویسنده‌‌آن فریبا کلهر را نزد کتابخوانان فارسی‌زبان پرآوازده سازد. اگرچه فریبا کلهر سال‌هاست که در عرصه نویسندگی فعالیت دارد اما بیشتر آثار او تا پیش از «شوهر عزیز من»‌ در حوزه نوجوانان بوده است.
فریبا کلهر با نثر روان و سبک ویژه خود مروج نوعی از داستان‌نویسی است که در میانه سبک فاخر و رمان‌های عامه‌پسند جای می‌گیرند. او در سه‌گانه خود با نام‌های «پایان یک مرد»‌و «شروع یک زن»‌ و «شوهر عزیز من»‌با دنبال کردن مضامین مشترک سیاست، عشق و زندگی، سرگذشت زنانی را به تصویر می‌کشد که در عوالم تنهایی، زندگی خود مرور می‌کنند و در واگویه‌های ذهنی از عشق‌ها، حسرت‌ها و ناکامی‌هایشان سخن می‌گویند. «شوهر عزیز من»‌ در میان این سه‌گانه، به واسطه وجود شخصیت‌های به مراتب جاندارتر و روایتی دلنشین و پیراسته از زوائد، موفق‌تر است.
سیما انتظاری،‌ راوی و شخصیت اصلی کتاب «شوهر عزیز من»‌ در واگویه‌های ذهنی، داستان زندگی‌اش را روایت می‌کند. او زنی پخته و به میان‌سالی رسیده است که وقتی همسرش را در یک جریان سیاسی از دست می‌دهد، زبان به روایت خاطراتی می‌گشاید که گره خورده در گذشته اوست. دختری که در اوج انقلاب فرهنگی تحت تاثیر مبارزین انقلابیع تلاش می‌کند تا جایگاهی برای خود بیابد؛ اما از آنجا که نه به رشد فکری بالا رسیده و نه ریاکار و سیاست‌باز است و تزلزل شخصیتی هم دارد، به خاطر سادگی از گوش دادن به آهنگ ویکتور خارا با نسرین ماجدی، صمیمی‌ترین دوستش صحبت می‌کند و همین بهانه‌ای می‌شود برای اخراجش از کتابخانه و اتمام دوستی‌اش با نسرین. بعدها او در یک دفتر مجله با سردبیری مردی به نام آقای آذر مشغول کار می‌شود. با مدرس کلاس ایدئولوژی‌اش که سابق بر این با نسرین در آن شرکت می‌کرد و مردی بود مذهبی و تمام شاگردان دخترش را که فقط سه نفر بودند سخت تحت‌تاثیر قرار  داده بود، ازدواج می‌کند؛ اما درست در شب عروسی با اعتراف همین مرد حزب‌اللهی، درمی‌یابد که همسرش به اصرار مادرش تن به این ازدواج داده است و او پیش از این عاشق کس دیگری بوده و حال نیاز به پاک‌سازی روح دارد تا بتواند زندگی زنانشویی‌اش را با سیما آغاز کند. این پیرایش روح پنج‌سال طول می‌کشد و سیما از همسرش کینه‌ای دیرینه به دل می‌گیرد و حتی بعد از بازگشت کورش از جنگ و ابراز پشیمانی از این‌همه بی‌توجهی حاضر نمی‌شود عشق او را بپذیرد و در تصورات و خیالاتش با درخت توت خانه پدری، از تنها عشقش، سهراب، که حالا همسر خواهر کوچکش، سوسن است، صحبت می‌کند. سهراب که در همان دوران جنگ در اثر سکته‌ی قلبی فوت می‌کند، علاقه‌ی شدیدی به سرپرستی کودکان بی‌سرپرست داشته و برخلاف خواست سوسن، پسری به نام آراش را هم به فرزندی می‌پذیرد که هنوز رسمی نشده، مرگ از راه می‌رسد. سیما که از مرگ سهراب سخت آشفته‌ می‌شود آرش را به نزد خود می‌آورد و سال‌ها او را به یاد معشوق‌اش نگه می‌دارد و حتی زمانی که دست از لجاجت برمی‌دارد و ظاهرا به عشق همسر تن می‌دهد اما یاد یار، شبانه‌روز با اوست.
