تادانه

نقدي بر اژدهاكشان
http://aamout.persiangig.com/ezdehakoshan-5.jpg 
دكتر احمد ابومحبوب (مجله كتاب ماه ادبيات): رئالیسم یا واقع نمایی، با شاخه های گوناگونش، یکی از مهمترین و رایج ترین نگرش های ادبیات داستانی امروز ایران است. توجه به واقعیت در ادبیات داستانی ایران، از دوره مشروطه آغاز می شود. شرایط روزگار چنان ساخته بود که تمامی آثار داستانی تألیفی (نه ترجمه ای) در این دوران، واقع گرایانه باشد. اگرچه بسیاری از منتقدان و مورّخان معاصر ادبیات، آغاز رئالیسم در ایران را به جمالزاده برمی گردانند، اما حقیقت این است که باید به عقب تر برگردیم و از آثار آغاز مشروطه، که تا حدود زیادی متأثر از نگرش های آخوندزاده بود، غفلت نورزیم.
به هر حال، این شیوه نگرش ادبی (مکتب ادبی) تا امروز پیشرفت زیادی کرده و آثار مهم ادبی را پدید آورده است. اکنون دو شیوه رئالیسم و سوررئالیسم، پابه پای هم در ادبیات داستانی معاصر ما به پیش می تازند. یکی از شاخه های واقع نمایی، «رئالیسم روستایی» است، که ادبیات روستایی (literature Rustic) نیز نامیده می شود. به نظر می رسد روستاگرایی، در بنیاد خود نمی تواند رئالیستی نباشد.
نویسندگان بسیاری در این شیوه قلم زده اند و روز به روز آن را کمال بخشیده اند. تاریخ این شیوه را در اروپا می توان تا شیوه های تفکر قرن نوزدهم عقب برد، که نویسندگان به مردمی می پرداختند که به آنان «وحشی نجیب» (noble savage) گفته می شد. این اندیشه و شیوه، به عنوان واکنشی طبیعی در برابر جامعه ای پیچیده و محنت زده گسترش می یابد و نشان می دهد که مردم دهات، یا بی تمدن ها یا وحشی ها، مردمی هستند با عواطف ساده و طبیعی و تفکرات عمومی نیرومند که در فرهنگ های بیگانه منحل و مضمحل نشده اند.
در چشم انداز روستایی، مردم ساده به صورت کسانی تصویر می شوند که نسبتاً بی تکلف از خودشان سخن می گویند؛ ساده و غالباً با زبانی غیر دستوری و گاهی با لهجه واقعی، و به عنوان کسانی نشان داده می شوند که تا حد زیادی صمیمی هستند یا صفایی متأثّر کننده دارند و با دشواری ها و فلاکت ها و شیوه های خاص خود زندگی می کنند.
سابقه ی ادبیات روستایی در ایران هم، مانند اروپا چندان کهن نیست. در واقع، با مشروطه، کم کم شیوه ی نگرش به جامعه و ادبیات دگرگون می شود و رفته رفته توجه به جوامع روستایی دیده می شود و در ادبیات نیز اندک اندک گرایش به این سو پدید می آید. قدیم ترین سابقه آن را شاید بتوان به اوایل قرن چهاردهم هجری مربوط دانست؛ یعنی زمانی که تسبیح خان (1309)، از جلیلِ محمدقلی زاده، و مرقد آقا (1309)، از نیما یوشیج، و روزگار سیاه (1306)، از احمدعلی خدادادگر تیموری منتشر می شود. در این آثار، به فضای روستایی و زندگی و تفکرات روستاییان توجه شده است و بیشتر رویکردی انتقادی نسبت به آنان مشاهده می شود و البته هدف نویسندگان مشاهده می شود و البته هدف نویسندگان آن، گونه ای تعمیم نمادین است. حدود دو دهه و نیم بعد، غلامحسین ساعدی در عزاداران بیل (1343) تا حدودی زبانش با سادگی و تکلّف روستایی متناسب می شود و به صورت شخصی روستایی و تا اندازه ای به سبک روستایی سخن می گوید و این خود، تأثیر سرگشتگی و رنج اجباری آنان را گسترش می دهد و شدیدتر می کند و بر عواطف نیرومند و آثار آرام اما غالباً بارورِ هوشی پرورش نایافته تأکید می کند. البته او و دیگر نویسندگان ایرانی هم دوره اش، معمولاً کمتر توانسته اند یکدستی لهجه روستایی را دقیقاً حفظ کنند، مگر اینکه نویسنده در اصل روستایی بوده و به زبان محلی نوشته باشد. در این مورد، زبان مرقد آقا موفق تر می نماید؛ اما هنوز راه زیادی نمانده است.
