تادانه

از اصل خود گریزی نیست
نسرین قربانی (روزنامه همدلي) ‪- خاما نباید نوشته می شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن درنیامد. لال شد....... این بخشی از نوشته پشت جلد کتاب است که در واقع کلید ورود به داستان خلیل، نوجوان کُردی که دل در گرو دختری مبارز و شیردل به نام « خاما» دارد. داستانی عاشقانه با محوریّت کُردهای مهاجر و رنج‌های آن‌ها دارد. انسان‌هایی که در جریان سرکوب جنبش کردها و کوچاندن آن‌ها از سرزمین خود، که آرارات بوده، به زور کوچیده می‌شوند. کوه آرارات در شمال‌شرقی ترکیه و در مرز ایران و نخجوان و ارمنستان قرار دارد. آن ها وادار به ترک دیار خود به طرف مرزهای ترکیه به سمت مرکز و شرق ایران، می شوند.
کتاب‌های یوسف علیخانی پر است از قصه ها و روایت‌ها و خلق زبانی تازه در نوشتن. عبارات و اصطلاحات مرتبط با مردمان بومی و تصویرهایی که متن را با خود همراه می‌کند. نویسنده شاید به‌دلیل امتیازی که از خردسالی داشته که قصه های اصیل و بومی را از مادربزرگ و یا پدربزرگ خود بشنود، به اعتقاد من به نوعی مارکز ایران است. کسی که قصه‌های بومی و واقعیت‌های اجتماعی- سیاسی را در هم می‌تند. گاهی ترس و وحشت می‌آفریند و زبانی با نرم‌ترین زبان ممکن چنان با زمختی‌های کلامی و ر فتاری به ستیز برمی خیزد که سرانجام از آن ها مومیایی هایی دست ساز می سازد.
صفحه 414 مغز داستان است؛ جایی که راوی به خودش اعتراف می کند:» هر آدمی یک جایی، یک زمانی، یک حرف را بهانه می کند که فرار کند. خودش هم نمی داند به کجا و چه وقت و چطور اما فقط گویی قرار است برود و این رفتن هم اصلا دست خودِ آدم نیست.» راوی سرگشته است. از دوریِ خاما. از مهاجرت های اجباری. از زور شنیدن. از رفتار ظالمانه ی اسماعیل ، برادرش که بی دلیل انگار به خون او تشنه است. همه ی این ها عصیانی را در خلیل بید ارمی کند که سرانجام دل به رفتن می دهد. اگرچه پیش از آن یک بار دیگر هم رفته وشب برگشته بود. اما این بار دیگرنه تاب تحمل سیلی مادر را دارد و نه رفتارها و تبعیض هایی که در حقش می شود. او دل به ماندن ندارد و همه بهانه هم خامایی است که رفته و حالا دور از او، طاقت نمی آورد. اگرچه هرگز او را نمی یابد اما همه عمر با خیالش زندگی می کند. عصیان راوی او را تا صفحه 436 می‌کشاند. جایی که دیگر یارای پنهان کردن هویتش را ندارد. حسن، باید آشکارشود. باید که خلیل از دل حسن مهاجر بیرون بیاید تا او ارام گیرد. می گوید:» یک عمر دنبال سر کسی بگردی و دستِ آخر به خودت بگویی، اصلا می دانست دنبالش هستم؟» راوی حالا از خود گسسته و به خامایی پیوسته که فقط بخش بزرگی از زندگی ذهنی او را دربرمی گرفت. خلیل باید حرف بزند تا رها شود از بندی که سال ها خودخواسته به ذهنش بسته بود. با حرف زدن و بعد ارام بگیرد. گویی این همه دغدغه سال هاش بوده!
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
خودمان را گول نزنیم، چاپ سوم یک اثر خوشحالی ندارد
یوسف علیخانی که رمان جدیدش با عنوان «خاما» به تازگی وارد بازار نشر شده و در لیست پرفروش‌ها قرار گرفته معتقد است که فروش دو چاپ از یک کتاب در مدت زمان ۱۵ روز برای کشوری هشتاد میلیونی چندان اتفاق ویژه‌ای نیست و ما نباید با خوشحال شدن بابت این موضوع سر خودمان کلاه بگذاریم. 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دومین رمان یوسف علیخانی با عنوان «خاما» در شرایطی برای نخستین بار در نمایشگاهی استانی هرمزگان راهی بازار نشر شد که علاقه‌مندان ادبیات داستانی استقبال خوب و بی‌نظیری از کتاب داشتند. این شور و علاقه برای خواندن رمان علیخانی تنها به هرمزگان ختم نشد و با قرار گرفتن کتاب در پخش، چاپ اول کتاب به سرعت تمام شد و کتاب به چاپ دوم رسید. «خاما» که روایت زندگی فردی به نام خلیل است، مخاطب را به زندگی او می‌برد و با خود همراه می‌کند. این اثر‌ در مدت زمان کمتر از ۱۵ روز دو چاپ فروخت و چاپ سوم آن بهانه‌ای شد تا به سراغ  علیخانی برویم و درباره استقبال مخاطبان از این کتاب با او گفت‌وگو کنیم.