سیما بعد از آشتی با کورش به بهانه‌ی ادامه تحصیل کورش بعد از جانبازی، آن هم به هدف خدمت به جامعه به کانادا سفر می‌کند و پسرش شاهین را در آن کشور به دنیا می‌آورد؛ اما بعد ازاتمام تحصیلات کورش وقتی به ایران باز می‌گردند، کورش در دانشگاه مشغول تدریس می‌شود اما به خاطر تحریک دانشجویان از دانشگاه اخراج شده و مدتی بعد هم ترور می‌شود.
نگاه انتقادی نویسنده به وقایع انقلاب و سرنوشت سهمگینی که برای کورش، شوهر زن راوی در این رمان در نظر گرفته شده، داستان را به ورطه‌ای سیاسی اجتماعی فرو می‌کشاند. از سوی دیگر روایت تراژیک و سرکشیدن به دنیای محرمانه‌های سیما انتظاری که به مدد کابوس‌های آشفته و جستجو برای یافتن دوباره عشق ناکام وی انجام می‌گیرد، تصویرگر جهانی ذهنی زنی است که ناخواسته زندگی‌اش گرفتار بازی‌های سیاسی شده است. اگرچه گذشت زمان «شوهر» ‌داستان را به مرد عزیزی تدبیل می‌کند که راوی در سوگ او نشسته است اما همچنان یاد و خاطره معشوق دست‌نیافتنی و عشق ممنوع زن، سهراب، است که او را آرام می‌کند. خاطره‌ای که با درخت توت خانه پدری سیما در محله‌های قدیمی شهر پیوندی ناگسستنی دارد و یادآوری این عشق را با نمادی از حسرت برای تلخکامی و ناکامی‌های سیما در زندگی‌اش تبدیل می‌کند. روایت تحسین‌برانگیز نویسنده از دنیای ذهنی زن راوی است که از «شوهر عزیز من» داستانی خواندنی می‌سازد. روایتی که آشوب‌های دهه شصت را زنده و سرنوشت مردان و زنانی را روایت می‌‌کند که بر بستر سیاست، نطفه عشق‌شان شکل گرفت و شاید به جز ناکامی و حسرت، یادگاری برایشان به جای نماند.
گفتنی‌ است که رمان «شوهر عزیز من» سال 92 نیز در لیست پرفروش‌های سال قرار گفته است و در آستانه سال نو چاپ ششم رمان روانه بازار کتاب شده است. این رمان که فروردین 91 برای نخستین بار منتشر شد در کمتر از دو سال به شش چاپ رسیده و بازتاب‌های فراوانی نیز داشته است. به طوری که علاوه بر نامزد شدن در برخی جوایز ادبی، از سوی بسیاری از منتقدان نیز رمانی خواندنی و خوش‌پرداخت عنوان شده است.
در بخش‌هایی از کتاب می‌خوانیم:
«خوابیده ام. در آپارتمانی اجاره‌ای در تورنتو. در طبقه‌ سی و چهارم. در آپارتمانی که از پنجره‌های بزرگش می‌توانم اووووه تا آخر شهر را ببینم و انقدر به آسمان نزدیک باشم که اگر دستم را دراز کنم گل‌های رز ابری سرانگشت‌هایم را لمس کند.
خوابیده ام. خسته ام از سفر دور و درازی که زمان را به هم ریخته و انگار عقربه‌ها زمان صفر را نشان می‌دهند. خواب خوابم. باید بیشتر از اینها بخوابم. دوست دارم همین طور بخوابم و خواب سهراب را ببینم. حس آزادم در خواب می‌گوید سهراب تا اینجا آمده. تا اینور دنیا. خواب سهراب را می‌بینم که امانتی‌اش‌ را می‌خواهد. دستش را به طرفم دراز می‌کند و زنجیرش را می‌خواهد. زنجیر به گردنم است هنوز و ته ته قلبم را لمس می‌کند. می‌گویم: «نه.»
اما سهراب دست بردار نیست. می‌گوید: «مهلت امانتداری به پایان رسیده.» و من بازهم زنجیر را به او نمی‌دهم. با گرمایی که روی صورتم بالا و پایین می‌رود بیدار می شوم و کورش را می‌بینم که روی صورتم خم شده است. می‌گوید: «نترس جانم. منم. می‌خواهم چشم‌هایت را ببوسم.»
کتاب «شوهر عزیز من»‌ را نشر آموت در سال 1391 منتشر کرده است.