نویسندگانی ایرانی در شیوه روستایی، بیش از زبان، بر زمینه و محیط و فضا و پیام تأکید داشته اند و بنابراین، با وجود تصاویر دقیق روستایی، نتوانسته اند به دقت زبان روستایی را به کار بگیرند؛ با همان خشونت و سادگی و شکستگی، و نه به صورت محاوره ای شهری. در این زمینه، دولت آبادی و امین فقیری تا حدی موفقیت به دست آورده اند؛ اگر چه در اغلب موارد هم، زبان و هنر و ذوقشان را بر تن شخصیت های روستایی پوشانده اند. شاید به همین دلیل است که شیوه روستایی در ایران کمتر از زاویه دید او شخص بیان شده است، که احتمالاً ناشی از تسلط نداشتن به زبان روستایی است. بدین ترتیب، این روش دشواری های خاص خود را دارد. قابل توجه است که صادق هدایت در این مورد هم قدرتی چشمگیر از خود نشان می دهد و مثلاً در داستانی «زنی که مردش را گم کرد» (سایه روشن، 1312) کاملاً زبان و لهجه روستایی را به کار می گیرد و فضای روشنی از محیط و زندگی به دست می دهد. ما از طریق این زبان می توانیم صمیمیت آن را باور بداریم، زیرا به میزانی گسترده بر شخصیت پرتو می افکند و آن را روشن می کند. گفتار روستایی، که غالباً نویسندگانی آن را به کار برده اند که خودشان مهارت فراوانی دارند، نباید با نثر محاوره ای یا ابتدایی اشتباه گرفته شود؛ به ویژه هنگامی که سادگی و گه گاه بی لطافتی زبان اقتضا می کند.
اژدهاکشان(1)، اثر یوسف علیخانی، مجموعه داستان های کوتاهی است که در این شیوه موفق می نماید و کاملاً در طبقه بندی ادبیات رئالیستی روستایی قرار می گیرد. همه داستان های این مجموعه در یک روستای واحد «ملیک» اتفاق می افتد یا با آن ارتباط دارد. به عبارتی، این روستا پیونددهنده حوادث متفرّق و شخصیت های متفاوت داستان هاست.
زبان اثر، سه قلمرو را در برمی گیرد: 1- زبان راوی، 2- زبان روستاییان، 3- زبان شهری. این قلمرو سوم، محدود است و در فضای روستایی گم می شود. زبان مسلط، قلمرو دوم است که در سراسر اثر گسترش یافته است و حتی روی زبان راوی نیز نفوذ دارد. هویداست که علیخانی تسلط خوبی بر زبان روستایی رایج در نواحی البرز دارد. البته باید گفت که گاهی زبان روستایی در این اثر ناهمگون به نظر می رسد، که گویا مربوط به ارتباط با شهر است:
- ها، اگر به عکس پشت خر ننشینی، به پشت سرت نگاه نکنی، بلا وا نمی شه (علیخانی، 54:1386).
- ننه گفت: « می گه آمدن، خبردادن چی نوشتی؟»(همان:77)
- خاله گفت: «چی تو گویی؟ مگه چند سال پیش بود؟ این خواهرزاده من تازه از شیر گرفته شده بود» (همان:76).
نمونه هایی از این دست در این مجموعه متعدّد است و من بدین چند مورد اکتفا کردم. بهتر بود اینها هم با همان لهجه روستایی خاص نوشته و بیان می شد تا درجه راست نمایی و صداقت افزایش یابد. ثبت لهجه ها و گویش ها در آثار داستانی کاملاً امکان پذیر است و می تواند آنها را حفظ کند و به عنوان مواد اولیه زبان شناسی تطبیقی گویش ها و لهجه های ایرانی به کار برد؛ چیزی که در زبان فارسی و گویش های ایرانی کم داریم و نیاز آن احساس می شود و ارزش علمی بالایی هم دارد.
به هر روی، علیخانی در درون مایه ادبیات روستایی، توانسته است به خوبی، صداقت ها و سادگی های روستایی را تصویر کند و زندگی ساده آنان را، که همراه با کار و دشواری و سختی و رنج است، نشان دهد.