رمان «خاما» ظرف مدت کوتاهی به چاپ سوم رسید و چند مراسم رونمایی در شهرهای مختلف برای آن برگزار شد و قرار است که چند مراسم دیگر نیز در شهرهای مختلف برگزاری شود. درباره این نشست‌های رونمایی برای ما بگویید.
بحث برگزاری جشن امضاء و رونمایی مطرح نبوده است. جدا از نویسنده بودن، یک کتابفروش هستم. کتابفروشی که چند سال است به نمایشگاه‌های مختلف سر می‌زند و کتاب‌هایش را به مخاطبانش معرفی می‌کند. داستان به این شکل است که امسال در نمایشگاه تبریز وقتی به غرفه نشر آموت رفتم، دوستانی که به من لطف دارند، اظهار کردند که قول کتاب جدید را داده بودی، اما کتاب به بازار نیامده است. در جواب قول دادم که اگر کتاب وارد بازار شد حتما به تبریز بیایم که این اتفاق رخ داد و بعد از انتشار کتاب به تبریز رفتم. برنامه رشت نیز به همین شکل بود.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
خاما در «پردیس کتاب» مشهد
https://scontent-dft4-2.cdninstagram.com/vp/6ce7c867b43cfbbb9fd2ca8555b08b73/5B22C381/t51.2885-15/e35/27581745_2085922594969987_3902307714918776832_n.jpg
«پردیس کتاب» مشهد برگزار می‌کند:

دیدار و گفتگو با یوسف علیخانی در جشن امضای رمان «خاما»

مشهد، خیابان ابن‌سینا، حدفاصل ابن‌سینای ۴ و ۶
چهارشنبه، ۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۶ | ساعت ۱۸



Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
جشن امضای «خاما» در تبریز و رشت
https://scontent-dft4-2.cdninstagram.com/vp/444018426cecf93fd2ff132e81dc6359/5B1FB672/t51.2885-15/e35/26433266_174623289969219_5336674170119913472_n.jpg  https://scontent-dft4-2.cdninstagram.com/vp/e8e01eed82e6f04787eae262fcf0afa2/5B0138A8/t51.2885-15/e35/26406014_377411942724437_6584023163544272896_n.jpg 
مراسم رونمایی از رمان «خاما»، جدیدترین اثر یوسف علیخانی با حضور نویسنده اثر در شهرهای تبریز و رشت برگزار می‌‌شود.
 گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «خاما» جديدترين اثر يوسف عليخانى از ساعت 17 روز پنجشنبه (12 بهمن‌ماه) در شهركتاب تبریز و از ساعت 16 روز جمعه (13 بهمن‌ماه) در کتابفروشی بدر شهر رشت با حضور نويسنده كتاب معرفى و جشن امضای آن برگزار مى‌شود.
 «خاما» داستانی عاشقانه دارد و ماجرایی را با محوریت مردمان کُرد مهاجر غرب ایران روایت می‌کند. علیخانی در متن کوتاهی در پشت جلد کتاب نوشته است: «خاما نباید نوشته می‌شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن در نیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم. به رقص و به رنگ رنگ  زرد و قرمز این حلفه آتش باید که جاری شد.»
 رمان «خاما» در 448 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و به‌بهای 33 هزار تومان توسط انتشارات آموت منتشر شده است.
 علاقه‌مندان برای حضور در مراسم تبریز می‌توانند به شهر کتاب تبریز واقع در خیابان امام، خیابان آبرسان، اول 13 آبان و برای شرکت در مراسم رشت به کتابفروشی بدر واقع در ابتدای گلسار، روبه‌روی اداره پست مرکزی مراجعه کنند.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
جشن امضای اینترنتی رمان «خاما» در شهرکتاب‌آنلاین
http://shahreketabonline.com//files/cache/files_sliders__%D8%AE%D8%A7%D9%85%D8%A7[w750h350mresizeByMinSize_cropToSize].jpg
خريد از شهركتاب آنلاين ... اينجا