 

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
نمايشگاه كتاب همدان

نمايشگاه كتاب همدان
از تاریخ 2 تا 8 شهریورماه
در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی شهر همدان
صبح و بعدازظهر

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پرفروش‌ترین‌های مرداد 93
http://aamout.persiangig.com/image/bestseller/9305-bestseller-s.jpg
سايز بزرگ ... اينجا

1: بودن/ رمان/ یرژی کاشینسکی/ ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان
2: شوهر عزیز من/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ ششم
3: کتاب نیست/ مجموعه شعر/ علیرضا روشن/ چاپ هفتم
4: پیش از آنکه بخوابم/ رمان/ اس‌جی‌واتسون/ ترجمه‌ی شقایق قندهاری/ چاپ سوم
5: نسكافه با عطر كاهگل/ رمان/ م. آرام/ چاپ سوم
6: عاشقانه/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ سوم
7: اندوه بلژیک/ رمان/ هوگو کلاوس/ ترجمه‌ی سامگیس زندی
8: روزگار تفنگ/ رمان/ حببيب خدادادزاده
9: خدمتکار و پروفسور/ رمان/ یوکو اوگاوا/ ترجمه‌ی کیهان بهمنی/ چاپ سوم
10: زندگی اسرارآمیز/ رمان/ سو مانک کید/ ترجمه‌ی عباس زارعی
11: خانه داري/ رمان/ مريلين رابينسون/ ترجمه‌ی مرجان محمدي
12: منم تنديس تنهايي/ رمان/ فرح فرسار

Labels: , , , , , , , , , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
سومين رمان "م. آرام" منتشر شد
http://multimedia.mehrnews.com/00137-telesm-e-deldadeh.jpg
طلسم دلداده / رمان/ م. آرام/ نشر آموت/ 512 صفحه/ 25600 تومان

سومین رمان «م.آرام» با عنوان «طلسم دلداده» با موضوع داستانی عاطفی در بحبوحه جنگ جهانی دوم منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، رمان «طلسم دلداده» دومین رمان «م.آرام» نویسنده ایرانی که پیش از این رمان «نسکافه با عطرکاهگل» را در سال گذشته منتشر کرده بود روانه بازار کتاب شد.
«طلسم دلداده» رمانی است از رویداد های سال ‌ن او، کشته است. سیاوش به سن نوجوانی که می رسد، چوپان ایاز خان می شود و در همین حال احساسی که بین نگار، دختر کوچک ایاز خان و سیاوش شکل گرفته. این آغاز عشقی است که با تمام فلاکت‌ها و خون‌هایی که ریخته می شود، هرگز از تکاپو و نفس نمی‌افتد. طلسم دلداده، در واقع داستان طلسم عشقی است که در میان سیاهی های زمانه به اوج می رسد.
این رمان از سوی نویسنده به بسیاری از بزرگان ادبیات داستانی دنیا همچون گابریل گارسیا مارکز، ژان پل سارتر و ... تقدیم شده، بازتاب حیات عشق را در این سال های سیاه و غم انگیز به تصویر کشانده است.
در این رمان احساس، نفرت، اعجاز و تناسخ، در قالبِ رئالیسم جادویی، به هم در می‌آمیزد و از میان آن، طلسم دلداده سر بر می‌آورد. افسانه به واقعیت گره می‌خورد و عشقی مقدس از آن زاده می شود.
نثر این رمان به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده و حاوی یک روایت سه بعدی از شخصیت‌هایی مکمل همچون نگار و سیاوش است و در کنار آن شخصیت پردازی‌ها، همذات‌پنداری‌ها و سایر عناصر داستان نویسی، به وفور در این کتاب به چشم می‌خورد.