یکی از ویژگی های فرهنگ روستایی، تسلیم پذیری و تقدیرگرایی است، که البته همین گفتمان، سختی های زندگی را برای آنان آسان تر و قابل تحمل تر می سازد. آنان خود را به حوادث و رنج ناشی از آن تسلیم می کنند و بدان چهره مذهبی می دهند؛ به همین دلیل است که در این مجموعه، امامزاده مرکزیّت روستایی می یابد و اغلب چیزها با آن مرتبط می شوند. روستاییان، برخلاف فرهنگ شهری، همه چیز را مرتبط با مذهب (امامزاده) می بینند و حتی باورهای عامیانه روستایی و نیز خرافه های خود را به خدا و پیغمبر و قرآن منتسب می کنند:
- یعنی این چیزایی که درباره ی کلثوم ماما می گن، حقیقت داره؟
- ها، در قرآن هم اومده. این چیزا انکارش خوبیّت نداره.
خاله گفته: «جرئت نیست بی وقت بریم بیرون. اول وقت شام ره خوریم و می ریم زیر کرسی تا اله صبح».
سلطانعلی گفت: «بی خود حرف نزن. اینا ره می بره، شهریان ما ره مسخره کنن».
خاله گفت: خدا پیغمبر که دیگه مسخره نی» (همان:77).
یا در جای دیگر می نویسد:
- اینها، همه اش خرافاته. آب هم مگه سنگین و سبک داره؟
خرافات؟ دور از جان! با همه چی بازی، با این هم بازی؟ امام پیغمبر هم دروغه؟ قرآن دروغه؟ (همان:130)
در واقع، اینها ساده ترین و آخرین استدلال های روستایی هستند که در این اثر به خوبی به تصویر کشیده شده اند. امامزاده در این مجموعه، نماد مرکزیت مذهب در روستاهاست که بر همه ی زندگی آن مردمان ساده و صادق نفوذ دارد؛ مثلاً نام کتاب از یکی از کوتاه ترین داستان های مجموعه گرفته شده است: »اژدهاکشان». این ماجرای یکی از روستاییان کهن است به نام «حضرت قلی» و تبدیل او به یک اسطوره عامیانه یا یک پهلوان اسطوره ای، که با قاطرش به نبرد با یک اژدهایی می رود که می خواهد میلک را نابود کند. وی اژدها را با شمشیرش به سه تکه می کند و خودش هم به طرزی ناشناخته می میرد و آثار اژدهاکشی او از بالای کوه تا پایین دره باقی می ماند. مردمی هم که به او کمک نکرده بودند، سنگ می شوند. وی با کشتن اژدها، روستای میلک را نجات می دهد و باعث می شود در آنجا امامزاده ای برپا شود. از آن وقت، همیشه در شب های سیزده بدر، از درّه اژدهاکشان نوری بالا می رود و با نور امامزاده میلک یکی می شود و بعد برای دیدار امامزاده شاه رشید، داخل گنبد امامزاده شاه رشید می شود!
بدین ترتیب است که پیوند اسطوره های عامیانه با مذهب در روستاها مستحکم می گردد. همه این موارد، فضای فانتزی و تخیلی و رؤیایی برای روستا می سازد و چنین است که جاذبه های تخیلی آن پدید می آید.
در این مجموعه گاهی نیز با حال و هوای سوررئالیستی روبه رو می شویم؛ مثلاً در داستان «تعارفی»، که باز هم با امامزاده مربوط است. این شیوه البته جنبه غالب در مجموعه نیست و بسیار معدود است و می توان حتی گفت که به همین یک داستان محدود می شود.
حوادث داستان ها اصلاً پیچیده یا بزرگ نیستند؛ همه، امور روزمّره و عادی زندگی هستند؛ به گونه ای که می توان گفت اصلاً حادثه ویژه ای اتفاق نمی افتد، و همین امر است که داستان ها را در مرز خطر نگه می دارد: خطر تبدیل شدن به یک گزارش تصویری. اما در واقع مگر در روستاها چه حوادث عظیمی می تواند اتفاق بیفتد، جز امور روزمره خودشان، ترس هایشان، محافظه کاریشان، تسلیمشان، تقدیرگرایی شان، صداقتشان، و سادگی شان؟ این روستاییان واقعی، همان کلیشه هایِ من درآری فیلم های تلویزیونی نیستند که متفکران و انقلابیان چنان دروغین تصویر می شوند که هیچ روشنفکری به گردشان هم نمی رسد. چنان نوشته ها و فیلم هایی را تهیه کنندگان و کارگردانان و فیلمنامه نویسانی می سازند که هرگز در روستا نزیسته و با روستاییان نبوده اند و هیچ گونه آگاهی دقیق و جامعه شناختی و علمی از خصلت های روستا ندارند و ذهنیت خود را به عنوان ذهنیت های روستاییان جا می زنند تا فقط آوازه گر و مبلّغ باشند و سری در آخور بکنند. این بلایی است که بر سر نویسندگان دولتی شوروی سابق با عنوان رئالیسم سوسیالیستی آمد و آنان را از مردم دورتر، اما به حزب و دولت نزدیک تر ساخت؛ ولی موفقیت هنری برایشان در پی نداشت. اژدهاکشان به مردم دروغ نمی گوید و واقعیت ها را ملموس نشان می دهد.