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
در یک روز پر برکت و برفی؛ چاپ دوم رمان خاما رسید
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
در آیین رونمایی از رمان «خاما» مطرح شد: علیخانی: «خاما» سلامی است بر دختران کوبانی، عفرین و آغگل/ دهقانی: مساله اصلی رمان، عشق است
 https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/eb02a479dc0f724ace63812261f56fb2/5B234C20/t51.2885-15/e35/26296669_435575923524723_5752906425802162176_n.jpg
در نشست رونمایی از رمان «خاما» نوشته یوسف علیخانی جمعی از داستان‌نویسان، مترجمان و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی،‌ که عصر امروز در شهرکتاب مرکزی برگزار شد،حضور به هم رساندند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم رونمایی از رمان «خاما» نوشته یوسف علیخانی با حضور نویسنده و محمد دهقانی، عصر امروز در شهرکتاب مرکزی برگزار شد.
در ابتدای نشست، محمد دهقانی، مترجم  و ویراستار از این که رمان را قبل از انتشار خوانده ابراز خرسندی کرد و گفت: من این رمان را به لطف یوسف خوانده بودم. به نظرم سنت خوبی است که نویسندگان کارهایشان را پیش از انتشار به کسانی که فکر می‌کنند صلاحیت دارند، بدهند تا بخوانند. واقعا چرا داستان‌نویسان فکر می‌کنند که کارهایشان، ویراستاری نمی‌خواهد. شعر و داستان هم مانند خیلی چیزهای دیگر نیازمند ویرایش است. خوشبختانه برخی از نظراتم درمورد استفاده کمتر از لغات محلی و ملایم‌تر کردن لحن شسکته  در رمان اعمال شد.
دهقانی درباره ویژگی نثر علیخانی توضیح داد: نوشته‌های یوسف علیخانی، شاعرانه و مخلوطی از شعروداستان است. «خاما» رمانی شاعرانه است  و تم عاشقانه دارد. این رمان از معدود رمان‌های خوبی است که در سال‌های اخیر خوانده‌ام. مساله اصلی این رمان عشق است.
سپس دهقانی خلاصه‌ای از ماجرای رمان را شرح داد و عنوان کرد: اساس این رمان ماجرای شورش کردهاست. قهرمان رمان به نام خلیل شاهد مهاجرت و کوچ اجباری کردهاست و ماجرا را
از سال 1310 تا 1350 برای خواننده روایت می‌کند. در این رمان از یک طرف زمینه تاریخی، اجتماعی و سیاسی عنوان می‌شود و از طرف دیگر زمینه روانشناسی.  چیزی که این رمان را از لحاظ روانشناسی جذاب می‌کند، عشق به خاما است. نکته قوت این رمان اشارات آشکارش به شاهکارهای ادبیات کهن فارسی نظیر شاهنامه و مثنوی است.
در ادامه عضو سابق هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران از استفاده مکرر اسامی نامانوس و عدم اعراب‌گذاری آن‌ها انتقاد کرد و برش‌هایی از رمان را برای حاضران در جلسه خواند. وی همچنین به وجه مردم‌شناختی رمان اشاره داشت و تصریح کرد: وجه مردم‌شناختی در رمان بسیار مطلوبست اما به شرطی که نویسنده درس مردم شناسی به خواننده ندهد و پوشیده باشد که در رمان  خاما وضع به همین منوال است. ما در خلال ماجرا با آداب و رسوم کردها آشنا می‌شویم و فضای تاریخی و سیاسی آن دوره نیز در رمان آمده است.