از «م. آرام» پیش از این دو رمان «نسکافه با عطر کاهگل» منتشر و به چاپ سوم رسیده است. این رمان همچنین برنده جایزه کتاب فصل، نامزد جایزه جلال‌آل‌احمد و برنده جایزه رمان اول ماندگار شده است.  رمان دیگر این نویسنده با عنوان «پاییز حافظیه» نیز به تزگی به چاپ دوم رسیده است
رمان «طلسم دلداده» نوشته‌ی «م. آرام» در 512  صفحه و به قیمت 25600 تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
همیشه آن سوی کلمات چیزی پنهان است
خانه كاغذي 
اعظم آیتی (روزنامه فرهیختگان):  همیشه آن سوی کلمات چیزی پنهان است. یک خیال که از دل اولین برداشت بیرون آمده و تو را وادار می‌کند بخواهی تا بیشتر بدانی. «خانه کاغذی» انتخاب خوبی است برای یک روز بی‌ادعا. بی‌وزنی کتاب، آدم را به وجد می‌آورد. اول نگاهی به صفحه آخر و هجوم این میل که آیا می‌شود همه کتاب را بی‌وقفه خواند؟! یادآور لذتی که سال‌هاست تکرار نشده است. می‌خوانی؛ جمله اول از پاراگراف دوم آدم را درگیر می‌کند. کتاب‌ها سرنوشت مردم را تغییر می‌دهند و تو دلت هوای همه کتاب‌هایی را می‌کند که در سطرهای بعدی نام برده شده‌اند. بعضی‌ها را خوانده‌ای و بعضی‌ها را نه. کتاب‌های خوانده را کجا گذاشته‌ای؟ کتاب‌ها، تاریخچه‌شان را در ذهنت جست‌وجو می‌کنند. چند لحظه تامل می‌کنی. نفس عمیقی می‌کشی. از جست‌وجوی دنیای شخصی، خودت را رها می‌کنی و صفحه را ورق می‌زنی. در صفحه بعد بار دیگر امیلی دیکنسون معطل‌ات می‌کند. چقدر دوست داری کتاب‌هایی را که تو را مدام به خودت رجوع می‌دهند. هیچ قایقی چون کتاب، ما را با خود به سرزمین‌ها نمی‌برند. این قطعه کوتاه را به یاد می‌آوری و دلت ناخواسته هوس سفر می‌کند. یعنی با این کتاب هم می‌شود سفر کرد؟ داستان با مرگ شروع می‌شود. مرگ نهایت است. رکود است. یک خلاء بدون بازیافت است. تجربه نیست. زبان تکلم ندارد. خودش را نشان نمی‌دهد و تا حد نیست، عقب نشسته است. کمی دلخورانه به کلمات نگاه می‌کنی. این شروع می‌تواند به تکرار برسد. می‌تواند نسخه مشابهی باشد با چیزی که پیش از این خوانده‌ای، اما کمی سماجت لازم است، فقط چند صفحه دیگر؛ و بعد، کتاب کوچک برایت بزرگ می‌شود. از دلِ کتاب، کتابی خود را نشانت می‌دهد و ابهام خود را در خالص‌ترین جملات یک تقدیم‌نامه به رخ می‌کشاند: ببخشید که قدری بدجنسی به خرج دادم. همان‌طور که از اول برایت گفتم تو هرگز کاری انجام نمی‌دهی که مرا شگفت‌زده کند. اما داستان چیز دیگری می‌گوید. داستان به‌شدت شگفت‌زده‌ات می‌کند. کتاب تو را از یک سوی دنیا به آن سوی دیگر دنیا می‌کشاند تا آدمی را پیدا کنی که فراتر از محیط، سرزمین خودش را خلق کرده است و حتی فارغ از محدوده اکنون، به تداعی و سیر و سیاحت در زمان مشغول است. آدمی مگر چیست به جز اندیشه، و این اندیشه نشانه‌هایی مکتوب به قدمت بیست قرن دارد. سر از حراجی‌ها در می‌آوری و می‌بینی که کتاب‌های نایاب چگونه گردآوری می‌شوند. کتاب‌هایی که خوانده می‌شوند. نقد می‌شوند و بعد در شکل سرمایه، نیاز به طبقه‌بندی و حفاظت پیدا می‌کنند. دنیای بزرگ برای بقا به بخش مشخصی از ذهن، زمان، فضا و توانایی تکیه می‌کند. و این مساله باعث سرگردانی آدمی می‌شود که 20 هزار جلد کتاب دارد، اما از ترس صدمه دیدن و تباه‌شدن‌شان قادر به بخشش گنجینه خود نیست. هیچ نهاد علمی، تخصصی، دولتی قابلیت حفاظت از این سرمایه را ندارد. پس خودش دست به کار می‌شود. قدم اول تهیه یک نمایه