یکی از بن مایه های ثابت این مجموعه، مسئله «مرگ» است. بدون استثنا، در همه داستان ها به گونه ای مرگ حضور دارد؛ مستقیم یا غیرمستقیم؛ گویی حادثه اصلی این داستان ها مرگ است، اما این مرگ ها فضای یأس آلود نمی سازند و به احساسات رمانتیک آبکی منتهی نمی شوند. مرگ هم واقعیتی است که زندگی روستایی در آن و با آن جریان دارد؛ این تقدیری است که روستاییان تسلیم آن هستند و معمولاً آن را می پذیرند، بدون اینکه در روند زندگی شان اثر منفی بگذارد.
در اولین داستان، «قشقابل»، مرگ کبل رجب را می بینیم و در آخرین داستان این مجموعه، «ظلمات»، خاک کردن کبل رجب ذکر می شود. گویی داستان ها در این فاصله رخ می دهند، و در همین آخرین داستان است که قرار است یک سازمان مدنی از شهر، بنای امامزاده را مرمّت کند و باز روستاییان، همان چند نفری که هنوز نفسشان می آید، امیدوار می شوند که پس از این، زوّار بیشتری به میلک بیایند و آنجا از سوت و کوری بیرون بیاید و کار و بارشان به سامان گردد. حتی خودشان هم می خواهند پیش قدم شوند. مشدی صفر، آخرین فرد این مجموعه، با یاد مرمّت امامزاده و پیدا کردن کارگر به خواب رفت و «زود هفت پادشاه را خواب دید» (همان:142).
این بود جمله پایانی اژدهاکشان!
آیا صداقت روستاها در حال مرگ است؟

پی نوشت ها :
1. اژدهاکشان (تهران: نگاه، 1386)، مجموعه پانزده داستان کوتاه نوشته یوسف علیخانی است. این مجموعه داستان، برنده اولین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد و نامزد هشتمین دوره جایزه گلشیری شده است. مجموعه داستان های قدم خیر مادر بزرگ من بود (تهران:آموت، 1382) و عروس بید (تهران: آموت، 1388) از دیگر آثار علیخانی است. این مقاله در شماره 24 کتاب ماه ادبیات (فروردین ماه 1388) با عنوان «اژدهاکشان روستایی» به چاپ رسیده است.
کتابنامه :
- علیخانی، یوسف، 1386، اژدهاکشان. چاپ اول، تهران: نگاه.
منبع مقاله :
خاتمی، احمد؛ (1386)، گزیده مقالات کتاب ماه ادبیات درباره نقد کتاب، تهران: نشر خانه کتاب، چاپ اول 1389

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
«ولادیمیر می‌گوید» به قلم فریبا کلهر
ولادمیر می‌گوید 
تازه‌ترین رمان نوجوان «فریبا کلهر»  با عنوان «ولادمیر می‌گوید» از سوی نشر فریبا منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، تازه ترین رمان فریبا کلهر برای مخاطبان نوجوان با عنوان ولادمیر می‌گوید از سوی نشر فریبا (با همكاري نشر آموت) منتشر شد.
کلهر در این رمان که چهارمین رمان از مجموعه رمان‌های نوجوانانه وی است به سراغ روایت داستانی در فضای خارج از ایران رفته است. وی در این رمان راوی را پسربچه‌ای قرار داده است که به همراه مادرش در کانادا زندگی می‌کند و در شیوه سنتی زندگی آنها  مادر مجبور به ساختن گردن‌بندهای خاصی برای امرار معاش است.