دهقانی در انتهای صحبت‌هایش افزود: تم رمان فرار از خود است. فرار از وضعی که دیگران بدون خواست او برایش به وجود آورده‌اند و بازگشت به گذشته‌ای که آینده اوست. او از اسارت به سوی آزادی فرار می‌کند و فریاد او صدای تمام آزادی‌خواهان است.
پس از اتمام سخنان محمد دهقانی، یوسف علیخانی از وی و تمام کسانی که قبل از انتشار این کتاب را خوانده و نظرات خود را بیان نموده بودند، تشکر کرد. سپس بخش‌‌هایی از کتاب را خواند و گفت: در لابه‌لای عکس‌ها و خبرهایی که از چاپ رمان می‌خواندم، دست‌به‌دست شدن این کتاب در عکس‌ دختران کوبانی برای من جشنی بزرگ بود. چرا که دختران کوبانی هنوز شرایط و ماجراهای رمان را دارند. پس سلام بر دختران عفرين، سلام بر دختران کوبانی و آغگل.
نویسنده «بیوه‌کشی» در ادامه از تمام شدن چاپ اول رمان «خاما» در سه روز اول پخش کتاب خبر داد و گفت: تمام شدن چاپ اول در سه روز با توجه به تیراژ 1100 تایی اتفاق خاصی نیست. البته حدود 80 کتابفروشی کتاب را از ویزیتورها نگرفتند،‌چون پذیرش رمان ایرانی نداشتند.
من مدت‌ها بود،‌ می‌خواستم خاما را بنویسم و آن چیزی که پشت جلد کتاب نوشتم، حقیقت دارد؛ خاما نباید نوشته می‌شد. لعنت به ادبیات که هیچ کاری نمی‌تواند بکند. لعنت به جنگ که در روز رونمایی کتابم هم فکرش دست از سر من برنمی‌دارد. همیشه توی سر من زده‌اند که چرا بومی و محلی می‌نویسی و من همچنان بومی و محلی می‌نویسم.  خاما رمانی است که تمام دختران و پسران خودشان را در آن پیدا می‌کنند. جایی که کلمه برقصد،  آدم‌ها عاشق می‌شوند.
وی درباره طرح جلد کتاب توضیح داد: کتاب شش ماه پیش مجوز گرفت و در این مدت منتظر جلد مانده بود. شرایط نوشتن این رمان خیلی عجیب بود. نقاشی‌های رضا هدایت و سونا عبدالعظیم‌زاده و خانم نجفي و استاد ناصر نصيري روی جلد اجرا نشد که از آن‌ها عذر می‌خواهم. همچنین از آرش لاهیجی هم به همین بابت عذرخواهی می‌کنم. درنهایت می‌خواستم انگشتم را ببرم و با خونش بنویسم خاما تا طرح روی جلد شود. اما سرانجام نقاش موردعلاقه‌ام طرح آن را زد که خودش داستان و ماجرای جداگانه‌ای دارد. طرح جلد «خاما» کاری از آنه محمد تاتاری، نقاش ترکمن است.
در ادامه یوسف علیخانی از مترجمان و نویسندگانی که به مراسم او آمده بودند، تشکر کرد و درباره بازه زمانی نگارش این رمان گفت: خاما به صورت شهودی نوشته شد. بیشتر آن را در محلی به نام آموت‌خانه در روستای زادگاهم و در ساعات اولیه صبح بین 3 تا 7 نوشتم. عقیده دارم که کتاب و کلمه باید به موقع خودشان متولد بشوند و تولد زوری فایده‌ای ندارد.
در انتهای این مراسم، علیخانی نسخه‌ای از کتاب «قصه‌های الموت» را که حاصل همکاری وی با افشین نادری بود به محمد دهقانی تقدیم کرد و گفت: قصه‌های الموت از بزرگ‌ترین اتفاقات زندگی‌ام است و بیشتر راویان این قصه‌ها دیگر در قید حیات نیستند.
گزارشگر : مائده مرتضوي