از همه آن کتاب‌هاست. باید تعادل را برقرار کند. تعادل موضوعات، معناها، سبک‌های نگارش. کشف تشابهات و تضادها. ابداع شیوه‌ای تازه در ارائه کتاب‌ها. یک کتاب را باید زیر نور شمع خواند و کتاب دیگری را همگام با طنین موسیقی واگنر. باید به هر کتاب شخصیتی جان دار بخشید تا با خواندنش لذتی منحصربه‌فرد را تجربه کرد. باید یک نظم عاشقانه باشد تا شما را به بعد تازه‌ای از کتاب بکشاند. حتی ترکیب جملات هم چهره ساحره‌ای به خود می‌گیرد که در ظاهر هم جزئیات فریبنده‌ای را نمایان می‌کند. داستان اما به اینها خلاصه نمی‌ماند که هر کتابی آدم‌هایی دارد و این آدم‌ها راه خودشان را می‌روند. آدم‌های خانه کاغذی گاهی دنیای باشکوهی دارند و گاهی در همین عظمت به‌شدت احساس خفگی و نقصان می‌کنند. گاهی خود را در پیوستگی با هر آنچه که از انسان مانده است معنا می‌کنند و گاه حتی از خود می‌گریزند. آدم‌هایی که بخشی از خود را به آب می‌اندازند و بار دیگر در سرچشمه باز می‌جویند. به گمانم این کتاب را باید بارها خواند و لابه‌لای صفحه‌هایش خود را نفس کشید و اشتیاق مهجورانه انسان‌هایی را حس کرد که برای حفظ یک کتاب باید پنهانکاری می‌کردند. گاهی خواندن و دانستن خطایی نابخشودنی بوده است. حالا حکومت‌ها عوض شده‌اند، نگرش‌ها تغییر کرده است، کتاب آزاد است و فرصتی برای انتخاب پدید آمده است. خانه کاغذی قصه همین انتخاب‌هاست. هزاران کتاب، تک به تک برگزیده می‌شوند تا جاه‌طلبی پرهیجان انسانی را نشان‌مان بدهند. انبوه اما همیشه با خودش تاریکی می‌آورد و در تاریکی آدم سردرگم می‌ماند. تنها راه خلاص، نمایه‌سازی است. آدم قصه، این مرحله را هم پشت‌سر می‌گذارد. آنچه برای دیگران سطحی، گزافه و گنگ و مات است برای او رهایی از یک آشوب ذهنی است. اما یک حادثه کوچک در راه است؛ فهرست‌ها از دست می‌روند، کدها از دست می‌روند، همه آن نشانه‌های اطمینان‌بخش از دست می‌روند، و بار دیگر کتاب‌ها، جدا از هم به انبوهی از تک‌ها بدل می‌شوند. یک ارتباط هماهنگ‌کننده گسسته شده است. چطور می‌شود از نو آغاز کرد؟ چطور می‌شود یگانگی پیشین را بازگرداند؟ آتش همه چیز را سوزانده است. آب همه چیز را بی‌رنگ کرده است. و آدم خود را میان یک آوار می‌بیند. بازسازی دوباره سخت است. اینجاست که باید تصمیم دیگری گرفت. کتاب‌ها خانه می‌خواهند. او خانه می‌خواهد. تمام سال‌ها به دنبال حلقه اتصال می‌گشته است؛ کشف و درک بسیاری از تشابهاتی که فردی است، که فقط مال اوست. ذهن هر انسان ملات خودش را می‌سازد تا این را کنار آن بنشاند. تا یک مجموعه را برای خودش قابل دسترس‌تر کند، حتی اگر مساله احاطه شدن در میان باشد و ترس از همین احاطه شدن خارج از کنترل شود و انسان را وادار به حذف یا تخریب کند. همیشه نباید به دنبال کشف نیمه‌تاریک اشیا بود زیرا مرز سایه مرز مشخصی نیست. کتاب «خانه کاغذی» داستان کوچک دیگری را نیز برایمان تعریف می‌کند: زن قصه، به انتظار بازگردانده شدن کتابی است که به سادگی می‌تواند آن را از نزدیک‌ترین کتابخانه به امانت بگیرد یا از کتابفروشی محله بخرد. آیا این درخواست صرفا برای به یاد انداختن نیست؟! مروری اجباری بخشی از آنچه روی داده است؟! و تکرار آن حد از شناخت که قادر به حدس حوادث پیش روست؟! باید کتاب را خواند. 
خانه کاغذی، کارلوس ماریا دومینگوئز، ترجمه شقایق قندهاری، نشر آموت، بهار 1393 .

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com