کلهر تالیف این رمان را در اسفند ماه گذشته به پایان برده است و نشر فریبا که متعلق به خود اوست انتشار آن را به عهده گرفته است.
پیش از این از مجموعه رمان‌های نوجوانانه کلهر که با عنوان کلی «رمان برای همه» منتشر شده است، پنج اثر با عنوان شهر یخ‌های خیلی یخ، سی‌سا سیاووش، قصه هاي يك دقيقه اي، دختر نفرين شده و پسران گل از سوی نشر آموت منتشر شده است.
همچنین آثار تازه‌ای از این مجموعه با عناوین  افسونگران، سنجاقک نشسته کف استخر و کشور ده متری نیز در دست انتشار است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
يك رمان عجيب و خواندني
http://aamout.persiangig.com/image/00-ketab/00133-jonob-e-daryache-ye-soperyour.jpg
جنوب دریاچه‌ی سوپریور
(رمان خارجی)
الن ایرگود
ترجمه‌ی آرتمیس مسعودی

نشر آموت/ چاپ اول/ 456 صفحه/ 21500 تومان

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
مزرعه حيوانات
http://aamout.persiangig.com/image/00-ketab/00139-mazrae-ye-heivanat.jpg

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
به اميد خدا
نمایشگاه کتاب تبریزاز ۷ تا ۱۳ مهر
نمایشگاه کتاب کرمانشاهاز ۱۶ تا ۲۲ مهر
نمایشگاه کتاب اردبیلاز ۱۶ تا ۲۲ مهر
نمایشگاه کتاب کرماناز ۲۴ تا ۳۰ مهر
نمایشگاه کتاب مشهداز ۲ تا ۸ آبان

لطفا گزارش تصويري نمايشگاه ها را از صفحه نشر آموت در اينستاگرام دنبال كنيد

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
احتمال حضور 1000 ناشر در نمایشگاه بین‌المللی تبریز؛ از 7 مهر
مریم سادات گوشه (روزنامه ايران): طی 20 روز اخیر سه نمایشگاه استانی همدان، اصفهان و اراک میزبان ناشران سراسر کشور بود؛ نمایشگاه اراک تا دیشب دوم مهرماه همچنان ادامه داشت و با آخرین خریدهای مخاطبان اهل استان مرکزی به کار خود پایان داد. نمایشگاه‌های کتاب استانی نقطه امید ناشران - حتی ناشران تهرانی -  برای فروش کتاب‌هایشان است. به اذعان بسیاری از ناشران تهرانی درست است که فروش آن‌ها در نمایشگاه بین‌المللی تهران بسیار بیشتر از نمایشگاه‌های استانی است اما با توجه به‌وضعیت اقتصادی و مشکلات ناشران این نمایشگاه‌ها نقطه عطفی است برای فروش کتاب‌های بیشتر. از طرفی به دلیل مشکلاتی که در حوزه توزیع کتاب در شهرستان‌ها وجود دارد اکثر ناشران می‌خواهند خود کتاب‌هایشان را برای فروش به استان‌هایی که از نظر بعد مسافت با تهران فاصله بسیاری دارند، ببرند.
یوسف علیخانی نویسنده و مدیر نشر آموت که در نمایشگاه‌های استانی بسیاری شرکت کرده است درباره دلیل این استقبال گفت: «ناشر تهرانی و ناشر شهرستانی نیاز به مخاطب دارد و پیدا کردن مخاطب بیشتر و گسترده تر، اولین‌ و آخرین آرزویش به حساب می‌آید. این تصور اشتباهی است که ناشر تهرانی در تهران مخاطب ندارد و برای کسادی بازار روانه نمایشگاه‌های کتاب شهرستان‌های دیگر می‌شود. مسأله اصلی را باید در یافتن مخاطب بیشتر دنبال کرد به این معنا که وقتی می‌بینم کتابم به زاهدان، بندرعباس، اهواز، اردبیل، مشهد، کرمان و... نمی‌رسد باید خودم دست به کار شوم تا برای تداوم این ارتباط هم کتاب‌ها را به مخاطبان آنجا برسانم و هم مخاطب‌شناسی و مخاطب‌یابی کنم.»