گزارش تصويري خبرگزاري ايبنا ... اينجا

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رونمايي از «خاما» در شهركتاب مركزي
https://cdn.isna.ir/d/2018/01/22/3/57626146.jpg
مراسم رونمایی از رمان «خاما»، جدیدترین اثر یوسف علیخانی با حضور نویسنده اثر و محمد دهقانی در شهرکتاب مرکزی برگزار می‌‌شود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «خاما» جديدترين اثر يوسف عليخانى از ساعت 18 روز چهارشنبه (چهار بهمن‌ماه) در شهركتاب مركزى با حضور نويسنده كتاب معرفى و جشن امضای آن برگزار مى‌شود.
 اين مراسم با حضور محمد دهقانى برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند جدیدترین اثر یوسف علیخانی را تهیه کنند و با نویسنده اثر به گفت‌وگو بپردازند.
 «خاما» داستانی عاشقانه دارد و ماجرایی را با محوریت مردمان کُرد مهاجر غرب ایران روایت می‌کند. علیخانی در متن کوتاهی در پشت جلد کتاب نوشته است: «خاما نباید نوشته می‌شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن در نیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم. به رقص و به رنگ رنگ  زرد و قرمز این حلفه آتش باید که جاری شد.»
 رمان «خاما» در 448 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و به‌بهای 33 هزار تومان توسط انتشارات آموت منتشر شده است.
 علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند در زمان مشخص شده به شهركتاب مركزى واقع در خيابان شريعتى بالاتر از خيابان مطهرى، جنب پمپ بنزين، نبش كوچه كلاته مراجعه کنند.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
رمان عاشقانه‌ي «خاما» منتشر شد
 https://scontent-arn2-1.cdninstagram.com/vp/c276d5d027485ac99a4ad22e5b3ccf88/5B2684EF/t51.2885-15/e35/26184584_2076729239215600_6801362810962968576_n.jpg
خاما
(رمان ايراني)
يوسف عليخاني

نشر آموت/ چاپ اول/ 448 صفحه/ 33000 تومان

همه‌ی عشق‌ها و نفرت‌ها برای این بوده که کسی «خاما»یش را پیدا نکرده. یا خاما را دیده و نشناخته و یا شناخته و نتوانسته به وصالش برسد.

«خاما» نباید نوشته می‌شد. یک بار یکی خیلی سال قبل، او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن درنیامد. لال شد.
و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم.
به رقص و به رنگ‌رنگ زرد و قرمز این حلقه‌ی آتش، باید که جاری شد.
رمان «خاما» زندگی انسانی را از یازده سالگی تا مرگ او در پیری تعریف می‌کند. پسری کرد از منطقه‌ی آرارات که در جريان جنبش استقلال‌‌طلبی خوی‌بون، همه‌ی مردم سرزمینش به ارسباران و بعد قزوین تبعید می‌شوند. این پسر در نوزده سالگی بخاطر اختلاف خانواده را رها می‌کند و به الموت می‌رود و تا پایان زندگی به زادگاه و خانواده برنمی‌گردد.
اما چیزی که اصل این داستان است ماجرای دلبستگی پسر به دختری است که در جنگ‌ها حضور داشته و همزمان با تبعید كردها به اسارت درمي‌آيد؛ اسم این دختر «خاما»ست.
یوسف علیخانی، متولد اول فروردین ۱۳۵۴ در روستای میلکِ الموت است و پيش از اين از او اين كتاب‌ها منتشر شده: رمان «بیوه‌کُشی» و مجموعه‌داستان‌های: «عروسِ بید»، «اژدهاکُشان» و «قدم‌بخیر مادربزرگِ من بود».
رمان «خاما» نوشته‌ی «يوسف عليخاني» در 448 صفحه و به قیمت 33000 تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.



Labels: ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com