او که نظرش با برخی ناشران درباره بن کتاب متفاوت است، افزود: «همیشه از مخالفان این بن تخفیف بوده ام. این بن بیشتر به شوخی می‌ماند تا لطف به خوانندگان کتاب. شاید وقتی یک دهه قبل چنین تصمیمی گرفته شد با تعیین سقف پرداخت بن، کمکی به خوانندگان کتاب می‌شد اما اکنون با 50 هزار تومان بن در واقع 20 درصد از مخاطب حمایت می‌شود. و آیا با این مبلغ می‌توان بیش از 3 کتاب (با میانگین قیمت بین 15 تا 20 هزار تومان) خریداری کرد؟»
او درباره وضعیت اجاره غرفه‌ها گفت: «غرفه‌ها در نمایشگاه تهران اجاره‌ای است اما در نمایشگاه‌های استانی اجاره‌ای نیست.»
علیخانی در ادامه سخنانش درباره وضعیت حمل و نقل کتاب‌ها تصریح کرد: «مؤسسه نمایشگاه‌های کتاب بسیار خوب عمل کرده و با حمایت آن‌ها و هزینه‌اندکی که ناشران پرداخت می‌کنند، کارتن‌های کتاب به باربری ارسال می‌شود و کارتن‌ها را به نمایشگاه‌ها برده و در غرفه‌ها می‌گذارند و پس از پایان کار نمایشگاه‌ها هم دوباره باقیمانده کتاب‌ها کارتن زده می‌شود و به باربری تحویل داده می‌شود.»
امیر مسعود شهرام نیا  مدیر عامل مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی دلایل استقبال ناشران از نمایشگاه‌های کتاب استانی را این‌گونه عنوان کرد: «نمایشگاه‌های استانی کتاب در واقع حلقه مکمل صنعت نشر هستند. چون شبکه توزیع کتاب بخصوص در بیرون از تهران شبکه کارآمدی نیست و شهرهای کوچک برای دسترسی به تازه‌های کتاب با دشواری مواجهند یا کتابفروشی در برخی استانها نیست یا کتابفروشی‌ها کوچک و محدودند و امکان عرضه کتاب‌های متنوع ندارند. بنابر این علاقه ناشران و مردم را نسبت به نمایشگاه‌های استانی تقویت می‌کند. نکته دوم ایجاد امکان ارتباط مستقیم ناشر با مردم شهرها و استان‌های مختلف است.برای بسیاری از مردم شاید دشوار باشد که در ایام نمایشگاه بین‌المللی به تهران بیایند»
او در ادامه سخنانش شرایط نامناسب اقتصادی را از دیگر دلایل استقبال اکثر ناشران تهرانی از این نمایشگاه‌ها دانست و افزود: «در این شرایط انگیزه اقتصادی برای ناشران وجود دارد ونمایشگاه‌ها به فروش آن‌ها بیشتر کمک می‌کند.»
اما شهرام نیا درباره حمایت‌های مؤسسه‌اش از نمایشگاه‌های استانی می‌گوید: «سعی‌مان بر این است که در تمامی استان‌ها نمایشگاه‌ها را برگزار کنیم و علاقه مندیم کتاب‌های متنوعی عرضه کنیم. وهرچه بتوانیم بر حضور ناشران بیفزاییم، خرسند تریم.»
او در ادامه با اشاره به امکانات متفاوت نمایشگاه‌های استانی افزود: «مثلاً تبریز چون فضای نمایشگاه خوبی دارد، امیدوارم بتوانیم بیش از هزار ناشر در آن شرکت دهیم. اما برخی استان‌ها فضای نمایشگاهی محدودی دارند.»
مدیر عامل مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی در ادامه از حمایت دیگر وزارت ارشاد مبنی بر تخفیف خرید کتاب تصریح کرد: «به هر استان بن کتاب تعلق می‌گیرد. و میزان آن به تناسب جمعیت ومیزان استقبال از نمایشگاه متفاوت است. مثلاً برای آذربایجان شرقی عدد 800 میلیون تومان در نظر گرفته شده که 10 درصد توسط ناشر و 20 درصد توسط وزارت ارشاد تخفیف داده شده است.البته این کف تخفیف است و گاهی برخی ناشران بیشتر هم تخفیف می‌دهند. قبلاً تخفیف‌ها برای ناشران اجباراً 20 درصد بود اما به دلیل مشکلات اقتصادی این رقم به 10 درصد کاهش یافت.»
شهرام نیا در پاسخ به اینکه چرا گردش مالی نمایشگاه‌های استانی اعلام نمی‌شود؟ گفت: «از این به بعد اطلاع‌رسانی خواهیم کرد تا مردم از گردش مالی مطلع شوند. اما از همین الان می‌توان پیش‌بینی کرد وقتی کل بن نمایشگاه تبریز به پایان برسد یعنی 5/1 تا 2 میلیارد تومان فروش داشته است. اما اساساً بازار کتاب با بحران تقاضا مواجه است. نمی‌توان انکار کرد که مردم میزان هزینه‌ای که برای سبد خرید کتاب دارند بسیار کم است. بخصوص در نمایشگاه‌های استانی.می توان گفت در مجموع به طور نسبی ناشران راضی هستند.»
او در ادامه درباره میزان کتاب‌های فروش رفته اذعان داشت: «میزان کتاب‌های فروش رفته رشد قابل توجهی نداشته البته افت هم نداشته است. بررسی‌ها نشان داده است تعداد کتاب‌های فروش رفته با یک شیب ملایم حدود 5 درصد افزایش یافته است. نکته دیگر اینکه تعداد ناشران نمایشگاهی بالا رفته و گاهی ممکن است فروش یک ناشر نسبت به سال قبل کمتر بوده اما کل فروش نمایشگاه خوب بوده است.»
وی معتقد است میزان استقبال از نمایشگاه با تغییرات شرایط آب و هوایی و تبلیغات مناسب متغیر است. اکنون نمایشگاه‌های سیستان و بلوچستان و کرمان بسیار پر رونق‌اند. به دلیل فاصله و مسافت بسیاری که با تهران دارند استقبال مخاطبان در این شهرها بسیار بالاست.
ایرج گلپایگانی که یک ناشر فعال در شهر همدان است درباره علت حضور ناشران بخصوص تهرانی گفت: «درسال‌های اخیر بازار نشر با مشکلات بسیاری روبه‌رو بوده بسیاری از ناشران نقدینگی‌شان ته کشید و حتی تغییر شغل دادند. از طرفی مردم هم توجه چندانی به خرید کتاب نداشتند. نمایشگاه‌های استانی بازار خوبی برای ناشران است. به نمایشگاه همدان حداقل 200 میلیون تومان بن تزریق شد. بازار کتاب بسیار آشفته است و ناشران از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا کارهایشان به فروش برسد.»
او درباره وضعیت فروش کتاب در نمایشگاه‌های استانی گفت: «وضعیت فروش در استان‌ها نسبت به نمایشگاه بین‌المللی تهران کمتر است. اما به دلیل توزیع نامناسب کتاب‌ها در برخی استان‌ها و نیز مشکلات فروش اینترنتی و هزینه‌های پست برای خریداران اکثر ناشران ترجیح می‌دهند در نمایشگاه‌های استانی شرکت کنند.»
این ناشرافزود: «بخش عمده فروش کتاب‌ها به کتاب‌های کمک آموزشی و دانشگاهی مربوط می‌شود و پس از آن کتاب‌های مذهبی و رمان فروش خوبی دارند.»

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
زادگاهم در پادشاه فصل ها
http://aamout.persiangig.com/milak.jpg
زادگاهم در پادشاه فصل ها
عكس از خودم
تاريخ:17 آبان 1384
youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
چاپ هفتم "شوهر عزيز من" رسيد
هفتمین چاپ برای سومین ضلع تریلوژی فریبا کلهر 
چاپ هفتم رمان «شوهر عزیز من» نوشته فریبا کلهر، که همراه رمان‌های «شروع یک زن» و «پایان یک مرد» سه‌گانه این نویسنده در ادبیات داستانی را تشکیل می‌دهد، به چاپ رسید.
به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) داستان «شوهر عزیز من» روایت دختری 19 ساله، در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ است. کلهر در این اثر به مقوله‌هایی مانند ازدواج‌های دهه 1360، اعزام رزمندگان به جبهه و  آسیب‌های اجتماعی آن دوران پرداخته است.
کلهر درباره انتشار سه‌گانه‌اش به ایبنا گفته بود: «نگارش و نامگذاري اين سه‌گانه به اين سبب بود كه اين سه اثر هر سه در سمت و سوي يكساني به لحاظ طرح مسايل اجتماعي، ‌سياست و تاثيرات آن‌ها بر روحيات و مناسبات انسان‌ها نوشته شده‌اند و از اين نظر دوست داشتم اين سه كتاب هر سه در سال 1390 منتشر شود.»
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:«همين كه پروانه پايش به خانه رسيد و توي اتاقي كه در زماني دور زريان روزي سه بار پشت دستش كرم نرم كننده مي‌ماليد جاگير واگير شده گفت: «عجب اتاقي. براي من آماده‌اش كرده بودي؟» و خودش را در آيينه ميز آرايش نگاه كرد و موهاي پر كلاغي‌اش را با يك گيره‌ي كوچولو بالاي سرش جمع كرد و رفت چهار زانو روي تخت نشست...»
چاپ هفتم رمان «شوهر عزیز من» با شمارگان دوهزار و 200 نسخه و بهای 15 هزار تومان منتشر شده است.
رمان «شوهر عزیز من» نخستین بار، فروردین سال 1391 به بهای 9 هزار تومان از سوی نشر آموت منتشر شده بود.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
دومين رمان «آلاله سلیمانی» منتشر شد
 
خبرگزاری تسنیم: رمان «نیمکت و دریا» نوشته‌ی «آلاله سلیمانی» به تازگی با محوریت یک دختر جوان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، گلاب در خانواده‌ی نسبتاً سنتی با اصول و عقاید مخصوص خودشان بار آمده. طی عمر هجده ساله‌اش بر طبق نظر اطرافیان زندگی کرده و به یک سری باید‌ها نبایدهایی که خیلی بهشان فکر نمی‌کرده، رسیده. اما بعد از طلاق خواهرش تفکرش نسبت به ارزش‌های زندگی‌اش تغییر می‌کند. اول از همه خانوده‌اش را راضی می‌کند تا برود در دانشگاه انزلی گرافیک بخواند.
گلاب نقاشی می‌کشد و هر کدام از نقاشی‌هایش، داستان مربوط به خودش را دارد. در انزلی در خانه‌ی زینت خانم که یکی از اقوام دور پدرش است ساکن می‌شود. داستان از وقتی شروع می‌شود که نوه زینت خانم از راه می‌رسد؛ نریمان متارکه کرده، ایران زندگی نمی‌کند و هفده سال از گلاب بزرگتر است. شاعر است و داستان شعرهایش، داستان نقاشی‌های گلاب است...
بیشتر همسن و سال‌های گلاب به همین شیوه‌ای که او بزرگ شده، با همین پندارها و تربیت‌ها بزرگ شده‌اند. مثالش در داستان آمده: «دخترها توی خیابان نباید بخندند.» یا «دخترها در خیابان نباید بلند بلند صحبت کنند.» و از این قبیل جمله‌ها زیاد در داستان یافت می‌شود. گلاب می‌خواهد لااقل در مورد زندگی خودش، یک تغییراتی بدهد و سعی کند یک چیزهایی را به خانواده‌اش بفهماند.
از نویسنده «نیمکت و دریا» سال گذشته رمان «شومینه خاموش» در نشر آموت منتشر شد که با استقبال خوانندگان رمان روبه‌رو شد. از این نویسنده به زودی رمان «آلاچیق و اقاقی» در همین انتشارات منتشر می‌شود.
رمان «نیمکت و دریا» نوشته‌ی «آلاله سلیمانی» در 424  صفحه و به قیمت 21500 تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

Labels:

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com
پرفروش‌ترین‌های شهريور 93
http://aamout.persiangig.com/image/bestseller/9306-bestseller-s.jpg
براي دريافت سايز بزرگ كليك كنيد
1: طلسم دلداده/ رمان/ م. آرام
2: بودن/ رمان/ یرژی کاشینسکی/ ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان
3: کتاب نیست/ مجموعه شعر/ علیرضا روشن/ چاپ هفتم
4: پیش از آنکه بخوابم/ رمان/ اس‌جی‌واتسون/ ترجمه‌ی شقایق قندهاری/ چاپ سوم
5: خانه داري/ رمان/ مريلين رابينسون/ ترجمه‌ی مرجان محمدي
6: نيمكت و دريا/ رمان/ آلاله سليماني
7: نسكافه با عطر كاهگل/ رمان/ م. آرام/ چاپ سوم
8: عاشقانه/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ سوم
9: منم تنديس تنهايي/ رمان/ فرح فرسار
10: مزرعه حيوانات/ جورج اورول/ مترجم: عباس زارعي
11: روزگار تفنگ/ رمان/ حببيب خدادادزاده
12: خدمتکار و پروفسور/ رمان/ یوکو اوگاوا/ ترجمه‌ی کیهان بهمنی/ چاپ سوم

Labels: , , , , , , , , ,

youssef.alikhani[at]yahoo[dot]Com